نقش ادراکات گردشگران در رضایتمندی و وفاداری به مقصد گردشگری روستایی (مورد مطالعه: روستای جواهرده)
دوره 8، شماره 1، بهار 1400، صفحه 35-53
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.262192.1896
مصطفی محمدی، سیّد محمّد میرتقیان رودسری، مریم نقوی
چکیده رشد روزافزون مقاصد گردشگری روستایی و نیاز به رقابت و موفقیت، ضرورت ارزیابی مدیران از وفاداری گردشگران را دو چندان کرده است. پژوهش حاضر، با در نظر گرفتن این موارد، به بررسی شکلگیری رضایت و وفاداری گردشگران روستایی مبتنی بر ادراکات آنها (کیفیت، تصویر، ارزش و تجربه) در روستای جواهرده رامسر پرداخته است. جامعه آماری پژوهش، گردشگران داخلی روستای جواهرده رامسر بودند. حجم نمونه 420 نفر برآورد شد و روش نمونهگیری غیرتصادفی دردسترس بود. از پرسشنامه الکترونیکی برای جمعآوری دادهها استفاده شد. تحلیل دادهها در دو سطح توصیفی و مدلسازی معادلات ساختاری مبتنی بر کواریانس با استفاده از نرمافزارهای SPSS26 و LISREL 8.54 انجام پذیرفت. یافتهها نشان داد که متغیرهای رضایت کلی، تجربه ادراکی، کیفیت ادراکی، ارزش ادراکی و تصویر ادراکی، به ترتیب، بیشترین تاثیر تا کمترین تاثیر را بر وفاداری گردشگران به مقصد روستایی جواهرده رامسر داشتهاند. همچنین آبوهوا و چشمانداز، از ویژگیهای منحصربهفرد تجربه مثبت و نیز زبالهپراکنی، تخریب و تنزل اصالت کالبد و معماری بناها و نبود یک سیستم ارائهی خدمات یکپارچه از تجارب ادراکی منفی گردشگران از روستای جواهرده بود. مبتنی بر این یافتهها، مهمترین پیشنهاد این است که شبکهی یکپارچهای از خدمات گردشگری (حملونقل، اقامت، تغذیه، جاذبهها، گشتها، سوغاتفروشی) و خدمات عمومی در جواهرده در قالب اپلیکیشن یا وبسایت تعاملی (Javaher) چندزبانه به منظور تسهیل در اطلاعرسانی گردشگران، رزرو و ارتباطات بازاریابی طراحی شود. به علاوه، در انتها، پیشنهادات کاربردی دیگری ارائه گردید.
برنامهریزی راهبردی بازاریابی گیاهان دارویی در نواحی روستایی (مطالعه موردی: شهرستان چناران)
دوره 9، شماره 1، بهار 1401، صفحه 35-52
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.299133.1969
زری افشار، مریم قاسمی، خدیجه بوزرجمهری
چکیده یکی از عوامل مهمی که باعث عدم تحقق اهداف توسعه کشاورزی و افزایش تولید و درآمد کشاورزان در کشورهای درحالتوسعه میشود، نارسایی سیستم بازاریابی محصولات کشاورزی است. بر این اساس مطالعه حاضر به شناسایی و اولویتبندی راهبردهای مطلوب بازاریابی گیاهان دارویی از دیدگاه کشاورزان میپردازد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و مطالعه در سال 1398 در شهرستان چناران انجام شدهاست. واحد تحلیل کشاورزان تولیدکننده گیاهان دارویی و خبرگان روستایی بودهاست. در این مطالعه از دو ابزار برنامهریزی و مدیریت استراتژیک یعنی SWOT و QSPM استفاده شد. براساس مطالعات میدانی و اسنادی، 14 نقطه قوت و فرصت به عنوان مزیت و 24 نقطه ضعف و تهدید به عنوان محدودیت و تنگنای پیشروی بازاریابی گیاهان دارویی شناسایی گردید. با توجه به امتیاز نهایی در ماتریس ارزیابی عوامل داخلی 12/2و در ماتریس ارزیابی عوامل خارجی 725/1 ، استراتژیهای «تدافعی» (حداقل-حداقل) مطلوب تشخیص دادهشد. ماتریس برنامهریزی استراتژیک کمی در بین 11 راهبرد تدافعی شناساییشده، راهبرد «اصلاح نظام بازاریابی گیاهان دارویی در کشور» از طریق شناسایی بازارهای هدف بهمنظور حضور مؤثر در تجارت بینالمللی گیاهان دارویی، تعیین کد قابل ردیابی برروی محمولههای صادراتی گیاهان دارویی کشور، ایجاد شرکتهای تخصصی صادرات گیاهان دارویی تعیین درجات و استانداردها به عنوان راهبرد کانونی در اولویت قرارگرفت. بدیهی است اتخاذ سیاستها و راهبردهای مناسب و مبتنی بر شناخت واقعگرایانه از وضعیت موجود، میتواند ضمن استفاده بهینه از منابع موجود (آب و خاک) و تأمین نیاز داخلی به افزایش سهم ایران در تجارت جهانی گیاهان دارویی منجرگردد.
تحلیل آلودگی های زیست محیطی روستاهای الحاقی به کلانشهرها (مطالعه موردی: شهر مشهد)
دوره 6، شماره 1، بهار 1398، صفحه 37-49
https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.133437.1737
وحید ریاحی، فرح فتحی زاده
چکیده روستاهای الحاقی به کلانشهرها با آلودگی زیستمحیطی متعددی مواجهاند. یکی از شایعترین این آلودگیها که از اهمیت بالایی برخوردار است آلودگیهای مربوط به خاک، زباله و ... میباشد. بر این اساس مقاله حاضر به تحلیل آلودگیهای زیستمحیطی روستاهای الحاقی شهر مشهد میپردازد. روش تحقیق حاضر توصیفی- تحلیل بوده و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزارهای ArcGIS و GeoDa استفاده شده است. جهت بررسی توزیع فضایی بیماری سالک از ضریب موران و آماره عمومی G استفاده شده و همچنین از شاخص دومتغیره موران برای سنجش خودهمبستگی بیماری سالک در اثر آلودگیهای زیستمحیطی استفاده شده است. جامعه آماری 10 روستای مستحیل شده به شهر مشهد هستند، نمونهها را با استفاده از آمار شبکه بهداشت به دست آوردیم. در بین روستاهای مطالعه شده نرخ روستای سیسآباد با 2190 مورد ابتلا به بیماری، بیشترین سالک را داشته است. نتایج نشان میدهد که توزیع فضایی بیماری سالک در شهر مشهد به صورت خوشه ای است و آماره G 5/0 به دست آمده است. در ارتباط با تحلیل خودهمبستگی فضایی بیماری سالک و آلودگیهای زیستمحیطی، توزیع فضایی به دست آمده از نوع خوشه ای میباشد و ضریب موران دومتغیره 68/0 به دست آمد که بیانگر این است که بیماری سالک در مکانهایی که آلودگی زیستمحیطی بالایی دارند، بیشتر است. نتایج تحقیق نشان میدهد از آنجایی که روستاهای ادغام شده در شهر مشهد بیشتر در اطراف کشف رود قرار دارند و جهت شیب مشهد نیز به سمت این رودخانه میباشد، لذا بیشترین میزان آلودگیهای زیستمحیطی در روستاهای مستحیل شده وجود دارد که باعث مبتلا شدن ساکنان این مناطق به بیماری سالک شده است.
سرمایه گذاری خارجی و رشد تجارت و تاثیر آن بر توسعه روستایی (مورد: خراسان رضوی)
دوره 7، شماره 1، بهار 1399، صفحه 37-47
https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.228970.1847
علی رسولیان، حسین حکیم پور
چکیده یکی از مشکلات اساسی کشورهای در حال توسعه، اتکای بیش از حد درآمد آنها به صدور یک یا تعداد محدودی از کالاهاست. به منظور کاهش وابستگی اقتصاد ایران به صادرات نفت خام جهت گیری سیاستهای صادراتی باید به سمت صدور کالاهای غیرنفتی تغییر یابد. چنین امری تحقق پیدا نمی کند مگر اینکه فرصت های موجود در صادرات بخش های مختلف شناسایی و از طریق رشد سرمایه گذاری در این حوزه به این فرصت ها جنبه عملیاتی بخشیده شود. یکی از مولفه های کلیدی اثر گذار بر توسعه صادرات و تجارت غیر نفتی بخصوص در بخش کشاورزی و به تبع آن توسعه روستایی، توجه به حوزه سرمایه گذاری مستقیم خارجی و اثر پذیری کوتاه و بلند مدت آن بر رونق تجارت و رشد مولفه های توسعه روستایی می باشد. این مطالعه بر آن است تا به بررسی نقش سرمایه گذاری خارجی در استان خراسان رضوی بر توسعه تجارت خارجی آن و نیز تاثیر این دو پارامتر بر توسعه روستایی استان خراسان رضوی بپردازد. آمار و اطلاعات لازم از طریق سایت گمرک ایران و استان خراسان رضوی، بانک مرکزی و مرکز آمار ایران و سایر منابع کتابخانه ای برای دوره 1397- 1390 برای 40 شرکت صادرکننده کشاورزی منتخب استان که توسط اتحادیه صادرکنندگان معرفی شدند، و نیز تجزیه و تحلیل مولفه های توسعه روستایی به دست آمد. نتایج برآورد الگوی پانل برای داده های تابلویی نشان داد که سرمایه گذاری مستقیم خارجی در دوره مورد مطالعه نقش مثبت و معنی داری بر تجارت استان خراسان رضوی و متعاقب آن تاثیر مثبت و معنی داری بر شاخص های توسعه روستایی داشته است.
تحلیل امنیت غذایی خانوارهای روستایی استان آذربایجان غربی بر مبنای شاخص تنوع غذایی و عوامل موثر بر آن
دوره 10، شماره 1، بهار 1402، صفحه 37-55
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.330418.2003
امیر احمدی، محمد بادسار، حیدر قلیزاده، رویا کرمی
چکیده فقدان تنوع غذایی بهعنوان مهمترین جنبه دسترسی خانوار به غذا، چالشی اساسی برای جوامع روستایی به شمار میآید. هدف اصلی این پژوهش سنجش وضعیت امنیت غذایی خانوارهای روستایی منطقه موردمطالعه با استفاده از شاخص تنوع غذایی و تعیین عوامل اصلی تأثیرگذار بر رژیم غذایی خانوار میباشد. پژوهش مقطعی صورت گرفته جز تحقیقات کاربردی بوده که به روش توصیفی- تحلیلی انجام گردیده است. ابزار اصلی جهت گردآوری دادهها پرسشنامه استاندارد محاسبه نمره تنوع غذایی برحسب شمارش گروههای غذایی مصرفی توسط خانوار در دوره مرجع 24 ساعته قبل از فرآیند انجام مصاحبه میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه خانوارهای روستایی استان آذربایجان غربی میباشد. با استفاده از فرمول کوکران تعداد 482 خانوار به روش نمونهگیری طبقهای چندمرحلهای بهعنوان حجم نمونه آماری انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد عمده گروههای غذایی مصرفی توسط خانوارهای روستایی استان آذربایجان غربی بهصورت انواع غلات با 57.9%، گیاهان ریشهای و غدهای با 56.4% و انواع حبوبات با 49.8% میباشد. همچنین ازلحاظ طبقهبندی تنوع غذایی خانوارهای روستایی، 58.1% در طبقه دارای تنوع غذایی متوسط قرار گرفتند. تحلیل روابط مفروض بر اساس مقادیر استاندارد حاصل از هر دو روش تخمین حداکثر بزرگنمایی و Bayesian در نرمافزار Amos نشان داد که متغیرهای مالکیت دام، میزان تحصیلات، بعد خانوار و درآمد سالیانه در حالت کلی 85% از تغییرات متغیر وابسته تنوع غذایی را تبیین میکنند. متنوع سازی منابع درآمدی و در کنار آن ارتقا سطح تحصیلات سرپرست خانوار که منجر به افزایش دانش تغذیهای و سوق دادن رژیم غذایی به سمت انتخاب و مصرف محصولات سالمتر و متنوعتر در رژیم غذایی خانوارهای روستایی میگردد، پیشنهاد میشود.
تحلیل اثرات تغییر الگوی کشت ناشی از خشکسالی در مناطق روستایی به محصول زعفران در روستاهای دهستان زبرخان
دوره 4، شماره 1، بهار 1396، صفحه 40-59
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.37086.1463
حمداله سجاسی قیداری، زهرا بهروز
چکیده انتخاب هر الگوی کشت، به دلیل چند بعدی بودن کشاورزی میتواند پیامدهای مهمی در زندگی کشاورز و جامعه روستایی داشته باشد. اما در برخی از شرایط، کشاورزان به جهت تغییر در شرایط محیطی، تغییر در تقاضا و مصرف وغیره. گرایش به تغییر الگوی کشت پیدا میکنند. یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار در چند سال اخیر در تغییر الگوی کشت بین کشاورزان ایرانی، مسئله خشکسالی میباشد. بر این اساس از رایجترین تغییرات الگوی کشت در منطقه خراسان، گرایش به کشت زعفران است که میتواند اثرات متنوعی از جنبههای اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی را به دنبال داشته باشد. لذا این مطالعه به بررسی تغییرات حاصل از تغییر الگوی کشت محصول زعفران، ناشی از خشکسالی در بعد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی بین روستاییان دهستان زبرخان در استان خراسان رضوی پرداخته است. برای این منظور از روش شناسی توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. جمعآوری دادهها از روش شناسی کتابخانهای و میدانی در قالب پرسشنامه محقق ساخته، انجام شده است که روایی آن بر اساس روش کرونباخ برابر با 78/0 میباشد. بهاین منظور از طریق فرمول کوکران که با سطح خطای 05/0 در نظر گرفته شده، تعداد 142 نفر از کشاورزانی که به علت کمبود آب و خشکسالی تغییر الگویکشت به محصول زعفران داشتهاند به صورت نمونهگیری در دسترس انتخاب و نظر آنان در ارتباط با آثار اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی این تغییر الگویکشت، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بهدست آمده نشان داد که در کلیه شاخص های تحقیق بهجز شاخص افزایش سطح زیر کشت، تغییرات معناداری شکل گرفته است. همچنین با استفاده از روش وزن دهی آنتروپی شانون، مهمترین تغییرات صورت گرفته ناشی از تغییر الگوی کشت به زعفران مشخص شده و در ادامه تفاوتهای اثرات تغییر الگوی کشت به زعفران در بین روستاها از طریق مدل چند شاخصه TOPSIS مورد ارزیابی قرار گرفت که در نهایت مشخص شد روستای حریم آباد با ضریب 1 در هر سه بعد بیشترین تأثیر را از تغییر الگوی کشت پذیرفته است و روستای کلاته سلطانی با ضریب 183/0 کمترین تأثیرپذیری را داشته است.
نگرش گندمکاران در خصوص یکپارچهسازی اراضی و راهکارهای متناسب از دیدگاه آنان (مورد مطالعه: گندمکاران روستاهای شهرستان هشترود)
دوره 2، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 41-60
https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.13410
علی شمس، جواد احدزاده، علیرضا عباسی، زهرا هوشمندان مقدم فرد
چکیده دستیابی به توسعه کشاورزی نیازمند طراحی و اجرای برنامهها و استراتژیهای صحیحی است که گام اول تدوین برنامهها نیز شناسایی وضعیت موجود از بعد توانمندیها و مشکلات میباشد. پراکندگی و قطعهقطعه بودن اراضی کشاورزی یکی از مهمترین این مشکلات میباشد. تحقیق توصیفی- همبستگی حاضر باهدف بررسی نگرش گندم کاران شهرستان هشترود در خصوص یکپارچهسازی و راهکارهای متناسب برای یکپارچهسازی از دیدگاه آنها در سال 1392 صورت گرفت. اعتبار و روایی ابزار تحقیق (پرسشنامه) با استفاده از نظرات اساتید و کارشناسان مرتبط تأیید و پایایی آن نیز از طریق مطالعه مقدماتی و محاسبه آلفای کرونباخ برابر با 85/0 و 80/0 برای بخش نگرش و راهکارها بهدقت آمد. جامعه آماری را کلیه گندم کاران نواحی روستایی شهرستان هشترود در استان آذربایجان شرقی تشکیل میدادند که 186 گندمکار بهعنوان نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونهگیری چندمرحلهای تصادفی از 15 روستای این شهرستان انتخاب و موردمطالعه واقع شدند. نتایج نشانداد که اکثریت گندم کاران (7/67 درصد) نسبت به یکپارچهسازی نگرش نامساعدی دارند. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که بین سابقه کشاورزی با نگرش گندمکاران رابطه مثبت و معنیدار ولی بین تعداد قطعات کل با نگرش رابطه منفی و معنیداری وجود دارد. نتایج تحلیل عاملی نیز نشانداد که چهار عامل اقدامات بازدارنده، اقدامات مشاعی-تعاونی، اقدامات حمایتی- تسهیلاتی و اقدامات انگیزشی- ترویجی 9/59 درصد از واریانس کل مربوط به راهکارهای یکپارچهسازی را تبیین کردند.
بررسی توسعهیافتگی بخش کشاورزی روستاهای استانهای شمالی ایران و هلند با استفاده از الگوی MARCOS
دوره 11، شماره 1، بهار 1403، صفحه 42-57
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.379271.2074
علیرضا شفائیه نجار، محمد کاوسی کلاشمی، حیدر قلیزاده
چکیده با توجه به شباهت اقلیمی و محیطی مجموع سه استان شمالی ایران و کشور هلند، همواره این سؤال مطرح است که چرا سطح توسعه بخش کشاورزی در این دو پهنه جغرافیایی تا این حد متفاوت است و آیا امکان الگوبرداری از هلند برای تسریع در فرایند رشد و توسعه ایران (استانهای شمالی) وجود دارد. هدف پژوهش حاضر، تعیین سطح توسعهیافتگی بخش کشاورزی سه استان شمالی ایران (گیلان، مازندران و گلستان) و کشور هلند میباشد. برای دستیابی به این هدف، از الگوی تصمیمگیری چندمعیاره MARCOS استفاده شد. مهمترین دلیل استفاده از این روش، اطمینانبخشی و دقت بیشتر در حل مسائل تصمیمگیریهای چندمعیاره میباشد؛ روشی مبتنی بر سلسله مراتب و شناخت شرایط و محدودیتها برای حل مشکلات کسبوکار در دنیای واقعی. آمار و اطلاعات مورد نیاز از آم ارنامههای کشاورزی و پایگاههای اطلاعاتی مانند بانک جهانی، سازمان جهانی خواروبار و کشاورزی بهدست آمد. نتایج حاصل مؤکد فاصله زیاد سطح توسعهیافتگی استانهای شمالی ایران در مقایسه با کشور هلند در حوزههای زراعت، باغبانی، دامپروری، مکانیزاسیون و آموزش و زیرساخت میباشد. از مهمترین دلایل موفقیت هلند استفاده از فناوریهای برتر و گلخانههای پیشرفته، اعم از کشاورزی هیدروپونیک، استفاده از انرژی زمین گرمایی، فناوری نورافشانی مصنوعی و راهکارهای آبکشتی و هواکشتی است؛ لذا حمایت از توسعه این فناوریها در کشور میتواند شکاف توسعهیافتگی بخش کشاورزی در استانهای شمالی ایران را کاهش داد.
تحلیل فضایی اثرات انتقال و توزیع آب از مخازن چاه نیمهها به اراضی کشاورزی بر پایداری اقتصادی روستاها
دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 55-79
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.342701.2023
مهدی نادریان فر، سیروس قنبری، جواد بذرافشان
چکیده با عنایت به قرارگیری منشأ جریانهای ورودی آب به سیستان در کشور افغانستان، کمبود آب یکی از عوامل اصلی محدودکننده توسعه فعالیتهای کشاورزی در این منطقه بشمار میرود. بطوریکه خشکسالیهای اخیر منجر به خشک شدن شریانهای حیاتی، نابودی بنیانهای تولیدی و تشدید مهاجرتهای گسترده به سایر نقاط ایران شده است. در این راستا طرح آبیاری 46 هزار هکتار از اراضی کشاورزی سیستان بهمنظور انتقال سیلابهای جاری از کشور افغانستان به گودالهای طبیعی معروف به مخازن چاه نیمهها و امکان بهرهبرداری مناسب از سیلابهای مذکور برای توسعهی کشاورزی و پایداری منطقه مورد تصویب و اجرا قرار گرفت. بنابراین در این پژوهش تلاش شده، تأثیر طرح 46 هزار هکتاری آبیاری دشت سیستان بر پایداری اقتصادی روستاها مورد کنکاش قرار گیرد. جامعة آماری پژوهش، ساکنین 40 روستای شهرستان هامون که با استفاده از فرمول کوکران از بین 9397 خانوار، تعداد 346 نفر پرسشگری به عمل آمد. برای تجزیهوتحلیل دادهها، از نرمافزارهای Swara، Mabak، GIS و نیز از آزمونهای ویلکاکسون در نرمافزار SPSS برای تحلیلهای آماری استفادهشده است. براساس نتایج پژوهش بیشترین تأثیرگذاری اجرای طرح 46 هزار هکتاری آبیاری مربوط به مؤلفههای ارزشافزوده و مدیریت آب میباشد. رتبهبندی روستاها بر اساس مدل ماباک نشان میدهد با اجرای طرح سطح پایداری اقتصادی 5/42 درصد روستاها کاهش، 40 درصد روستاها متوسط و در 5/17 درصد روستاها پایداری آنها نسبت به قبل افزایشیافته است. پراکنش فضایی روستاها به لحاظ سطح پایداری اقتصادی نشان میدهد تنها در قسمتهای جنوبی و شرقی محدوده موردمطالعه که در قبل اجرای طرح با محدودیت جدی آب روبرو بودهاند (به علت دوری از چاه نیمهها) و با اجرای طرح و دسترسی مطلوب به آب کشاورزی از طریق شبکه آبیاری در فعالیتهای اقتصادی این روستاها تغییراتی مثبتی به وجود آمده در سایر روستاها تغییرات قابل محسوسی رخ نداده است.
تحلیل اثرگذاری فناوری دیجیتالی بر زیرساختهای شگلگیری روستای خلاق در سکونتگاههای پیراشهری (مورد: کلانشهرمشهد)
دوره 10، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 137-164
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.338764.2013
علی اکبر عنابستانی، مهدی جوانشیری
چکیده استفاده از فناوری دیجیتالی بر شکلگیری روستای خلاق بهعنوان رویکردی نو در استفاده از قابلیتها و ظرفیتهای موجود روستا جهت احیای آن، تأثیرگذار بوده است. پژوهش حاضر، بهمنظور تحلیل اثرگذاری فناوری دیجیتالی بر زیرساختهای شکلگیری روستای خلاق سکونتگاههای پیراشهری مشهد به انجام رسیده است. روش تحقیق در پژوهش حاضر توصیفی - تحلیلی و نوع آن ازنظر هدف، بنیادی و برای جمعآوری اطلاعات از روشهای اسنادی و میدانی استفادهشده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 8 روستای پیرامون کلانشهر مشهد در سال 1400 است که دارای دفتر ICT روستایی، جمعیت بالای 1000 خانوار و در مجاورت شهر مشهد قرارگرفتهاند. با توجه به تعداد خانوارهای کل در جامعه نمونه (20813 خانوار=N) و با خطای 07/0 درصد در فرمول کوکران حجم نمونهای برابر 194 خانوار محاسبه که با روش تصادفی سیستماتیک از جامعه روستایی انتخاب شدند. تحلیل فضایی متغیرهای اصلی با استفاده از مدلهای FGRA و MABAC انجام شد که روستاهای گرجی سفلی، حسینآباد قرقی و دهرود دارای بالاترین، و روستاهای کال زرکش و چهار برج دارای پایینترین سطح استفاده از خدمات فناوری دیجیتالی (RICT) و زیرساختهای روستای خلاق است. در ادامه برای بررسی تأثیر فناوری دیجیتالی (RICT) بر "زیرساختهای روستای خلاق"، ضمن تائید همبستگی مثبت و معنیداری این دو متغیر با آزمون همبستگی پیرسون، نتایج مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد تکنیک حداقل مربعات جزئی (PLS) نشان میدهد که بُعد "آگاهی از خدمات RICT" با در نظر گرفتن اثرات مستقیم و غیرمستقیم، با ضریب 755/0، تأثیر بیشتری بر زیرساختهای روستای خلاق در سکونتگاههای نمونه داشته است. در کل با توجه به مقدار ضریب تعیین (R2) برای متغیر زیرساختهای روستای خلاق (969/0) مشخص گردید تأثیرگذاری فناوری دیجیتال روستایی (RICT) بر زیرساختهای روستای خلاق در سطح قوی است. بنابراین از منظر زیرساختهای روستای خلاق، برای جذب جمعیت و آماده سازی جمعیت جوان، پیشنهاد می شود از مشوقهای دولتی، همانند عدم پرداخت مالیات و تسهیلات مسکن و اشتغال استفاده کرد.
بررسی پیامدهای مکانی و فضایی خشکسالی اقلیمی در مناطق روستایی شهرستان کازرون
دوره 6، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 145-157
https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.171481.1779
غریب فاضل نیا، حسنعلی جهانتیغ
چکیده خشکسالی به عنوان پدیدهای اجتناب ناپذیر از دیرباز گریبانگیر مناطق روستایی کازرون بوده و خسارات زیادی را برای روستائیان در پی داشته است. بدود تردید، نخستین گام برای مقابله با آثار زیانبار خشکسالی، شناخت و درک عمیق اثرات آن میباشد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر برای مطالعه و تحلیل پیامدهای مکانی و فضایی خشکسالی در مناطق روستایی شهرستان کازرون در بازۀ زمانی 1397-1375 صورتبندی شده است. در این تحقیق برای محاسبات مختصات خشکسالی اقلیمی از شاخصهای (SPI)، (DR) و (PNPI) استفاده شده است. این پژوهش از نوع کاربردی با رویکرد تحلیلی است که با بهرهگیری از نرم افزار SPSS، به تعیین رابطه بین مقدار بارش و عملکرد تولید گندم و حرکات جمعیتی میپردازد. نتایج نشان میدهد که بین میزان بارندگی و میزان تولید گندم رابطه معنیدار و مثبتی برقرار میباشد، بطوریکه با کاهش بارندگی بهطور متوسط، سالانه 5/25 کیلوگرم کاهش عملکرد در هکتار پدید آمده، که در نهایت به کاهش درآمد روستائیان و عدم توسعۀ روستایی میانجامد. همچنین نتایج حاصل از آزمون همبستگی پیرسون نشان میدهد که بین میزان بارش و مهاجرتهای روستایی با مقدار ضریب همبستگی 763/0 - و سطح خطای کمتر از (010/0) رابطه معنیداری وجود دارد، بطوریکه با کاهش میزان بارندگی، مهاجرتهای روستایی افزایش یافته که این امر خود تاکنون باعث خالی از سکنه شدن 59 روستا شده است.
شناسایی عوامل مؤثر در تغییر کاربری اراضی کشاورزی روستای بلگور در شهرستان صومعه سرا
دوره 7، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 157-170
https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.241518.1861
زهرا بهره مند پاسکه، محمد کاوسی کلاشمی
چکیده یکی از معضلات اساسی در کشاورزی استان گیلان، تغییر کاربری اراضی است. تغییر کاربری اراضی کشاورزی در این استان سالیانه بخشی از اراضی حاصلخیز را از چرخه تولید خارج می کند. هدف اصلی این پژوهش شناسایی پیشران های مؤثر بر تغییر کاربری اراضی کشاورزی در روستای بلگور می باشد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی است و ماهیت توصیفی- تحلیلی دارد. برای جمع آوری اطلاعات از پیمایش میدانی استفاده شد. نمونه آماری تحقیق شامل خبرگان محلی روستا است (٥٠=n). ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته است که روایی صوری آن به تایید کارشناسان رسید و پایایی آن با استفاده از پیشآزمون و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (0.86) تایید شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تکنیک تحلیل عاملی و نرم افزار SPSS استفاده گردید. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که چهار عامل به عنوان پیشران های مؤثر در تغییر کاربری اراضی کشاورزی این روستا وجود دارند که شامل عامل حاکمیتی، عامل مشکلات زندگی در روستا، عامل اقتصادی و عامل محیطی می باشند. عوامل شناسایی شده در مجموع 66.57 درصد از واریانس متغیر تغییر کاربری اراضی کشاورزی را تبیین می کنند. با توجه به نتایج، مهم ترین پیشران تاثیرگذار بر تغییر کاربری اراضی کشاورزی در روستای بلگور عامل حاکمیتی است که با تمرکز بر این مسئله، اصلاح و وضع قوانین جدید می توان از روند صعودی تغییر کاربری اراضی کشاورزی در این روستا جلوگیری نماید.
تحلیل اثرات هدفمندسازی یارانهها در بخش کشاورزی (مورد مطالعه: بخش مرکزی شهرستان چرام)
دوره 8، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 171-186
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.266614.1909
مهدی نوری پور، مجید صداقتی، محبوبه آسیمه
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل اثرات هدفمندسازی یارانهها در بخش کشاورزی شهرستان چرام واقع در استان کهگیلویه و بویراحمد انجام گرفت. جامعهی آماری پژوهش 2528 تن از کشاورزان بخش مرکزی شهرستان چرام بودند. رویکرد حاکم در این مطالعه تلفیقی (کیفی ـ کمی) بود. در بخش کیفی ابتدا دادهها از طریق انجام مصاحبهی عمیق با کشاورزان مطلع گردآوری شد. تکنیک تجزیه و تحلیل دادهها در این بخش، تحلیل محتوا و نمونهی مورد مطالعه با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و شاخص اشباع نظری ۳۹ نفر انتخاب گردید. در بخش کمی پژوهش برای بدست آوردن دیدگاه جامعتر نسبت به طرح هدفمندسازی یارانهها در بخش کشاورزی و شناخت اثرات آن، به جمعآوری دادههای ثانویه قبل و بعد از هدفمندسازی یارانهها مبادرت ورزیده شد. تجزیه و تحلیل دادهها در این بخش با نرم افزار SPSS صورت گرفت. نتایج حاصل از تحلیل محتوا در قالب سه مرحله کد گذاری باز، محوری و انتخابی نشان داد که پنج دسته عامل (افزایش هزینههای تولید محصولات کشاورزی، افزایش هزینههای اقتصادی کشاورزان، کاهش کیفیت زندگی کشاورزان، بهینهسازی در مصرف حاملهای انرژی و کاهش آلودگیهای زیست محیطی) از مهمترین تأثیرات هدفمندسازی یارانهها بر بخش کشاورزی بوده است. همچنین نتایج حاصل از بخش کمی پژوهش با استفاده از مقایسهی میانگین زوجی سطح زیرکشت و عملکرد محصولات کشاورزی قبل و بعد از هدفمندسازی یارانهها نیز نشان داد که، سطح زیرکشت گوجه فرنگی و خیار سبز بعد از هدفمندسازی یارانهها نسبت به قبل از آن بطور معنیداری افزایش یافته و سطح زیر کشت برنج و گندم آبی کاهش یافته است و میزان عملکرد گوجهفرنگی، جو دیم و هندوانه بعد از هدفمندسازی یارانهها نسبت به قبل از آن بطور معنیداری افزایش یافته است. در صورتیکه، در سایر محصولات از نظر سطح زیرکشت و عملکرد تفاوت آماری معنیداری مشاهده نشده است. بنابراین، با توجه به نتایج حاصل از پژوهش طرح هدفمندسازی یارانههای کشاورزی آنچنان که باید تأثیر مطلوبی بر بخش کشاورزی نداشته است. از این رو، پیشنهاد میشود مراجع ذیربط از قبیل وزارت جهاد کشاورزی و سازمانهای بانی امر قیمتگذاری، سازوکارهای لازم برای کاهش قیمت نهادههای تولید و حاملهای انرژی را در دستور کار قرار دهند.
بررسی عوامل مؤثر بر تحولات ساختاری- کارکردی سکونتگاههای روستایی (مورد مطالعه: بخش کردیان- شهرستان جهرم)
دوره 5، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 173-196
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.80666.1642
وحید ریاحی، صدیقه کرمی نسب، مقصود بیات
چکیده سکونتگاههای انسانی تحت تأثیر عوامل و نیروهای فضاساز، همواره با تأثیرپذیری از فرآیندهای درونی و بیرونی مختلف در حال تغییر و تحول بودهاند. در این میان سکونتگاههای روستایی، بهعنوان جزئی از نظامهای جغرافیایی، که خود متشکل از اجزای مرتبط به یک دیگرند، متأثر از موقعیت و جایگاه مکانی– فضایی، نحوه تعامل یا ارتباط (درونی و بیرونی در مقیاس محلی و منطقهای و ملی) خود، در گذر زمان همواره دستخوش تغییراتی بوده که ساختار و کارکرد نواحی روستایی را در مناطق مختلف کموبیش متحول ساخته است. تأثیربخشی نیروهای درونی و بیرونی به نوع و دامنه روابط و همچنین، ویژگیهای نهادهای اجتماعی روستا بستگی دارد. این نیروها بنیادهای اجتماع روستایی، چه بنیادهای محیطی– اکولوژیک و چه بنیادهای اجتماعی– اقتصادی را تحت تأثیر قرار میدهد. هدف از این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر تحولات ساختاری- کارکردی سکونتگاههای روستایی روستاهای بخش کردیان از توابع شهرستان جهرم است. روش تحقیق این پژوهش توصیفی– تحلیلی بوده و از مجموع مطالعات میدانی وسیع، روش اسنادی و کتابخانهای برای جمعآوری اطلاعات استفاده شده است. بهمنظور بررسی تحولات ساختاری– کارکردی در این روستاها شاخصهایی در ابعاد مختلف (محیطی– اکولوژیکی، اجتماعی– فرهنگی، اقتصادی– معیشتی و کالبدی، فیزیکی) انتخاب شده است. جامعه آماری 1981 خانوار که با فرمول کوکران حجم نمونه 317 نفر برآورد گردید، ابزار پژوهش نیز پرسشنامه، ساکنان خانوار روستاها که روایی آن ازطرف عدهای از متخصصین تأیید شده، و برای تعیین میزان پایایی مقیاس اصلی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ میزان (77/0) استفاده شده است. پس از تهیه و تکمیل پرسشنامه، تجزیهوتحلیل اطلاعات و آزمون فرضیه با استفاده از آزمون t و همبستگی اسپیرمن و تفاوت میان این شاخصها در تحولات روستاها مورد ارزیابی قرار گرفته شد. یافتهها نشان میدهد که در بعد محیطی– اکولوژیکی این روستاها شاهد افزایش چاههای عمیق، کاهش آبدهی چشمه و قنوات، تغییر در کاربری اراضی و از بعد اجتماعی با افزایش مهاجرفرستی و مهاجرپذیری، اقدام سیاستگذاریهای دولت، از بعد اقتصادی رکود صنایعدستی، امکان اشتغال در فعالیتهای خدماتی- صنعتی در بخش و خارج از بخش، از بعد کالبدی– فیزیکی تحول در شبکه معابر و تحول در ساختوساز مساکن روستایی در اثر گسترش مناسبات روستا- شهری مواجه بودهاند که این تحولات ساختاری تحولاتی در عرصههای کارکردی سکونتگاههای روستایی را بهدنبال داشته است.
تحلیل پایداری مساکن نوساز روستایی در روستای پلبابا حسین
دوره 3، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 175-192
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.38656
جیران چام چام، علی اصغر میرک زاده، عباس مهروان
چکیده نوسازی مساکن روستایی برمبنای اصول پایداری از مهمترین پیشنیازهای توسعهی پایدار روستایی است. دستیابی به این مهم جزء با شناخت دقیق جایگاه مساکن روستایی در طیف پایداری و برنامهریزی طرحهای روستایی برمبنای آن امکانپذیر نمیباشد. از طرفی بررسی میزان پایداری ابعاد مختلف مسکن روستایی نقش تعیین کنندهای در تصمیمگیریهای مرتبط با چگونگی پیشبرد این طرح در راستای توسعه پایدار روستایی خواهد داشت. لذا در تحقیق حاضر به بررسی و مقایسهی ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی- فنی و کالبدی مساکن نوساز روستایی با رویکرد پایداری، پارادایم کمی و روش مطالعهی موردی پرداخته شد. جامعهی آماری تحقیق تمام افراد ساکن روستای پل باباحسین از روستاهای شهرستان خرمآباد بوده که خانههای خود را نوسازی کرده و به صورت تمامشماری مورد مطالعه قرار گرفتند (125N=). نتایج تحقیق نشان داد در 4 بعد اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی-فنی و کالبدی، مساکن نوساز روستای روستای پلبابا حسین هرچند به میزان کم به سمت پایداری متمایل بوده، با این حال شاخص ترکیبی اقتصادی نوسازی مساکن روستایی نسبت به سایر شاخصها پایدارتر به دست آمد.
واکاوی وضعیت کارآفرینی سازمانی در تعاونیها (مورد مطالعه: تعاونیهای مرغداران استان کرمانشاه)
دوره 4، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 181-194
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.78099.1637
احسان خسروی، سعید غلامرضایی، مهدی رحیمیان، مرتضی اکبری
چکیده امروزه توسعه تعاونیهای کشاورزی در بسیاری از کشورها، راهبردی کلیدی در توسعهی روستایی است. در این راستا نباید از نقش کلیدی کارآفرینی سازمانی در موفقیت سازمانها بهخصوص در تعاونیهای کشاورزی غفلت کرد. از اینرو، تحلیل وضعیت کارآفرینی سازمانی بهمنظور حرکت فزاینده تعاونیها و بنگاهها و سایر سازمانهای مختلف به سمت توسعه آن برای رسیدن به توسعه پایدار روستایی، امری ضروری است. هدف از پژوهش حاضر واکاوی وضعیت کارآفرینی سازمانی در تعاونیهای کشاورزی بود. جامعه آماری تحقیق شامل 1012 نفر از اعضای تعاونیهای مرغداران گوشتی فعال استان کرمانشاه بودند که با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای با فن انتساب متناسب و با استفاده از روش فرمول کوکران به تعداد 220 نفر انتخاب شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات در این تحقیق، پرسشنامه تعدیلیافته استاندارد اسچیپرز و همکاران (2008) و آنتونسیک و هیسریچ (2001) بود. روایی محتوایی پرسشنامه توسط متخصصان و کارشناسان در زمینه موضوع مورد پژوهش تأیید شد. در این تحقیق از روش آلفای کرونباخ جهت سنجش و تأیید پایایی استفاده گردید. در پژوهش حاضر جهت تحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شد که با استفاده از نرم افزار SPSS20 انجام گرفت. یافتهها حاکی از آن بود که کارآفرینی سازمانی در تعاونیها شامل چهار بعد ریسکپذیری، نوآوری، پیشگامی و نوسازی راهبردی بود. لذا بر اساس یافتهها، پیشنهاد میگردد مدیران و اعضا تعاونیهای کشاورزی با حمایت از ایدهها و نظرات کارآفرینانه اعضاء تعاونیها، زمینه را برای تقویت کارآفرینی سازمانی در تعاونیها فراهم آورند تا از این طریق زمینه و الزامات لازم برای دستیابی به توسعه پایدار روستایی فراهم گردد.
ارزیابی میزان رضایتمندی روستاییان از اجرای طرح هادی با استفاده از مدل کانو (مطالعه موردی: روستای قره آغاج کوه، شهرستان ارومیه)
دوره 9، شماره 2، بهار 1401، صفحه 181-195
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.279252.1926
فاطمه کاظمیه، اسماء عیدی
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارزیابی میزان رضایتمندی روستاییان از اجرای طرح هادی با استفاده از مدل کانو در روستای قرهآغاجکوه شهرستان ارومیه انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق را کلیه سرپرستان خانوار روستای قرهآغاجکوه تشکیل دادند که تعداد 204 نفر از آنان با استفاده از جدول کرجسی- مورگان به عنوان نمونه تعیین و مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه زوجی مدل کانو بود که روایی آن توسط صاحبنظران مسلط به موضوع تحقیق مورد تأیید قرار گرفت. برای بررسی پایایی، تعداد 30 پرسشنامه خارج از نمونه تکمیل و مقدار آلفای-کرونباخ0.883 بدست آمد که نشاندهندهی پایایی مطلوب پرسشنامه بود. عوامل مؤثر بر رضایتمندی روستاییان از اجرای طرح هادی به سه بخش الزامات عملکردی، اساسی و انگیزشی طبقهبندی شدند که 11 نشانگر در گروه الزامات اساسی، 6 نشانگر در گروه الزامات عملکردی و 8 نشانگر در گروه الزامات انگیزشی قرار گرفتند. یافتههای حاصل از مدل کانو نشان داد که بیشترین میزان رضایت روستاییان از اجرای طرح هادی در زمینهی تامین نیازهای اساسی مربوط به نشانگر ضابطهمند شدن ساختوسازها با ضریب رضایت 0.55 و کمترین میزان مربوط به نشانگر جمعآوری و دفع زباله با ضریب رضایت 0.08 است. همچنین در بین عوامل الزامات عملکردی نیز بیشترین میزان رضایت به نشانگر افزایش میزان گرایش به فعالیت در بخش خدماتی روستا با ضریب رضایت 0.88 و کمترین میزان به نشانگر توجه به بافت های با ارزش تاریخی و فرهنگی روستا با ضریب رضایت0.62 اختصاص یافت. در گروه الزامات انگیزشی نیز بیشترین و کمترین میزان رضایتمندی به ترتیب مربوط به نشانگر افزایش قیمت اراضی با ضریب رضایت0.92 و افزایش میزان سرمایه گذاری در روستا و فرصتهای اقتصادی جدید با ضریب رضایت 0.75 اظهار شده است. در اولویت برای بهبود عوامل مربوط به سه گروه، اولویت ابتدا با الزامات اساسی، سپس الزامات عملکردی و سرانجام الزامات انگیزشی میباشد.
راهبردهای اقتصادی نگهداشت روستائیان در مناطق مرزی
دوره 11، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 192-213
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.367525.2059
مریم قاسمی، فرهاد رمضانی
چکیده Maintaining the security of the country's borders requires maintaining the population of the border areas. Since the most important reason for the migration of border dwellers is economic hardships, the present study identifies the economic strategies of maintaining villagers in border areas. The research method is descriptive and analytical, and two SWOT QSPM strategic planning tools were used. The statistical population is the villages with more than twenty households located 10 kilometers from the Iran-Afghanistan border in Torbat-Jam city. In this study, 34 local experts in 17 border villages evaluated the matrix of internal factors with 48 factors and external factors with 9 factors. The results of SWOT showed that having favorable conditions for animal husbandry in border villages is the most important strength and the inefficiency of the cooperative of border residents and the lack of injecting its benefits to the villagers is the most important weakness in maintaining the population in border villages. In this matrix, strengths with 2.13 are superior to weaknesses with 1.03.In the foreign matrix, increasing the government's attention to the residents of border villages compared to the past is the most important opportunity, and the sanctions against Iran in many fields and the reduction of economic relations between the two borders are the most important economic threats to maintaining the population in border villages. In this matrix, opportunity points with 1.12 outweigh weaknesses with 1.02. According to the final score in the internal factors evaluation matrix of 2.16 and in the external factors evaluation matrix of 1.14, the selected strategy is defensive. With the help of the QSPM matrix, among the seven defense strategies presented, the first priority is to increase the diversity of income sources and create suitable and income-generating non-agricultural job opportunities in border villages such as handicrafts, tourism, and the development of service sector activities, etc. with a score of 1.55.
تحلیل راهکارهای توسعه بیمه محصول گندم دیم در روستاهای استان کردستان
دوره 12، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 236-257
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.406740.2115
حسین شعبانعلی فمی، دارا مرادی، علی اکبر براتی، مهناز محمد زاده نصیرآبادی
چکیده بیمه کشاورزی از مهمترین سازوکارهای مقابله با خطرات بخش کشاورزی و کاهش خسارت مالی میباشد و یکی از اهرمهای توسعه کشاورزی بشمار میآید. در این راستا این پژوهش باهدف شناسایی و تبیین راهکارهای توسعه بیمه محصول گندم از دیدگاه کشاورزان دیمیکار و کارشناسان بیمه کشاورزی طی سال زراعی 1401 در استان کردستان انجامگرفته است. تحقیق حاضر ازنظر میزان کنترل متغیرها غیرآزمایشی، ازنظر راهبردی پیمایشی، ازنظر هدف کاربردی و ازنظر زمانی با توجه به اینکه در یک مقطع زمانی خاص انجامشده است، مقطعی هست. جامعه آماری پژوهش شامل دو گروه بهرهبرداران گندم دیم (67486N =) و کارشناسان بیمه کشاورزی (309N =) بود. ازآنجاکه از نظرات کشاورزان هم برای توصیف وضعیت بیمه محصولات و هم برای تعیین میزان اهمیت و اولویت راهکارهای توسعه بیمه استفادهشده بود، حجم نمونه در جامعه کشاورزان با استفاده از نرمافزار G-Power 156 نفر برآورد شد. برای تعیین حجم نمونه در جامعه کارشناسان نیز تعداد 91 کارشناس و بیمهگزار محصولات کشاورزی بهعنوان نمونه و بهصورت تصادفی ساده انتخاب شدند. در پژوهش حاضر ابزار اصلی گردآوری دادهها، پرسشنامه بوده است که مقدار آلفای کرونباخ آن 7/0 =α محاسبه شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی در خصوص شناسایی و تبیین راهکارهای توسعه بیمه محصول گندم دیم از دیدگاه کشاورزان و کارشناسان نشان داد که در هر دو گروه موردمطالعه راهکارهای سیاستی- مقرراتی(β=0.945;0.957)، ارزیابی(β=0.844;0.644)، آموزشی- اطلاع-رسانی(β=0.844;0.768)، اداری (β=0.829;0.829) و رقابتی– نظارتی (β=0.705;0.519) مورد تائید قرار گرفت. از طرفی مقایسه دیدگاه کارشناسان و کشاورزان نشان داد که از دیدگاه هر دو گروه بهره برداران و کارشناسان بیمه، راهکارهای سیاستی- مقرراتی به ترتیب با ضریب بتا 945/0 و 975/0 مهمترین راهکار توسعه بیمه محصول گندم دیم می باشد. لذا توصیه میشود دولت با ایجاد بسترهای قانونی و اجرایی لازم، نسبت به تدوین سیاستهای حمایتی (معافیتهای مالیاتی و یارانهها) ونیز بهکارگیری مدل بیمه مشارکتی (خصوصی - دولتی) با حفظ جایگاه دولت بهعنوان بیمهگر اتکایی جهت توسعه بیمه در بخش کشاورزی اقدام کند.
بکارگیری راهبردهای مدیریت آب توسط کشاورزان کوچک مقیاس در شرایط خشکسالی درمناطق روستایی استان اصفهان
دوره 6، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 265-278
https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.206263.1823
مهناز محمدزاده، حسین شعبانعلی فمی، مسلم سواری، مهسا معتقد، مسیب بقائی، سمیرا افشاری
چکیده خشکسالی از نظر گستره و حجم خسارات اقتصادی که بر جای میگذارد، جزء پرمخاطرهترین بلایای طبیعی محسوب میشود که خسارات جبران ناپذیری را بر بخش کشاورزی و منابع آب کشور وارد میسازد. این تحقیق، با هدف بررسی راهکارهای مدیریت آب توسط کشاورزان کوچک مقیاس در شرایط خشکسالی در مناطق روستایی استان اصفهان انجام شده است. از نظر ماهیت از نوع پژوهشهای کمی، ازنظر میزان کنترل متغیرها از نوع غیرآزمایشی و ازنظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی بوده و به روش توصیفی-همبستگی انجامشده است. جامعه آماری شامل تمامی کشاورزان کوچک مقیاس استان اصفهان بودند که در شرایط خشکسالی قرار داشتند. بر اساس برآورد مرکز آمار ایران تعداد کل بهرهبرداران خرد و دهقانی استان اصفهان حدود 166030 نفر است. حجم نمونه در این گروه با استفاده از جدول مورگان و به روش نمونهگیری طبقهای با انتساب متناسب به تعداد 394 نفر تعیین گردید. ابزار اصلی گردآوری دادهها، پرسشنامه بوده است. نتایج نشان داد که کشاورزان کوچک مقیاس از روشهای گوناگونی جهت مدیریت آب در مقابله با خشکسالی استفاده میکنند که طی تحلیل عاملی در سه دسته راهکارهای مدیریت آبیاری و انتقال آب، مدیریت زراعی- فنی مناسب در مزرعه و مدیریت اطلاعات و سرمایه اجتماعی تلخیص شدند. لذا پیشنهاد میشود اقدامات لازم بلحاظ تصویب قوانین بهرهبرداری بهینه آب، برگزاری دورهایهای آموزشی متناسب، جلب سرمایهگذاریهای خصوصی در راستای توسعه زیرساخت های مورد نیاز آبیاری نوین صورت گیرد.
تحلیل اثرات صندوق کارآفرینی امید در توسعه اقتصادی سکونتگاه های روستایی(مطالعه موردی: شهرستان خوی)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 267-285
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.266215.1906
وحید ریاحی، فرهاد جوان، امید شیخکانلوی میلان
چکیده امروزه توسعه اقتصادی سکونتگاههای روستایی مهمترین راهکار توسعه روستایی در کشورهای جهان سوم محسوب میشود مؤسسات مالی و صندوقهای قرضالحسنه زیادی وجود دارند که میتوانند از طریق ارائه اعتبارات خرد با بهره کم نقش بسزایی در توسعه اقتصادی روستاها در بخشهای مختلف، کارآفرینی، اشتغالزایی و توسعه اقتصادی داشته باشند از این رو پژوهش حاضر به تحلیل اثرات صندوق کارآفرینی امید در توسعه اقتصادی سکونتگاههای روستایی شهرستان خوی میپردازد. مطالعه حاضر از نظر هدف کاربردی و از جهت روش توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات با بهرهگیری از دو روش کتابخانهای و میدانی مبتنی بر پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفته است. همچنین به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات، از مدل تصمیم گیری چند معیاره (TOPSIS) فازی و نرمافزارهای Expert choice، SPSS ، GIS استفاده شده است. نتایج رگرسیون جهت بررسی میزان اثرات صندوق کارآفرینی امید در توسعه اقتصادی سکونتگاههای روستایی خوی، گویای تاثیرات زیاد صندوق کارآفرینی امید در توسعه اقتصادی روستاهای مورد مطالعه است. همچنین ضرایب بتا نشان دادند که در بین شاخصهای توسعه اقتصادی وارد شده به معادله رگرسیون، سهم صندوق کارآفرینی امید در شاخص کاهش وابستگی اقتصادی به دیگران بیشتر از سایر شاخصهای اقتصادی میباشد. در ادامه نیز، به منظور شناسایی نقش صندوق کارآفرینی امید در هر یک از شاخصهای اقتصادی به شناسایی اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیر مستقل بر متغیر وابسته پرداخته شده است. هر یازده شاخص، در سطح p=0/000 (99 درصد اطمینان) رابطه مستقیمی و غیرمستقیمی با صندوق کارآفرینی امید داشتند. در ادامه نیز، جهت بررسی و رتبهبندی شاخصهای توسعه اقتصادی، با توجه به صندوق کارآفرینی امید، از نرم افزار Expert Choice استفاده شده است. نتایج نشان داد، شاخص افزایش سطح تولیدات به مقدار وزن به دست آمده 130/0، بیشترین میزان اهمیت و شاخص کاهش پیش فروش تولیدات به واسطه با مقدار وزن 065/0، کمترین میزان اهمیت را از دیدگاه متخصصان به خود اختصاص دادهاند. در نهایت نتایج تحلیل فضایی سکونتگاههای روستایی با استفاده از مدل تاپسیس، بیانگر آن است که بیشترین کارآمدی در توسعه اقتصادی از لحاظ ایجاد طرحهای اشتغالزایی در روستای مهلذان(رتبه 1) با میزان ارزش عددی 70/0 را داشته است و سایر روستاها در رتبههای بعدی قرار دارند.
عوامل مرتبط با رفتار بازاریابی (نحوه فروش) زیتونکاران شهرستان طارم
دوره 2، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 271-286
https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.15049
سمیه چگینی، علی شمس، احمد قیدی، اسماعیل کرمی دهکردی
چکیده زیتونکاران به روشهای مختلفی محصولات خود را به بازار عرضه میکنند و رفتار بازاریابی آنها تحت تأثیر متغیرهای مختلف با همدیگر فرق میکند. با توجه به اهمیت راهبردی زیتون در اقتصاد کشاورزی شهرستان طارم، تحقیق توصیفی- همبستگی حاضر با هدف بررسی رفتار بازاریابی زیتونکاران از نظر نحوه فروش و عوامل مرتبط با آن در شهرستان طارم صورت گرفت. جامعه آماری تحقیق را کلیه زیتونکاران شهرستان طارم در سال 1392 تشکیل میدادند (7500 نفر)، که با استفاده از فرمول نمونهگیری کوکران و از طریق روش نمونهگیری چند مرحلهای تصادفی160 زیتونکار بهعنوان نمونه انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار تحقیق پرسشنامه محقق ساختهای بود که روایی آن از طریق نظرات صاحبنظران و کارشناسان مرتبط مورد تأیید واقع شد و پایایی آن نیز از طریق محاسبه آلفای کرونباخ برای شاخصهای ترکیبی بیشتر از 7/0 بهدستآمد. نتایج تحقیق نشان داد که زیتونکاران به سه روش سبز، شکسته و کنسروی محصول زیتون را به بازار عرضه میکنند و متغیرهایی مانند سن، قیمت فروش، کمیت و کیفیت تولید، مساحت باغ، تعداد کلاسهای ترویجی شرکت کرده و میزان ریسکپذیری باغداران با رفتار بازاریابی آنها دارای ارتباط معنیداری میباشد.
توسعه گردشگری روستایی مبتنی بر توسعه گردشگری کمشتاب (مورد مطالعه: روستای جواهرده)
دوره 10، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 289-307
https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.352840.2041
مصطفی محمدی، سیّد محمّد میرتقیان رودسری، راضیه ربانی
چکیده سرعت و شتاب، همیشه با کاهش دقت، افزایش ضریب خطا و در نتیجه نقص در خروجی همراه است. امروزه، گرایش چشمگیری برای تبدیل و تغییر فعالیتهای پُرشتاب به کمشتاب گردشگری وجود دارد تا از زیباییهای آهستگی در تعطیلات و سفر، لذت برده شود. در حال حاضر، ماهیت مقصدهای روستایی به گونهای است که میتوان آن را به عنوان یک مجموعه یا چشماندازی ایدهآلتر نسبت به مقصدهای دیگر برای تسهیلسازی گردشگری کمشتاب محسوب نمود. در همین راستا، پژوهش حاضر، به دنبال اندازهگیری تأثیر عوامل گردشکری کم-شتاب بر توسعهی مقصد روستایی میباشد. روش پژوهش، از نظر هدف، اکتشافی-تبیینی و نیز به لحاظ ماهیت، از نوع آمیخته (کیفی-کمّی) است. در روش کیفی، از مصاحبهی نیمهساختاریافته برای جمعآوری دادهها و از کدگذاری سهمرحلهای بر اساس تحلیل محتوا برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده گردید. همچنین در روش کمّی، از پرسشنامه محققساخته (مستخرج از بخش کیفی)، برای جمعآوری دادهها و از مدلسازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شد. قلمروی زمانی پژوهش از پاییز 1399 تا پایان تابستان 1400 بوده است. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که هشت عامل "زمان، بازاریابی کمشتاب، محصولات کم-شتاب، تجربهی میهماننوازی کمشتاب، اقتصاد کمشتاب، فضای اجتماعی-فرهنگی کمشتاب، فضای کالبدی کمشتاب و سیاستگذاری کم-شتاب" به عنوان مقولههای توسعه گردشگری کمشتاب و شش عامل "منابع و جاذبهها، تبلیغات و بازاریابی، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی-فرهنگی، عوامل محیطی و عوامل سیاستی" به عنوان مقولههای توسعه گردشگری روستایی، انتزاع شدند. همچنین مشخص گردید که گردشگری کمشتاب و عوامل مؤثر بر توسعه این شکل گردشگری بر توسعه گردشگری روستای جواهرده، تأثیر مثبت و معناداری دارند. پیشنهادات مدیریتی و کاربردی مبتنی بر نتایج در انتهای تحقیق ارائه شد.
تحلیل علل نا امنی غذایی زنان سرپرست خانوار روستایی شهرستان کرمانشاه و راهبردهای مقابله با آن
دوره 8، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 303-323
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.284923.1941
نیلوفر صوفی، امیرحسین علی بیگی، علی اصغر میرک زاده
چکیده نا امنی غذایی مانع اصلی رفاه و توسعهیافتگی جوامع روستایی است و اگر به صورت جدی چارهاندیشی نشود آیندهی بشر به مخاطره میافتد. در این ببن زنان سرپرست خانوار آسیب پذیرتر از سایر گروهها میباشند. لذا هدف اصلی تحقیق تحلیل علل ناامنی غذایی زنان سرپرست خانوار روستایی شهرستان کرمانشاه و ارائه راهبردهای مقابله با آن بود. پژوهش به روش توصیفی-پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را زنان روستایی سرپرست خانوار شهرستان کرمانشاه تشکیل میدهد (2215N=) که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 235 نفر به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونهگیری چند مرحلهای انتخاب شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن به تأیید پانل متخصصان رسید و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که قابل قبول بود (84/0-79/0=0). نتایج نشان داد که حدود 85 درصد از زنان سرپرست خانوار از میزانی از ناامنی غذایی رنج میبرند. همچنین نتایج نشان داد افزایش تعداد افراد تحت تکفل، تعداد اعضای خانوار، هزینه پوشاک و ایاب و ذهاب ناامنی غذایی را افزایش میدهد و با افزایش سطح سواد، ناامنی غذایی گروه مورد مطالعه کاهش یافته است. بر اساس نتایج مهمترین راهبرد محلی مواجه با ناامنی غذایی انجام کار اضافی به منظور کسب پول بیشتر جهت تأمین مواد غذایی و فراهم کردن زمینه اشتغال و درآمد پایدار مهمترین راهبرد ضروری برای مقابله با ناامنی غذایی است. لذا میتوان با فراهم نمودن زمینههای اشتغال و درآمد پایدار از طریق آموزش و توانمندسازی زنان سرپرست خانوار شدت ناامنی غذایی در این قشر از جامعه را کاهش داد.
برآورد و پهنهبندی امید زندگی در مناطق روستایی ایران
دوره 9، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 313-328
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.294909.1960
شادعلی توحیدلو، غلامرضا مجردی
چکیده امید زندگی بیانگر برخورداری از یک سطح بهتر و مناسب تر زندگی است. در نتیجه آگاهی از شاخص فوق در مناطق روستایی به دولتمردان، برنامهریزان روستایی در تصمیم گیری کمک می کند. لذا پژوهش حاضر با هدف برآورد و پهنهبندی امید زندگی در مناطق روستایی ایران براساس دادههای رسمی ثانویه جمعیت شناختی سال 1395 به انجام رسید. در روش پژوهش براساس داده های ثانویه رسمی کشور جدول طول عمر تشکیل و امید زندگی برای مناطق روستایی استانهای کشور محاسبه گردید سپس این مناطق با استفاده از Arc GIS پهنه بندی شدند. بر اساس نتایج تحقیق روستاییان استان تهران در سال 1395 از بهترین وضعیت شاخص امید زندگی در بین استانها برخوردار بودند، مقدار این شاخص برای مردم روستایی استان تهران 60/74، برای زنان روستایی 71/74 و برای مردان روستایی 50/74 سال بود. بدترین وضعیت امید زندگی روستاییان کشور نیز مربوط به استان سیستان و بلوچستان بود. به طوری که مقدار امید زندگی روستاییان بدون در نظر گرفتن جنسیت 26/67 سال، امید زندگی زنان روستایی 76/67 سال و برای مردان روستایی 76/66 سال بدست آمد. براساس یافتههای پژوهش بالاترین امید زندگی در بین همه گروهها و استانهای مورد مطالعه مربوط به زنان روستایی استان تهران با 71/74 سال و کمترین آن مربوط به مردان روستایی استان سیستان و بلوچستان با 76/66 سال بود. در همه استانها زنان روستایی امید زندگی بیشتری نسبت به مردان روستایی داشتند. در نهایت مردم روستایی استانهای مختلف کشور از نظر شاخص امید زندگی در سه پهنه خوب، متوسط و ضعیف قرار گرفتند. لذا پیشنهاد می شود برنامه ریزان و سیاستگذاران با تخصیص بهینه منابع نسبت به برطرفکردن کمبودها و نقصانها در مناطق کمتر برخوردار و بهبود امید زندگی در سایر مناطق اقدامات متناسب را به عمل آورند.
