ارزیابی بازده اقتصادی تحقیقات کشاورزی در استان کردستان
دوره 10، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 275-287
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.363109.2055
علی بهرامی، نورمحمد آبیار
چکیده تحقیقات کشاورزی یکی از مهمترین راهبردهای توسعه جوامع روستایی و کشاورزی است. با اینحال اثربخشی این راهبرد از سوی برخی سیاستگذاران کلان اقتصادی و نیز گروههای اجتماعی مورد تردید قرار گرفته است. از اینرو ارزیابی آثار و منافع اقتصادی تحقیقات کشاورزی، نخستین ضرورت اثبات آثار اقتصادی ارزشمند آنها است. لذا این پژوهش با هدف ارزیابی آثار اقتصادی فعالیتهای پژوهشی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی کردستان با استفاده از تحلیل مازاد اقتصادی در سال 1400 انجام شد. یافتهها نشان داد که سرمایهگذاری در تحقیقات کشاورزی بر منافع و رفاه اقتصادی تولیدکنندگان (کشاورزان) و مصرفکنندگان محصولات کشاورزی افزوده و آثار مثبتی بر توسعه بخش کشاورزی و روستایی استان داشته است. نرخ بازده داخلی و میانگین نسبت فایده به هزینه فعالیتهای پژوهشی این مرکز تحقیقاتی به ترتیب 50/0 و 1/7 ارزیابی شده است. بنابراین هر یک ریال سرمایه گذاری در تحقیقات کشاورزی 1/7 ریال سود اقتصادی برای دست اندرکاران تحقیقات کشاورزی به ویژه کشاورزان به عنوان جمعیت اصلی جوامع روستایی استان داشته است. در نتیجه این افزایش منافع، آثار مثبتی بر فرایند توسعه بخش کشاورزی و جوامع روستایی خواهد داشت. بر اساس یافتههای پژوهش پیشنهاد میشود که دولت با در نظر گرفتن وظایف حاکمیتی خود، با اعمال سیاستهای حمایتی هم از بعد تخصیص اعتبارات پژوهشی کافی و هم از منظر ایجاد همگرایی در بین کلیه سیاستگذاران اقتصادی کشور برای ایجاد باور لازم بر نقش بنیادی و راهبردی تحقیقات کشاورزی در توسعه اقتصادی و روستایی، بسترهای لازم را فراهم نماید.
نقش شهرهای کوچک در تحولات فضایی روستاها (مطالعه موردی: روستاهای بخش اورامان)
دوره 8، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 285-302
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.273727.1919
سعید سجادی، حسین کریم زاده
چکیده روابط متقابل با ماهیت اثرگذار و اثرپذیرشان، روندهای سکونتی شهر و روستا را هـدایت کـرده و در نهایت موجبات توسعه هریک را فراهم میکنند. براین اساس هدف از تحقیق حاضر به بررسی نقش شهرهای کوچک در تحولات فضایی روستاها پیرامونی که در این پژوهش بخش اورامان به عنوان محدوده مورد مطالعه انتخاب شده است. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت گردآوری اطلاعات توصیفی- تحلیلی میباشد و جمع آوری دادهها مبتنی بر مطالعات کتابخانهای و پرسشنامه میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل سرپرست خانوار روستایی منطقه مورد مطالعه است. تعداد سرپرست خانوار 1512 نفر بوده است که طبق محاسبه فرمول کوکران حجم نمونه 307 بوده است و سپس با اعمال فرمول تصحیح کوکران تعداد 254 سرپرست خانوار جهت نمونه انتخاب شدند و مورد پرسشگری قرار گرفتند. نتایج بدست آمده از این پژوهش بیانگر این مسئله میباشد که در بخش از فرضیه اول نشان داد که میزان تغییرات توسعه در روستاهای بافاصله کمتر از 10 کیلومتر، 20- 10 کیلومتر و بیش از 20 کیلومتر از شهر تفاوت معنیداری دارد. به عبارت دیگر، فاصله روستا از شهر بر میزان تغییرات توسعه روستاها تأثیر دارد. همچنین میزان بعد اقتصادی، بعد اجتماعی و بعد سیاسی و کالبدی در روستاهای بافاصله کمتر از 10 کیلومتر، 20- 10 کیلومتر و بیش از 20 کیلومتر از شهر تفاوت معنیداری دارند. به عبارت دیگر، فاصله روستا از شهر بر میزان تغییرات بعد اقتصادی، بعد اجتماعی و بعد سیاسی و کالبدی روستاها تأثیر دارد. در بررسی مؤلفهها هم مشاهده میشود که میزان اشتغال، کشاورزی، صنعت، خدمات، فرهنگی و ورزشی، بهداشتی و درمانی، جامعه شناسی و روانشناسی و کالبدی و زیست محیطی در روستاهای بافاصله کمتر از 10 کیلومتر، 20- 10 کیلومتر و بیش از 20 کیلومتر از شهر تفاوت معنیداری دارند و در بخش فرضیه دوم نشان داد که بین میزان ارتباطات مجازی و میزان مراجعه مستقیم به شهر رابطه معنیداری وجود ندارد. پژوهشی به منظور مقایسه همخوانی و ناهمخوانی نتیجه به دست آمده توسط محقق یافت نشد.
تحلیل ظرفیت پایداری نظام اقتصاد روستایی (مطالعه موردی: بخش مرکزی شهرستان ارومیه)
دوره 9، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 291-311
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.300781.1974
لیلا سلطانی، علی اکبر تقیلو
چکیده رشد جمعیت، تغییرات تکنولوژی اطلاعات، تغییرات اقلیمی، تغییرات کمی و کیفی آب و تحولات اقتصادی قرن 21 اقتصاد روستاها را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. مدیریت اقتصاد روستایی در برابر این تحولات و شوکها مستلزم شناخت ظرفیت پویایی بخشهای تشکیل دهنده آن است. این تحقیق در سال 1398 با هدف این تحقیق ارزیابی ظرفیت پایداری اقتصاد روستاهای بخش مرکزی ارومیه انجام شده است. روش جمع آوری اطلاعات اسنادی و میدانی می باشد. جامعه آماری تحقیق 9305 خانوار بوده که از آن 385 نفر به عنوان نمونه از طریق فرمول کوکران انتخاب گردید. روش نمونه گیری نیز بصورت تصادفی ساده انجام شده است. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بر اساس متغیرهای(اقتصاد کشاورزی، خدمات و صنعت) در قالب طیف لیکرت بوده است. نتایج نشان می دهد که؛ فعالیتهایی در بخش خدمات و صنعت در پویایی اقتصاد روستایی نقش داشتهاند که به نوعی وابسته به کشاورزی بودهاند. گردشگری و طبیعت گردی در بخش خدمات، صنایع دستی و چرم و مبلمان در بخش صنعت به شدت به فعالیتهای کشاورزی و دامی وابسته است که از نظر مردم موجب پویایی اقتصاد روستا می شود. در این فعالیتها بخش تولید، هزینه و تنوع تولید سهم بزرگی در پایداری اقتصاد روستا به خود اختصاص داده است که در صورت توجه به آنها پایداری اقتصاد روستا در منطقه تضمین می یابد.
واکاوی عوامل مؤثر بر رشد کارآفرینی در کسبوکارهای کوچک (SME) زنان روستایی در شهرستان اسلامآباد غرب با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا
دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 299-315
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.51322.1528
بهمن خسروی پور، سهیلا پورجاوید
چکیده کارآفرینی فرآیندی است که نقش حیاتی در تداوم، رشد و توسعه ملّی ایفا میکند. اهمیت آن تا جایی است که اقتصاد دانان، کارآفرینان را موتور رشد و توسعه اقتصادی جامعه میدانند. ارتقای فعالیتهای کارآفرینانه زنان، محرکی مؤثر برای رشد و توسعه اقتصاد و بهبود کیفیت زندگی آنها محسوب میشود. هدف اصلی این تحقیق، شناسایی عوامل مؤثر بر رشد کارآفرینی در کسبوکارهای کوچک(SME) زنان روستایی شهرستان اسلامآباد غرب با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا بود. این تحقیق بهصورت کیفی و با مشارکت 48 نفر از زنان کارآفرین روستایی انجام شده است. اطلاعات از طریق مصاحبههای صورتگرفته با زنان کارآفرین جمعآوری و برای تحلیل دادهها نیز از روش تحلیل محتوا استفاده شد. نتایج تحلیل محتوای نظرات زنان روستایی عوامل مؤثر بر رشد کارآفرینی در کسبوکارهای کوچک را هفت دسته عوامل کلی فردی، محیطی، فرهنگی- اجتماعی، انگیزشی، آموزشی- ترویجی، سیاستگذاری و مدیریتی نشانداد. لذا با عنایت به نتایج تحلیل صورتگرفته و بهمنظور افزایش کمّی شمار کارآفرینان روستایی، ارتقای کیفی مقوله کارآفرینی در کسبوکارهای کوچک و گسترش فرهنگ کارآفرینی و خوداشتغالی در جامعهروستایی بهویژه در بین زنان روستایی که بازوان توانای فعالیتهای روستایی محسوب میشوند، بهکارگیری سیاستهای تشویقی و حمایتی از سوی دولت پیشنهاد میگردد. لذا توجه نمودن به متغیرهای هر کدام از این مؤلفهها و تقویت آنها میتواند سبب ایجاد انگیزه در زنان روستایی و توسعه این نوع کسب و کار در روستا گردد.
تحلیل سازههای مؤثر بر نگرش روستائیان در خصوص گردشگری روستایی در بخش درودزن شهرستان مرودشت
دوره 3، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 303-316
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.49281.1520
مدینه خسروجردی، مهدی نوری پور
چکیده با وجود توجه و صرف هزینه از طرف دولتها برای توسعه روستاهای هدف گردشگری، کمتر به اهمیت نگرش جامعه میزبان نسبت به گردشگری روستایی و حمایت آنها از توسعه گردشگری توجه میشود. بر این اساس، پژوهش حاضر به تحلیل سازههای مؤثر بر نگرش روستائیان در خصوص گردشگری روستایی در منطقه درودزن شهرستان مرودشت پرداخته که در سال 1394 صورت گرفته است. این پژوهش به شیوهی پیمایش انجام شده و دادههای مورد نظر با کمک پرسشنامه از 250 نفر از روستائیان منطقهی مورد مطالعه بدست آمد که بر اساس جدول کرجسی و مورگان به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شده بودند. روایی صوری پرسشنامه، توسط متخصصان توسعه روستایی دانشگاه یاسوج تأیید و پایایی ابزار سنجش نیز با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ که مقدار آن بین 61/0 تا 86/0 به دست آمد، مورد تأیید قرار گرفت. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که متغیر ارزش گردشگری روستایی نسبت به سایر متغیرهای مورد بررسی، سهم و نقش بیشتری در پیشبینی نگرش پاسخگویان نسبت به گردشگری روستایی داشته و پس از آن، متغیرهای درآمد از منبع گردشگری روستایی، مشاهده در زمینه گردشگری و موضوعات مربوطه قرار گرفتند. در پایان به منظور بهبود نگرش روستائیان نسبت به گردشگری روستایی، پیشنهاد میشود که وسایل ارتباط جمعی به ویژه صدا و سیمای محلی، پخش برنامه های آموزشی و تبلیغاتی مختلف در مورد گردشگری روستایی، زمینه ها و موضوعات مرتبط را در اولویت خود قرار دهد.
شناسایی موانع توسعه کشاورزی از دیدگاه کشاورزان دهستان قراتوره
دوره 5، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 311-327
https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.97696.1676
ژیلا مرادی، علی اصغر میرک زاده، فرحناز رستمی
چکیده بخش کشاورزی اگرچه یکی از مهمترین بخشهای اقتصادی کشور است، اما در عین حال با تنگناهای عمدهای روبرو است. از اینرو هدف از این تحقیق، شناسایی موانع توسعه کشاورزی از دیدگاه کشاورزان دهستان قراتوره بود. جامعه آماری تحقیق،2800 نفر از کشاورزان 27 روستای دهستان قراتوره بودند که از جامعه آماری مذکور تعداد 338 کشاورز با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای با انتساب متناسب و براساس جدول کرچسی و مورگان به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود. برای حصول اطمینان از اعتبار پرسشنامه از پانل متخصصان و برای محاسبه پایایی آن از روش آلفای کرونباخ استفاده شده و مقدار آن 84/0 به دست آمد. براساس نتایج بدست آمده در ارتباط با موانع توسعه کشاورزی در منطقه مورد مطالعه،30 متغیر با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی در پنج عامل زیرساختی، اقتصادی- مدیریتی، طبیعی، فرهنگی و آموزشی خلاصه شد. نتایج نشان داد براساس دیدگاه کشاورزان، عامل زیرساختی اولین مانع توسعهکشاورزی منطقه بود. این عامل 40/24 درصد از واریانس کل متغیرهای تحقیق را تبیین میکند. یکی از مشکلات عمده دهستان قراتوره کمبود آب است که قسمتی از این مشکل به کمبود زیرساختها، و قسمتی به کمبود منابع مالی و عدم سرمایه اولیه کشاورز بر میگردد. لذا پیشنهاد میگردد دولت در جهت ایجاد زیرساختهای توسعه کشاورزی از قبیل یکپارچهسازی اراضی، ایجاد کانالهای آبرسانی، توسعه آبیاری تحت فشار، تسطیح و زهکشی اراضی، و اعطای تسهیلات بانکی کشاورزان را حمایت کند.
نیازسنجی آموزشی مهارت خوداشتغالزایی دانشآموزان روستایی در ایجاد کسب و کارهای کوچک برمبنای مدل بوریچ
دوره 11، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 351-363
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.337844.2011
مریم شفیعی سروستانی، زهرا نجفی، زهرا زارعی
چکیده یکی از عواملی که امروزه به عنوان راهکار اساسی در توسعه روستایی شناخته میشود، انجام نیازسنجی دقیق آموزشی است که میتواند بنیان اصلی برای طرحریزی و اجرای یک برنامه آموزشی اشتغالآفرین باشد. لذا هدف این پژوهش نیازسنجی آموزشی مهارت خوداشتغالزایی دانشآموزان روستایی در ایجاد کسب و کارهای کوچک بر مبنای مدل بوریچ بود. روش تحقیق حاضر توصیفی-پیمایشی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیهی دانشآموزان پایه یازدهم و دوازدهم (779 نفر) هنرستانهای واقع در روستاهای اطراف شیراز در سال تحصیلی 1400-1401 بود که با روش نمونه گیری تصادفی و براساس فرمول کوکران تعداد 228 نفر انتخاب گردیدند. ابزار پژوهش پرسشنامه شکرگزار (1396) مبتنی بر مدل نیازسنجی بوریچ بود که پس از محاسبه روایی و پایایی بین نمونه توزیع و جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS23 انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که هیچ کدام از 23 مؤلفه آموزشی به آموزش بیشتر نیاز ندارند اما در بعد دانش مؤلفههای سود مالی و اقتصادی، بازاریابی، حقوق و مالکیت معنوی و دانش تجربی تولید به ترتیب با اولویتهای 61/2، 53/2، 53/2 و 42/2؛ در بعد مهارت، مؤلفههای اکتشاف عملی فرصتهای کارآفرینی، تهیه کسب و کار، فعالیت با منابع محدود، بهبود کیفیت تولید، بازاریابی، برنامهریزی و مهارت در به کارگیری فنون انگیزشی به ترتیب با اولویتهای 68/2، 47/2، 40/2، 20/2، 12/2 ، 07/2 و 05/2 و در بعد نگرش مؤلفههای نگرشهای کارآفرینانه، تفکر انتقادی و ریسک پذیری، به ترتیب با اولویتهای 65/2، 30/2 و 08/2 به تقویت و تلفیق درون برنامههای درسی هنرآموزان نیازمندند. طبق نتایج بدست آمده هنرآموزان هنرستانی در هر سه بعد دانش، مهارت و نگرش به تقویت مؤلفههای آموزشی عنوان شده نیاز داشتند. نتایج حاصل از این پژوهش سیاستگذاران و برنامهریزان نظام تعلیم و تربیت را یاری میرساند تا به منظور اثربخشی هر چه بیشتر مهارتهای دانشآموزان، تقویت مؤلفههای آموزشی شناسایی شده را مدنظر قرار دهند و در نتیجه فرایند توسعهی روستایی را سرعت بخشند.
بررسی عوامل اثرگذار بر کارایی شالیکوبیهای استان مازندران
دوره 6، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 381-393
https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.217743.1833
سید مجتبی مجاوریان، رقیه زاهدیان تجنکی، سید علی حسینی یکانی
چکیده شالیکوبیها به عنوان یکی از قدیمیترین و مهمترین صنایع تبدیلی کشاورزی در استان مازندران بهشمار میآیند. علیرغم تعداد زیاد این واحدها در استان مازندران، تاکنون مطالعه کمی در زمینه اندازهگیری کارایی آنها صورت گرفته است. هدف از این مطالعه شناسایی عوامل اثرگذار بر کارایی این واحدها است. برای دست یافتن به اهداف مطالعه، تعداد 167 پرسشنامه به روش تصادفی از شالیکوبیهای در شهرستانهای مختلف استان مازندران در سال 1397 تکمیل شد. برای شناسایی عوامل اثرگذار بر میزان کارایی شالیکوبیها از الگوی توبیت استفاده شده است. نتایج الگوی توبیت نشان داد ضرایب هر یک از متغیرهای ظرفیت بالقوه واحد تعداد روزهای کار، سهم هزینه انرژی از هزینهها، تحصیلات بالاتر از دیپلم مدیر، سن مدیر، برنامههای آموزشی کارگران، تبلیغات و متغیر شهرستان (عباسآباد، نوشهر، چالوس و تنکابن) به ترتیب 07/0، 001/0، 003/0- ، 003/0- ، 06/0- ، 11/0- و 08/0- بر میزان کارایی میباشد. در میان متغیرهای ذکر شده، متغیرهای ظرفیت شالیکوبی، تعداد روزهای فعالیت، تبلیغات، سهم هزینه انرژی از هزینهها و سن مدیر دارای اثر معنیدار بر کارایی دارند. بیشترین اثرگذاری بر کارایی متعلق به متغیرهای تحصیلات مدیر (بدون سواد 04/0-)، تبلیغات (032/0) و مکان استقرار شالیکوبی (03/0-) میباشد. با توجه به نتایج این تحقیق پیشنهاداتی چون برگزاری دورههای آموزشی، پرداخت تسهیلات و تغییر وضعیت واحدهای سنتی به مدرن با رعایت تمامی جوانب ارائه گردیده است.
راهبردهای مطلوب بازاریابی تنباکو با استفاده از ابزارهای برنامه ریزی استراتژیک (مطالعه موردی: مناطق روستایی دهستان بقمچ، شهرستان چناران)
دوره 7، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 397-413
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.270497.1913
مریم قاسمی، مهدی معصومی
چکیده مهمترین کار بعد از تولید هر محصول، رساندن آن محصول به دست مصرف کننده است، دهستان بقمچ در شهرستان چناران به دلایل مختلف تاریخی، محیطی، اجتماعی و اقتصادی در زمینه کشت تنباکو، قطب تولید تنباکو در استان خراسان رضوی محسوب می شود؛ اما در زمینه بازاریابی محصولات (چوب و برگ تنباکو) با مشکلات متعددی دست به گریبان است. از این رو مطالعه حاضر در چارچوب برنامهریزی استراتژیک ضمن شناخت عوامل داخلی و خارجی اثرگذار بر بازاریابی تنباکو، سعی در ارائه راهبردهای مطلوب بازاریابی تنباکو می پردازد. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی است. در این مطالعه از دو ابزار برنامه ریزی استراتژیک SWOT و QSPM استفاده شد. در راستای پیشبرد اهداف تحقیق 17 قوت، 23 ضعف، 10 فرصت و 17 تهدید فراروی بازاریابی تنباکو از طریق واکاوی سیاستهای دولت، مصاحبه با فعالان حوزه بازاریابی تنباکو و تعدادی از تنباکوکاران منطقه شناسایی گردید. واحد تحلیل 41 نفر از تنباکوکاران و فعالین حوزه بازاریابی تنباکو بوده است. در ماتریس SWOT با توجه به امتیاز نهایی در 54/2=IFE و در 170/2=EFE، به منظور بهبود بازاریابی تنباکو، راهبردهای رقابتی (حداکثر– حداقل) بهینه شناخته شد. راهبردهای مطلوب به کمک ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی (QSPM)، اولویت بندی و مهمترین راهبرد «تشکیل شرکت تعاونی در روستا با مشارکت کلیه تنباکوکاران»، با امتیاز 969/0 شناسایی گردید.
ارزیابی سطوح توسعهیافتگی مناطق روستایی شهرستان کوهرنگ
دوره 2، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 400-383
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15053
صالح شاهرخی ساردو، موسی محموذی برام، علی سینا مولایی، ناصر آقا عباسی
چکیده چکیده درک بهتر پدیدههای جغرافیایی و شناخت علمی مکانهای جغرافیایی مستلزم در اختیار داشتن اطلاعاتی جامع از مکانهای مورد نظر است. همچنین آگاهی از پراکنش فضایی و سطوح توسعهیافتگی پیشنیاز طرحها و برنامههای توسعه روستایی محسوب میگردد. از این رو، هدف پژوهش حاضر، ارزیابی سطوح توسعهیافتگی مناطق روستایی شهرستان کوهرنگ میباشد. جامعه آماری پژوهش، نواحی روستایی بالای ده خانوار شهرستان کوهرنگ است (132 روستا). دادههای مورد نیاز از نوع دادههای ثانویه است، که به وسیلهی طراحی چک لیستی با عنوان شناسنامهی روستا با مراجعه به سالنامهی آماری شهرستان کوهرنگ تکمیل گردید. در پژوهش حاضر، برای سنجش توسعهیافتگی روستاهای مورد مطالعه از روش ترکیبی VIKOR-AHP بهره گرفته شده است. همچنین به منظور تعیین توزیع بهینهی شاخصها، ضریب جینی به کار رفت. دادهپردازی نیز با استفاده از نرمافزارهای MATLAB 7.10 و Expert Choiceانجام گرفت. نتایج بررسی درجهی توسعهیافتگی نشان داد، روستای " قلعه علی آباد" با درجه 994/0 بالاترین و روستای "دزک چشمه" با درجه 005/0 پائینترین درجهی توسعهیافتگی را داشتهاند. فزون بر آن، نتایج حاکی از وضعیت نامطلوب توسعهیافتگی در منطقهی مورد مطالعه (با میانگین 217/0 در دامنهی صفر تا یک) بود، به نحوی که اغلب روستاها (21/46 درصد) با درصد جمعیتی 53/39 در سطح کاملاً توسعهنیافته قرار گرفتند. فزون بر آن، نتایج ضریب جینی و ضریب پراکندگی نشان داد که شاخصهای متعارف توسعه روستایی به صورت مناسب توزیع نشدهاند. بنابراین، پیشنهاد میشود که بازنگری ویژهای، نسبت به تعیین مراکز و کانونهای اصلی خدماترسانی بر اساس نظام سلسله مراتبی سکونتگاهها شود.
الگوسازی تمایل به پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی (مطالعه موردی: پستهکاران شهرستان سبزوار)
دوره 12، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 405-419
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.448877.2171
مهدی میرچولی، محمد قربانی
چکیده وابستگی کشاورزی به شرایط محیطی باعث شده فعالیت در این بخش با مخاطرات طبیعی و غیرطبیعی مواجه باشد. با توجه به پیشرفت علم و استفاده از فنّاوریهای پیشرفته در کشاورزی، همچنان بخش عمدهای از کشاورزان در ایران از دانش خود بر پایه تجربیات گذشته و فنّاوری نهچندان پیشرفته استفاده میکنند. استفاده از خدمات مشاوره کشاورزی و دانش جدید در این زمینه برای به حداقل رساندن خسارتهای باغداران ناشی از مخاطرات طبیعی و غیرطبیعی بسیار حائز اهمیت است. در این مطالعه در چارچوبی کمی و در ساختار الگوهای اقتصادسنجی ضمن تحلیل رفتار کشاورزان به تمایل به پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی، تلاش شد تا شناخت لازم از عوامل مؤثر بر تمایل به پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی، توسط کشاورزان پستهکار شهرستان سبزوار ایجاد شود. همچنین هدف اصلی در این مطالعه بررسی عوامل مؤثر بر تمایل به پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی توسط پستهکاران شهرستان میباشد. در این راستا برای بررسی عوامل تأثیرگذار بر پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی در شهرستان سبزوار از الگوی لاجیت استفاده شد. 280 نفر از باغداران پستهکار شهرستان سبزوار به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شده و کلیه پرسشنامهها از طریق مصاحبه حضوری در سال 1398 تکمیل شد. نتایج مدل برآورد شده نشان داد متغیرهای محل سکونت باغدار، میزان عملکرد و تعداد کل ساعات آب در دسترس باغداران در یک سال بر احتمال تمایل به پذیرش مشاوره کشاورزی اثر مثبت و معنیدار، و متغیرهای تعداد اعضای شاغل خانوار، تنوع کشت و فراوانی ریسک متحملشده هر باغدار بر احتمال تمایل به پذیرش مشاوره کشاورزی اثر منفی و معنیداری دارند. همچنین اثرات نهایی برآورد شده برای این متغیرها بهترتیب اعداد 021/0 را برای متغیر محل سکونت باغدار، 001/0 برای متغیر میزان عملکرد، 001/0 برای متغیر تعداد کل ساعات آب دردسترس باغداران در یکسال، 008/0 برای متغیر تعداد اعضای شاغل هرخانوار، 020/0 برای متغیر تنوع کشت، و در نهایت 008/0 برای متغیر فراوانی ریسک متحملشده هر باغدار را نشان داد که دلالت بر میزان تأثیرگذاری این متغیرها بر متغیر وابسته مدل یعنی تمایل به پذیرش مشاوره کشاورزی را دارد. با توجه به نتایج بدست آمده ارائه این پیشنهادها حائز اهمیت است: 1-محل سکونت باغداران تأثیر بسزایی در آشنایی و پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی دارد، که نیازمند اقداماتی ضروری برای آشنایی و ترویج بیشتر خدمات مشاوره کشاورزی در مناطق روستایی میباشد؛ 2- میزان عمکلرد باغ متغیری تأثیرگذار و مهم برای پذیرش خدمات مشاوره کشاورزی میباشد که وضعیت رفاهی و اجتماعی باغداران را نشان میدهد، که در این زمینه باید اقداماتی برای بهبود وضعیت رفاهی و اجتماعی باغداران انجام شود که نتیجه آن افزایش مشارکت باغداران در طرحهای مشاورهای کشاورزی میباشد.
ارزیابی سطح تحققپذیری طرحهای احداث صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی استان مازندران با استفاده از الگوی پروبیت ترتیبی
دوره 8، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 419-429
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.284169.1938
سید مجتبی مجاوریان، رقیه زاهدیان تجنکی، مریم اسدپور کردی
چکیده مطالعه رفتار سرمایهگذاران کمک شایانی در توسعه بخشهای مختلف اقتصادی دارد. یکی از موارد مهم در ارزیابی میزان موفقیت سرمایهگذاران، رسیدن آنها به اهداف پیشبینی شده است. در این مطالعه به بررسی سطح تحقق پروژههای ساخت صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی استان مازندران پرداخته شده است. سطح تحقق اهداف در این مطالعه از نسبت ظرفیت پیشنهادی در جواز تأسیس و ظرفیت احداث شده برای شروع کار به دست آمده است. اطلاعات مورد نیاز این تحقیق از سازمان جهاد کشاورزی استان مازندران جمعآوری و 386 واحد به عنوان نمونه انتخاب شده است. واحدهای مورد مطالعه در این تحقیق به سه دسته کمتر از حد تحققیافته، کاملا تحققیافته و بیشتر از حد تحققیافته تقسیم و الگوی پروبیت ترتیبی برای شناسایی عوامل اثرگذار بر سطح تحققپذیری استفاده شده است. نتایج نشان میدهد متغیرهای نوع مالکیت، مکان استقرار، اندازه فعالیت، طول دوره ساخت واحد بر سطح تحقق احداث صنایع تبدیلی مؤثر هستند. میزان تأثیر متغیرهای مزبور در شهرستانهای مختلف و نوع فعالیت متفاوت است. با استفاده از الگوی حاضر میتوان سطح تحقق اهداف برنامهریزیشده در احداث واحدهای نامبرده شده را پیشبینی کرد.
واکاوی ارتباط شاخصهای کارآفرینی و توسعه پایدار روستایی با استفاده از تحلیل کانونی، مورد مطالعه: سکونتگاههای روستایی غرب دریاچه ارومیه
دوره 10، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 429-446
https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.360063.2050
علیرضا جمشیدی، داود جمینی، معصومه جمشیدی
چکیده توسعه کارآفرینی روستایی، کلید حل مشکلات مختلف موجود در جوامع روستایی کشور از جمله بیکاری، فقر، ناامنی غذایی، مهاجرت، و دیگر ناهنجاری های اقتصادی و اجتماعی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی همبستگی کانونی بین شاخصهای کارآفرینی (متغیرهای X شامل توفیقطلبی، ...) بر توسعه پایدار روستایی (متغیرهای Y شامل پایداری اجتماعی، پایداری اقتصادی، ...) در مناطق روستایی غرب دریاچه ارومیه (در سال 1401-1400) انجام شده است. جامعه آماری مطالعه حاضر شامل تمامی خانوارهای روستایی ساکن در حاشیه غربی دریاچه ارومیه بوده (17738= N)، که 374 نفر با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونهگیری طبقهای چند مرحلهای با انتساب متناسب به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادههای میدانی، پرسشنامهای محقق ساخته بود که روایی آن به صورت صوری و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (بین 703/0 تا 836/0) مورد تأیید قرار گرفت. جهت بررسی اهداف مطالعه از تحلیل همبستگی کانونی و ضریب همبستگی اسپیرمن و با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل همبستگی کانونی نشان داد که ترکیب خطی مناسبی بین مجموعه متغیرهای کانونی شاخصهای کارآفرینی روستایی و مولفههای توسعه پایدار روستایی مناطق مورد مطالعه وجود دارد. همچنین، تحلیل کانونی دو مجموعه معنادار نشان داد که خلاقیت (833/0) و اعتماد بهنفس (898/0) رابطه معنیداری با پایداری اقتصادی (835/0) و پایداری کالبدی (982/0) دارند. به عبارتی میتوان نتیجه گرفت با بهبود وضعیت عوامل تأثیرگذار بر توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی، میتوان شاهد توسعه پایدار روستایی بود. لذا میتوان افزایش مهارتهایی از جمله خوداتکایی، اعتماد بهنفس، خلاقیت و مسئولیتپذیری در بین روستاییان را پیشنهاد نمود.
تاثیر نوآوری بر توسعه روستایی با تاکید بر نقش میانجی کارآفرینی روستایی (مطالعه موردی خراسان شمالی)
دوره 5، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 441-453
https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.128807.1729
رقیه یزدانی، مسعود خیراندیش، محسن محمدی خیاره، هادی امینی
چکیده توسعه روستایی از مهمترین بحثهایی است که در هر جامعهای به ویژه در جوامع در حال توسعه مطرح بوده است. با توجه به اهمیت توسعه روستایی و رابطه آن با کارآفرینی روستایی، پژوهش حاضر به بررسی شاخص نوآوری و تأثیر آن بر توسعه روستایی با تاکید بر نقش میانجی کارآفرینی روستایی در استان خراسان شمالی پرداخته است. در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل دادهها بر اساس روش دلفی پرسشنامهای بین کارآفرینان بخش کشاورزی استان خراسان شمالی توزیع گردید. طبق آمار اداره جهاد کشاورزی استان، 42 نفر کارآفرین در بخش کشاورزی این استان مشغول فعالیت هستند،که از این تعداد برای نمونه فقط به 30 نفر از آنها دسترسی پیدا شد. برای تجزیه و تحلیل آماری دادهها از نرم افزار SPSS و برای آزمون فرضیهها از روش بوت استرپینگ در تحلیل متغیر میانجی استفاده شد. نتایج تحقیق بیانگر این است که بین عامل نوآوری و توسعه روستایی رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین کارآفرینی روستایی که به عنوان متغیر میانجی در نظر گرفته شده بر توسعه روستایی مؤثر بوده است.
بررسی نقش تعاونیهای تولید روستایی در افزایش توانمندی فنی و اقتصادی کشاورزان مناطق روستایی شهرستان نیشابور
دوره 3، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 443-459
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.13889.1058
مریم هادیزاده بزاز، خدیجه بوزرجمهری
چکیده هدف اصلی این مقاله بررسی نقش تعاونیهای تولید در افزایش توانمندی فنی و اقتصادی کشاورزان عضو و توسعهکشاورزی در شهرستان نیشابور است. پژوهش حاضر به روش توصیفی– تحلیلی انجام شده است. جامعهآماری تحقیق را 4685 نفر از کشاورزان عضو و غیرعضو تعاونیهای تولید روستایی در 24 روستا در شهرستان نیشابور تشکیل میدهند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 252 نفر محاسبه شد و گردآوری اطلاعات در سال 1392 به صورت میدانی و با استفاده از پرسشنامه صورت گرفته است. نتایج حاصل از بررسی تطبیقی و تحلیل میزان توانمندی کشاورزان عضو و غیرعضو در سطح 13 شاخص اقتصادی نشان داد که میانگین توانمندی اقتصادی کشاورزان عضو 64/2 است که از میانگین توانمندی اقتصادی غیر عضوها که 47/2 است اندکی بالاتر است. نتایج آزمون t با نمونههای مستقل بهمنظور مقایسه کشاورزان عضو و غیرعضو نشانداد اختلاف معنیدار بین دو گروه کشاورز عضو و غیرعضو از نظر توانمندی اقتصادی وجود دارد. نتایج تحقیق بر اساس انجام آزمون t با میانگین فرضی سه و چهار نشان داد که بین میانگین واقعی پایداری اقتصادی و میانگینهای فرضی سه و چهار، اختلاف معناداری وجود دارد و میانگین پایداری در میان اغلب شاخصها از نظر اعضا و غیراعضا کمتر از حد متوسط بوده است که نشان میدهد تعاونیهای تولید در افزایش توانمندی اقتصادی کشاورزان نقش مهمی را ایفا ننمودهاند و ضروری است که دولت با حمایتهای مالی و تخصصی از تعاونی های تولید، زمینه توانمندی اقتصادی کشاورزان عضو را فراهم نماید.
برنامه ریزی راهبردی توسعه گردشگـری با استفاده از مدل SWOT (مورد مطالعه: روستای زراس شهرستان ایذه )
دوره 9، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 447-459
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.299182.1970
مرضیه شهریاری، حسین کوراوند
چکیده گردشگری به عنوان گسترده ترین صنعت خدماتی جهان از منابع مهم رونق اقتصادی در اشتغال زایی، کسب درآمد های ارزی، کاهش فقر و افزایش تبادل و تعامل اجتماعی محسوب می شود. بنابراین هدف از انجام این تحقیق پژوهش برنامهریزی راهبردی توسعه گردشگری و نقش آن در توسعه روستایی است که در روستای زراس شهرستان ایذه در سال 1396 انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را شامل سه گروه تشکیل می دهد که با استفاده از روش نمونه نمونهگیری کوکران برای سرپرست خانوارها، تعداد 200 نفر و برای گردشگران 120 نفر و 20 نفر از مسئولان به عنوان نمونه انتخاب شده است. می باشد که تحقیق حاضر با استفاده از روش مطالعات میدانی و تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها به شیوه تحلیل SWOT به ارائه استراتژی و راهبردهایی جهت توسعه گردشگری روستایی زراس پرداخته و نتایج پژوهش گویای این امر است که در برنامه ریزی گردشگری شهرستان ایذه (روستای زراس ) در اولویت اول راهبردهای رقابتی/ تهاجمی ( so) و بعد آن راهبرد بازنگری (wt) قرار می گیرد. در واقع راهبرد های رقابتی تهاجمی نشان میدهد که با تاکید بر آداب و رسوم و فرهنگ محلی بومی، افزایش امکانات قایق سواری و امنیت گردشگران با افزایش توجه دولت در این زمینه موجب انگیزش برای مسافرت و جذب بخش خصوصی میشود و برای تحقق اهداف با بهره بهرهگیری از این راهبردها، تقویت و افزایش امکانات و خدمات در کنار جاذبهها و منابع گردشگری با هدف جلب رضایت بیشتر گردشگر و ایجاد اشتغال و درآمد پیشنهاد میشود و آستانه آسیب پذیری این منطقه روستایی به علت پتانسیل گردشگری بسیار بالا بوده و نیازمند بازنگـری جدی و ارائه سیاسـتگذاریهای مناسب در جهت رفع محدودیتها و موانع موجود مـی میباشد.
بررسی نقش شوراهای اسلامی و دهیاریها بر توسعه روستایی در بخش مرکزی شهرستان اسلامشهر
دوره 4، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 453-473
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.63182.1620
کامبیز فلاح محمد حسینی، محمد محمدی، آزیتا زند
چکیده هدف از تحقیق حاضر بررسی نقش شوراهای اسلامی و دهیاریها بر توسعه روستایی در بخش مرکزی شهرستان اسلامشهر میباشد. جامعه آماری این تحقیق سرپرستان خانوار در روستاهای بخش مرکزی شهرستان اسلامشهر هستند که حدود 6133 نفر می باشد. از این تعداد 362 نفر از طریق فرمول کوکران بهعنوان حجم نمونه انتخاب شدند، روش نمونهگیری تصادفی طبقهای بود. این تحقیق از نوع توصیفیـ همبستگی میباشد. ابزار اصلی این تحقیق پرسشنامهای است که روایی آن با کسب نظرات اساتید و صاحبنظران در حوزه توسعه روستایی به دست آمد. پایایی پرسشنامه از طریق آزمون الفای کرونباخ برای هر بخش پرسشنامه انجامگرفت و براساس نتایج، با مقدار 82/0مورد تأیید میباشد. ﺑﺮای ﺗﺤﻠﯿﻞ دادهﻫﺎ از ﻣﺪلﯾﺎﺑﯽ ﻣﻌﺎدﻻت ﺳﺎﺧﺘﺎری ﺑﺎ ﮐﻤﮏ ﻧﺮماﻓﺰار Spss و Lisrel اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. نتایج تحلیل عاملی تأییدی، مؤید برازش مناسب مدل و مطابقت عوامل استخراجشده با سؤالات طراحیشده در مدل تحقیق بودند. براساس نتایج، سازههای توسعه اجتماعیـ فرهنگی، توسعه زیستمحیطی، توسعه کالبدی و توسعه اقتصادی بهترتیب با داشتن 71/0، 63/0، 61/0 و 35/0 بار عاملی بهترتیب 71 درصد، 63 درصد، 61 درصد و 35 درصد از واریانسشان توسط شوراهای اسلامی و دهیاریها تبیین میشود.
کلمات کلیدی: شوراهای اسلامی، دهیاریها، توسعه روستایی، شهرستان اسلامشهر.
بررسی آثار افزایش نرخ ارز بر رفاه و آسیبپذیری خانوارها: مطالعه موردی خانوارهای روستایی استان گلستان
دوره 11، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 498-523
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.381478.2076
حوریه فخفوری، سید حبیب الله موسوی، مهرداد باقری، سمّیه اژدری
چکیده هدف مطالعة حاضر ارزیابی آثار رفاهی و آسیبپذیری خانوارهای روستایی از افزایش قیمت مواد غذایی ناشی از افت ارزش پول ملی است. در این راستا، سیستم تقاضای تقریبأ ایدهال درجه دوم برای 14 گروه مواد غذایی مورد استفاده توسط خانوارهای روستایی شهرستان آزادشهر استان گلستان به تفکیک دو گروه خانوارهای روستایی با درآمد بالا و نیز زیر متوسط، برآورد شد. در ادامه به منظور تعیین تغییرات رفاه خانوارها، شاخص تغییرات جبرانی CV)) و سپس شاخص آسیبپذیری خانوارهای روستایی محاسبه شد. جامعه مورد بررسی در این پژوهش خانوارهای روستایی شهرستان آزادشهر است که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه مورد بررسی شامل 260 خانوار به دست آمد. سپس خانوارهای نمونه با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز از طریق تکمیل پرسشنامه هزینه خوراک و درآمد خانوارها و با کمک مرکز بهداشت استان گلستان در سالهای 1397 و 1398 گردآوری گردید. نتایج نشان داد که به علت افزایش قیمت مواد غذایی وقوع یافته، شاخص رفاهی تغییرات جبرانی در گروههای بالاتر از درآمد متوسط و پایینتر از آن به ترتیب معادل 77/4603 و 99/5438 هزار ریال است و لذا وضعیت رفاهی خانوارهای روستایی مورد مطالعه تضعیف شده است. این نتیجه را شاخص آسیبپذیری نیز تأیید مینماید، به گونهای که بر اساس این شاخص میزان آسیبپذیری خانوارهای روستایی در خانوارهای با درآمد بالا و پایین از متوسط به ترتیب معادل 08/20 و 83/51 درصد محاسبه شد. بنابراین جهت بهبود امنیت غذایی و استاندارد زندگی خانوارهای روستایی، حمایت از آنها حداقل به اندازه شاخص تغییرات جبرانی محاسبه شده ضروری است.
شناسایی و تحلیل موقعیت کنشگران کلیدی مؤثر در توسعه جوامع روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان آققلا)
دوره 12، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 583-611
https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.514734.2228
مهدی قربانی، سعید غضنفری، سجاد خاکساری، صدیقه غفاری
چکیده توسعه روستایی فرایندی چندبُعدی و پویاست که موفقیت آن بهمیزان تعاملات اجتماعی میان کنشگران بستگی دارد. شناخت جایگاه و نقش کنشگران کلیدی میتواند به طراحی سیاستهای مؤثر برای توسعه پایدار منجر شود. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل موقعیت کنشگران کلیدی مؤثر در توسعه جوامع روستایی با استفاده از روش تحلیل شبکه اجتماعی (SNA) است. این پژوهش در سال 1403 در سه روستای اسلامآباد بالا، حبیب ایشان و وحدت اسلامی از توابع شهرستان آققلا انجام شد. جامعه آماری شامل ۱۲۰ عضو کانونهای آبادانی و توسعه روستایی بود که به روش سرشماری انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه تحلیل شبکه روابط اجتماعی گردآوری و با استفاده از نرمافزار UCINET تحلیل گردید. نتایج نشان داد ویژگیهای ساختاری شبکههای اعتماد و مشارکت در روستاهای مورد بررسی متفاوت است. در اسلامآباد بالا، تراکم شبکه اعتماد و مشارکت بهترتیب 7/63 و 2/63 درصد بود که بیانگر انسجام اجتماعی قوی و تعاملات گسترده است. در حبیب ایشان، تراکم شبکه اعتماد 3/43 درصد و مشارکت 9/31 درصد برآورد شد که نشاندهندهی نقش پررنگتر پیوندهای اعتماد نسبت به مشارکت است. در وحدت اسلامی، تراکم شبکه اعتماد (3/38) و مشارکت (9/32) و انتقالپذیری هر دو شبکه پایینتر از 25 درصد بود که ضعف انسجام شبکه را نشان میدهد. بررسی مرکزیت شبکهها نشان داد، اسلامآباد بالا دارای مرکزیت درجه ورودی بالاتر و پراکندگی بیشتری نسبت به مرکزیت درجه خروجی است. در حبیب ایشان، پراکندگی مرکزیت درجه خروجی در شبکه اعتماد بالا بود که بیانگر توزیع نابرابر اعتماد است. در وحدت اسلامی نیز، پایین بودن میانه مرکزیتها حاکی از انسجام اجتماعی ضعیفتر بود. از منظر گروههای شغلی، گروه سایر مشاغل در شبکه اعتماد و مشارکت اسلامآباد بالا (میانه مرکزیت درجه ورودی ۸۲ و مرکزیت درجه خروجی 56 درصد)، کشاورزان در شبکه اعتماد حبیب ایشان با میانه مرکزیت درجه ورودی (3/51 درصد) و خروجی بالاتر ( 9/76 درصد ) نقش محوریتری در شبکههای اجتماعی ایفا کردند. همچنین، زنان خانهدار در وحدت اسلامی (مرکزیت درجه خروجی 15/46 درصد) بیشترین نقش در گسترش مشارکت را دارند. در نهایت پیشنهاد میشود برنامههای تقویت سرمایه اجتماعی با تمرکز بر کنشگران محوری هر گروه شغلی طراحی شود تا ساختار اعتماد و مشارکت در روستاهای کمانسجام بهبود یابد.
شناسایی نقش زنانروستایی در پدافند غیرعامل کشاورزی با تأکید بر محیط-زیست در شهرستان باوی
دوره 3، شماره 1، بهار 1395، صفحه 4-4
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.15056
زینب مهمدی کربلایی، مسعود برادران، بهمن خسروی پور، منصور غنیان
چکیده بهبود وضعیت کشاورزی و محیط زیست و حتی سایر بخشها نیازمند اصول پدافند غیرعامل است که میتواند کمکی مؤثر، جهت تکمیل زنجیرهی دفاعی در بخش کشاورزی باشد. جامعه آماری این پژوهش متشکل از زنان روستایی در دو روستای صلیعه و تلبومه در بخش مرکزی شهرستان باوی استان خوزستان بود. حجم جامعه برابر 736 نفر بود که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 250 به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها در این پژوهش، پرسشنامهای بود که اعتبار آن با استفاده از نظر اعضای هیأت علمی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان مورد تأیید قرار گرفته بود. در بخش آمار توصیفی از میانگین رتبهای و ضریب تغییرات و در بخش آمار استنباطی از آزمونهای همبستگی، مقایسه میانگین F وکروسکالوالیس استفاده گردید. بر اساس نتایج حاصل از همبستگی، سن و تحصیلات زنان با بینش آنان در خصوص میزان اهمیت فعالیتهای پدافند غیرعامل کشاورزی رابطه معنیداری داشت.. نتایج بخشی از آزمون مقایسه میانگین مر بوط به بینش زنان در خصوص اهمیت پدافند غیرعامل کشاورزی در بین طبقات سنی و سطح تحصیلات نشان داد، زنان روستایی جوانتر و با تحصیلات بالاتر دارای بینشی وسیع و متفاوتی از فعالیتهای کشاورزی در چارچوب پدافند غیرعامل کشاورزی هستند.
بررسی عوامل مؤثر بر بهره وری انرژی کشت ارگانیک (مطالعه موردی روستائیان استان گلستان)
دوره 1، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 25-37
https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.9667
شهریار نصابیان، ندا مؤذنی، هادی محمدی
چکیده به منظور بررسی عوامل مؤثر بر بهره وری محصولات ارگانیک بر درآمدزائی روستائیان استان گلستان، مقدار نهادههای مصرفی و تولیدی و هزینههای آنها، سود به دست آمده، سطح زیر کشت و مقدار انرژی به دست آمده در رابطه با 3 گیاه گندم، کلزا و گوجهفرنگی در کشور طی یک دوره 5 ساله 90-1385 برآورد شد. با استفاده از تابع هدف و محدودیت، سرانجام از روش تحلیل پوشش دادهها (DEA) برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده گردید. کلیه مراحل برآورد الگوها با استفاده از نرمافزار DEAP انجام شد. باتوجه به نتایج این مطالعه، مصرف کود آلی و مصرف نهادههای بیولوژیک (در نتیجه صرف انرژی بیشتر نهادههای خاص ارگانیک) منجر به کاهش رشد بهرهوری محصولات ارگانیک شد. این نتایج به ترتیب در سطوح پنج و یک درصد معنیدار بودند. به دلیل نوع نهادههای مصرفی در محصولات غیرارگانیک، در نهادههای سوخت، کود نیتروژنه، فسفاته، سهم سموم حشرهکش و قارچکش، تولیدات غیرارگانیک مصرف بیشتری داشته و از این جهت میزان مصرف انرژی نهادههای مورد نظر بیش از تولیدات ارگانیک بود. در مورد نهادههای کود بیولوژیک و کنترل بیولوژیک نیز که تنها در تولیدات ارگانیک مورد مصرف قرار گرفتند، انرژی نهادهای در این قسمت بیش از انرژی نهادهای تولیدات غیرارگانیک بود. مزارع ارگانیک با میزان مصرف انرژی کمتر ورودی و نهادهای، به تولید انرژی بیشتر خروجی یا ستانده منجر شد. به این ترتیب بهرهوری در کنار صرفهجویی مصرف انرژی در مورد محصولات ارگانیک اتفاق افتاد که همین امر باعث می شود که میزان درآمد روستائیان افزایش یافته و بتوانند زندگی بهتری داشته باشند.
تبیین پایداری نظامهای بهرهبرداری خرد دهقانی: مورد مطالعه بخش مرکزی شهرستان بویراحمد
دوره 2، شماره 1، بهار 1394، صفحه 27-41
https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.10455
سید علی عوض زاده، آیت اله کرمی
چکیده بهکارگیری بیرویه نهادههای تولیدی بهمنظور افزایش عملکرد محصول طی دهههای اخیر درنتیجه تخریب محیطزیست از یک سوء و ضرورت استمرار تولید در راستای امنیت غذایی از سوی دیگر، اهمیت توجه به پایداری نظامهای بهرهبرداری را دوچندان کرده است. بر همین اساس هدف مطالعهی حاضر، تبیین پایداری نظامهای بهرهبرداری خرد دهقانی در مناطق روستایی شهرستان بویراحمد بود. برای تعیین حجم نمونهی آماری، از طریق جدول برآورد حجم نمونه کرجسی و مورگان از میان 33064 خانوار کشاورز ساکن در منطقهی موردمطالعه، حجم نمونه 380 نفر تعیین شد و به روش نمونهگیری تصادفی ساده نمونهها انتخاب گردید. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته بود. بهمنظور سنجش میزان پایداری از شاخص ترکیبی در ابعاد سهگانه اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی استفاده شد که وزن هر یک از شاخصها به روش آنتروپی تعیین گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که کل نظام بهرهبرداری خرد دهقانی در مناطق روستایی بخش مرکزی شهرستان بویراحمد در وضعیت نیمه پایدار قرار دارد. افزون بر آن، نتایج نشان داد که وضعیت شاخصهای پژوهش در بعد اقتصادی ناپایدار است و شاخصهای بعد اکولوژیکی و اجتماعی در وضعیت نیمه پایداری قرار دارند. لذا تقویت بنیه اقتصادی بهرهبرداران میتواند بهعنوان یکی از رویکردهای اصلی جهت افزایش سطح پایداری کشاورزی موردتوجه قرار گیرد.
بررسی عوامل مؤثر بر توزیع درآمد مناطق روستایی با تأکید بر فنّاوری اطلاعات و ارتباطات
دوره 1، شماره 1، بهار 1393، صفحه 29-39
https://doi.org/10.22048/rdsj.2014.5997
حمید سپهردوست، صابر زمانی شبخانه
چکیده هدف از مطالعۀ حاضر، بررسی نقش فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در زندگی اقتصادی مناطق روستایی، تأثیر آن بر چگونگی توزیع درآمد جوامع روستایی و همچنین پاسخگویی به این مسئله است که آیا توسعۀ فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در مناطق روستایی توانسته است بر روی چگونگی توزیع درآمد جوامع روستایی تأثیر داشته باشد یا خیر. برای این منظور از دادههای آماری 30 استان کشور طی سالهای 1379 الی 1388 و الگوهای اقتصادسنجی و روش پانل دیتا استفادهشده است. نتایج این بررسی علاوه بر تأیید نظریۀ کوزنتس مبنی بر وجود رابطۀ U شکل وارون بین رشد اقتصادی و توزیع درآمد، نشان داد که توسعۀ فنّاوری اطلاعات و ارتباطات عاملی مؤثر در توزیع مناسب درآمد و بهبود وضعیت عدالت اقتصادی در روستاهای کشور است. ضریب منفی و معنادار بهدستآمده برای متغیر تعداد کاربران رایانهای در بین خانوارهای روستایی (15/0-) نشان میدهد که رشد و توسعۀ فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در روستاهای کشور، عاملی برای بهبود وضعیت توزیع درآمد در آن است. همچنین برآورد مدل نشان داد که متغیرهای شهرنشینی و نرخ بیکاری اثر مثبت و معنیداری بر متغیر وابسته دارند. این بدان معنی است که با افزایش نرخ بیکاری، توزیع درآمد در روستاها طی دورۀ بررسی شده بدتر شده است. دلیل این امر نیز کاهش قدرت خرید برای جمعیت فعال و خانوارهای کمدرآمد در مناطق روستایی است.
بررسی آسیب پذیری آبزی پروران نسبت به تغییرات آب وهوایی مورد مطالعه : شهرستان قصرشیرین
دوره 5، شماره 1، بهار 1397، صفحه 33-50
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.67301.1606
کیومرث زرافشانی، شهناز امیریان
چکیده در سالهای اخیر تغییرات آبوهوایی آبزیپروران را با چالشهای جبرانناپذیری مواجه ساخته است، اما آنچه مورد غفلت قرار گرفته است مطالعات آسیبپذیری آبزیپروران نسبت به مخاطرات آبوهوایی بوده است. لذا هدف از این مطالعه واکاوی آسیبپذیری آبزیپروران شهرستان قصرشیرین نسبت به تغییرات آبوهوایی است. دراین مطالعه کیفی آبزیپروران این شهرستان (46 نفر) از طریق سرشماری شرکت نمودند. مبنای جمعآوری دادهها رهیافت ارزیابی ریسک مبتنی بر مشارکت جامعه محلی بود، در این رهیافت آبزیپروران به بررسی آسیبپذیری و راهبردهای سازگاری در برابر تغییرات آبوهوایی خود پرداختند. بکارگیری تکنیکهایی همچون مصاحبه گروه متمرکز، تکنیک تقویم فصلی، نقشه مخاطرات، محاسبه امتیاز آسیبپذیری و نقشه ذهنی فرصت مشارکت بیشتر را برای آبزیپروران فراهم می ساخت. نتایج نشان داد آبزیپروران نسبت به تغییرات آبوهوایی شناخت کاملی دارند. کمآبی، افزایش دمای هوا و گردوغبار عمدهترین تغییرات آبوهوایی شهرستان قصرشیرین بوده است. یافتهها نشان داد که آبزیپروران نسبت به کم آبی و افزایش دما بیشترین آسیب پذیری و نسبت به گردوغبار آسیبپذیری کمتری دارند. نتایج همچنین نشان داد که تغییرات آبوهوایی پیامدهایی همچون تلفات ماهی، کوتاه شدن دوره پرورش وکاهش تولید ماهی را به دنبال داشته است. آبزیپروران راهبردهای سازگارانه متفاوتی همانند مکانیزاسیون مزارع، کاهش تراکم کشت ماهی و رهاسازی ماهی با وزن بیشتر را برای کاهش پیامدها به کار می برند. براساس یافتههای پژوهش حاضر کشت گونههای مقاوم، استفاده از روشهای نوین پرورش ماهی، حمایتهای دولتی و بکارگیری راهبرهای سازگارانه اثربخش بین آبزیپروان به منظور کاهش خسارات ناشی از تغییرات آبوهوایی توصیه میگردد.
مقایسة معیارهای رفاه اجتماعی، توزیع درآمد و فقر خانوارهای روستایی استان خراسان شمالی و کشور طی سالهای 1390-1384
دوره 1، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 35-50
https://doi.org/10.22048/rdsj.2014.6006
مصطفی عربی، مهدی خداپرست مشهدی
چکیده در این مطالعه برخی از مهمترین شاخصهای رفاه اجتماعی و اندازهگیری تغییرهای نابرابری درآمد ازجمله ضریب جینی، نسبت دهکها، ضریب انگل، شاخص رفاه اجتماعی، هزینة سرانة واقعی خانوار، شکاف مصرف شهر و روستا و خط فقر در روستاهای کشور با استفاده از آمار هزینه و درآمد خانوارها در طی سالهای 1390-1384 محاسبه شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که روند نابرابری درآمد بر اساس شاخصهای محاسبهشده در مناطق روستایی در سطح کشور و استان خراسان شمالی درطی دورة بررسی دارای نوسان بوده و در سال 1390 کاهش چشمگیری داشته است. استان خراسان شمالی در مقایسه با کشور توزیع نابرابر درآمد را طی دورة بررسی شده نشان میدهد. همچنین نتایج نشان میدهد که شاخصهای رفاه اجتماعی مناطق روستایی در طی سالهای بررسی شده، روندی کاهشی در سطح استان خراسان شمالی و کشور داشته است و روستاهای استان خراسان شمالی در مقایسه با کشور، وضعیت بدتری درزمینه رفاه خانوار داشتهاند. همچنین خط فقر روندی افزایشی داشته که یکی از دلیلهای اصلی این افزایش، نرخ زیاد تورم بوده است.
