بررسی عوامل مؤثر بر پایداری رفتار زیستمحیطی گندمکاران شهرستان بوکان
دوره 5، شماره 1، بهار 1397، صفحه 15-32
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.64361.1598
یادگار مؤمن پور، حسن صدیقی، شهلا چوبچیان
چکیده امروزه با ورود نهادههای شیمیایی در بخش کشاورزی و استفاده بیش از حد از این نهادهها از سوی کشاورزان، صدمات جبرانناپذیری به محیطزیست وارد شده است. پایداری زیستمحیطی اقدامات همسو با محیطزیست در یک بازه زمانی بلندمدت را شامل میشود که بهرهگیری از آنها در بلندمدت از سوی اکثر کشاورزان سبب پایداری زیستمحیطی میشود. این پژوهش بهمنظور بررسی عوامل مؤثر بر رفتار زیستمحیطی با استفاده از فن پیمایش انجام شد. جامعه آماری پژوهش 5473 نفر از گندمکاران شهرستان بوکان بودند که با استفاده از جدول نمونهگیری کرجسی و مورگان، 357 نفر از آنان بهعنوان نمونه به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای با انتساب متناسب در دسترس قرار گرفتند. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامهای بود که بهمنظور بررسی روایی، پایایی و برازش متغیرهای پنهان و آزمون فرضیههای پژوهش از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری با بهرهگیری از نرمافزار LISREL استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی، روایی، پایایی و برازش متغیرهای پنهان پژوهش را تأیید کرد. مدلسازی معادلات ساختاری، نشان داد که تمامی فرضیههای تحقیق مورد تأیید قرار گرفتند و سازه عامل نهادی بیشترین تأثیر را بر رفتار زیستمحیطی گندمکاران داشت و 35 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نمود. از سوی دیگر، سازههای اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی به ترتیب بیشترین تأثیر را بر رفتار زیستمحیطی گندمکاران داشتند و در رتبههای بعدی قرار گرفتند.
برآورد تابع تقاضای برق روستایی با کاربرد مدل خود توضیح با وقفه های گسترده (مطالعه موردی روستاهای شهرستان زابل)
دوره 2، شماره 1، بهار 1394، صفحه 17-25
https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.10456
هاجر اثنی عشری، مهدیه مسنن مظفری
چکیده یکی از نهادههای مهم در بخش کشاورزی روستاهای شهرستان زابل که به منظور برداشت آب از چاهها استفاده میشود و در چند سال اخیر توسعه زیادی پیدا کرده است، نهاده برق میباشد. در این مطالعه با استفاده از مدل خودتوضیح با وقفههای گسترده به برآورد تابع تقاضای برق در بخش روستایی شهرستان زابل طی سالهای 1364-1390 پرداخته و عوامل موثر بر آن شناسایی شد. نتایج مطالعه نشان داد که در بلند مدت کشش قیمتی تقاضا منفی و بزرگتر از یک بوده، کشش درآمدی مثبت و بزرگتر از یک و درصد تغییرات تعداد مشترکین بر درصد تقاضا اثر معنیدار داشته است ولی دمای هوا اثری بر مصرف برق نداشته است. لذا با حذف یارانه حاملهای انرژی و افزایش قیمت آن، درآمد کشاورزان و مصرف آنها کاهش مییابد. در کوتاه مدت نیز درصد تغییرات موارد فوق بر مقدار تقاضا اثر داشته و هر گونه شوکی پس از چهار دوره به تعادل میرسد.
ارزیابی اقتصادی استفاده از سیستم فتوولتائیک مستقل از شبکه در روستاها با شبیهسازی مونتکارلو (مطالعة موردی: تهران)
دوره 1، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 19-33
https://doi.org/10.22048/rdsj.2014.6005
مهدی حاتمی، علی ناظمی، اعظم دولتآبادی، مصطفی مصطفی پور
چکیده
طبق آمار منتشره از سوی شرکت توانیر، علیرغم اتمام عملیات برقرسانی به روستاهای بیش از 20 خانوار ایران، هنوز بیش از 17000 خانوار روستایی که در روستاهایی با جمعیت کمتر از 20 خانوار ساکناند، از نعمت دسترسی به برق محروم هستند. تلفات تولید، انتقال و توزیع برق و پراکندگی جمعیت کشور باعث شده که به استفاده از انرژی خورشید در مکانهای دورافتاده توجه شود. در این میان، استفاده از سیستم فتوولتائیک، بهدلیل تبدیل مستقیم انرژی خورشید به برق و نداشتن نیاز به تجهیزات پیچیده اهمیت ویژهای دارد. در این مقاله، به ارزیابی اقتصادی استفاده از سیستم فتوولتائیک مستقل از شبکه، بهجای توسعة شبکة برق سراسری در روستاهای تهران پرداختهشده و با توجه به عدم قطعیتهای موجود برای مدلسازی، از شبیهسازی مونتکارلو با 2000 تکرار استفادهشده است. ارزیابی اقتصادی با توجه به هزینة چرخة عمر سیستم فتوولتائیک برای یک دوره بین 25 تا 30 سال و هزینههای توسعة شبکة برق سراسری برای روستاهای دورافتاده صورت گرفته است. نتایج این مقاله حداقل فاصلة روستا از شبکة توزیع برق سراسری را نشان میدهد که در آن استفاده از سیستم فتوولتائیک نسبت به توسعة شبکة برق سراسری اقتصادیتر است. این فاصله با افزایش نرخ تنزیل نسبت عکس و با تعداد روز ابری متوالی و تعداد خانوار روستا نسبت مستقیم دارد.
تحلیل ابعاد اقتصادی کشت محصولات فناوری زیستی نوین در مناطق روستایی ایران
دوره 7، شماره 1، بهار 1399، صفحه 19-36
https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.229757.1850
یحیی صافی سیس، میلاد جودی دمیرچی، مژده ملکی
چکیده هزینه های پیشبینی اثرات اقتصادی محصولات فناوری زیستی نوین، بسیار بالا میباشد و پژوهش های اقتصادی در خصوص اثرات کشت این محصولات در مناطق روستایی، میتواند نقشی مهم در طراحی مکانیسمهای نظارتی کارآمد و سیستم های نوآوری کشاورزی ایفا کند. در همین راستا، پژوهش حاضر بر مبنای پارادایم کیفی و با استفاده از تحلیل محتوای کیفی به منظور تحلیل دیدگاه پژوهشگران مراکز تحقیقات کشاورزی در خصوص فرصتها و تهدیدهای ابعاد اقتصادی کشت محصولات فناوری زیستی نوین در مناطق روستایی در سال 1398 انجام شد. به منظور جمع آوری دادهها از شیوه مصاحبه نیمه ساختار یافته با 23 نفر از پژوهشگران، با روش نمونهگیری گلولهبرفی استفاده شد. یافتههای این پژوهش نشان داد، در خصوص فرصتها، «ناگزیر بودن حرکت به سمت نظام کشاورزی مبتنی بر مهندسی ژنتیک در جهت خودکفایی و صادرات» و در خصوص تهدیدها، «تحمیل نظام کشاورزی مبتنی بر مهندسی ژنتیک و مسایل سیاسی و بازاریابی» بر کشت محصولات فناوری زیستی نوین در مناطق روستایی تاثیرگذار بودند. در راستای نتایج حاصله، پیشنهاد میشود کمیته ای متخصص تشکیل شود و در سه حیطه تکمیل پژوهشهای فناوری زیستی نوین در زمینه توانایی تولید بذر و سایر نهاده های محصولات فناوری زیستی نوین در داخل کشور، ارزیابی ایمنی اثرات زیست محیطی و سلامتی محصولات فناوری زیستی نوین و ایجاد توافق نسبی بین موافقان و مخالفان فعالیت کند، تا با تامین پیشنیازهای لازم، کشت این محصولات در مناطق روستایی در دستور کار قرار گیرد.
شناسایی خوشه روستاهای هدف گردشگری در استان همدان
دوره 9، شماره 1، بهار 1401، صفحه 19-34
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.251002.1879
رضا موحدی، مهرداد پویا
چکیده گردشگری روستایی یکی از انواع گردشگری است که تقاضا برای آن در سالهای اخیر بهشدت افزایش یافته و به عقیده محققان بهعنوان سومین فعالیت اقتصادی سودآور در جهان مطرح است؛ چراکه محیط روستا، میراث تاریخی و فرهنگی آن گردشگران زیادی را جذب زندگی روستایی کرده است. از همینرو، پژوهش حاضر به سطحبندی روستاهای هدف گردشگری در استان همدان پرداخته است. استان همدان در مجموع دارای 21 روستای هدف گردشگری است که برای سطحبندی آنها از روش تمامشماری استفاده شد. بر این اساس تعداد 21 روستای هدف گردشگری استان همدان بر مبنای 10 معیار وضعیت سکونت و طبیعت، سیاسی و اداری، آب، برق و گاز، آموزش، بهداشتی و درمانی، بازرگانی و خدماتی، فرهنگی و ورزشی، مخابرات و ارتباطات، مذهب و در نهایت گردشگری مورد بررسی قرار گرفتند. برای سطحبندی روستاها از تکنیک تاپسیس استفاده شد. نتایج نشان داد که از بین روستاهای مورد مطالعه، روستاهای «علیصدر و اکنلو» از شهرستان کبودرآهنگ، «فارسبان» از شهرستان نهاوند، «جوراب» از شهرستان ملایر، «اشتران و کهنوش» از شهرستان تویسرکان ازنظر نزدیکی به شرایط ایدئال و دارا بودن شاخصهای مطلوب گردشگری در اولویتهای اول تا ششم قرار گرفتند. با توجه به تعداد و رتبه روستاهای گردشگری هر شهرستان به ترتیب شهرستان تویسرکان، همدان و ملایر درمجموع در خوشه گردشگری اول تا سوم شناسایی شدند. با توجه به اینکه دو شهرستان تویسرکان و همدان در اولویتهای اصلی هدف گردشگری قرار گرفتند پیشنهاد میشود محور گردشگری همدان- تویسرکان از طریق جاده گنجنامه بهعنوان محور یا خوشه توسعه گردشگری در استان همدان شناسایی و معرفی گردد.
شناسایی و تحلیل موانع توسعه کارآفرینی سازمانی در تعاونیهای توسعه روستایی استان زنجان
دوره 2، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 21-40
https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.13409
روح اله رضائی، سید محمود حسینی، مریم محمدی پابندی
چکیده تحقیق توصیفی- همبستگی حاضر با هدف شناسایی و تحلیل موانع توسعه کارآفرینی سازمانی در تعاونیهای توسعه روستایی استان زنجان صورتپذیرفت. جامعه آماری پژوهش 335 نفر از اعضای اصلی هیأت مدیره تعاونیهای توسعه روستایی در استان زنجان بودند که باتوجه به جدول بارتلت و همکاران (2001)، تعداد 120 نفر از آنان از طریق روش نمونهگیری طبقهای با انتساب متناسب برای انجام تحقیق انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه استفادهگردید. روایی محتوایی پرسشنامه با نظر پانلی از کارشناسان و متخصصان مورد تأیید قرارگرفت. برای تعیین پایایی ابزار تحقیق پیشآزمون انجامگرفت که مقدار آلفای کرونباخ محاسبهشده برای مقیاس اصلی پرسشنامه در حد مناسب (بالاتر از 75/0) بود. نتایج آمار توصیفی نشانداد که از نظر پاسخگویان چهار مانع، قوانین سختگیرانه بانکهای دولتی و خصوصی در پرداخت تسهیلات به تعاونیها، نبود سرمایه کافی در تعاونیها و عدم دسترسی آنها به منابع مالی و اعتبارات لازم، ضعف قوانین مرتبط با نیروی کار و نبود بسترهای لازم در تعاونیها برای فعالیتهای گروهی و تیمی، دارای بیشترین اولویت در مقایسه با سایر موانع بودند. همچنین، یافتههای تحلیل عاملی حاکی از آن بود که 38/61 درصد از واریانس کل موانع توسعه کارآفرینی سازمانی در تعاونیهای توسعه روستایی استان زنجان را شش عامل ساختاری، محیطی، شناختی- دانشی، نبود فرهنگ سازمانی اثربخش، ضعف حمایتی و فردی تبیین مینمایند.
بررسی موانع فردی و خانوادگی مشارکت زنان در امور سیاسی و اجتماعی روستا (مورد مطالعه: شهرستان هرسین- دهستان شیرز)
دوره 4، شماره 1، بهار 1396، صفحه 21-39
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.68147.1611
حسین آگهی، اکرم بینائیان، صابر فتاحی
چکیده امروزه زنان در بسیاری کشورهای جهان، به ویژه در برخی موارد، از دخالت در سیاست و نقشهای اجتماعی محروم شدهاند به طوری که هنوز زنان از جایگاه لازم در مشارکت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی برخوردار نیستند. هدف مطالعه حاضر، بررسی موانع فردی و خانوادگی مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان در دهستان شیرز شهرستان هرسین بوده است. به لحاظ روششناسی، این تحقیق پیمایشی و از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری، زنان بالای شش سال دهستان شیرز بودند. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 333 نفر تعیین و با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن و تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شد. نتایج نشان داد که مشارکت سیاسی زنان مورد مطالعه در سطح متوسط و مشارکت اجتماعی آنها در سطح بالا قرار دارد. همچنین نتایج نشان داد که به ترتیب اهمیت، باور زنان به ناتوانی خود در انجام امور سیاسی، عدم توانایی در برقراری ارتباط با دیگران، مشکلات و ضعف جسمانی، حجم زیاد فعالیت زنان در داخل منزل، حجم زیاد فعالیت در بخش کشاورزی و دامداری، پذیرش مقام تحت سلطه، نداشتن تجربه در امور سیاسی و اداری و عدم تمایل زنان نسبت به مردان به مدیریت، موانع اصلی مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان بودند.
مدلسازی ارتقای دانش زیستمحیطی جوامع محلی در روستاهای گردشگرپذیر مطالعه موردی: محور توریستی قلعه چایی شهرستان عجبشیر
دوره 6، شماره 1، بهار 1398، صفحه 21-36
https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.140253.1745
وکیل حیدری ساربان، علی مجنونی
چکیده با توجه به اهمیت حفظ و نگهداری از محیطزیست روستاهای گردشگرپذیر، پژوهش حاضر با هدف اصلی بررسی نقش توسعه گردشگری در ارتقای دانش زیستمحیطی در روستاهای گردشگرپذیر منطقهی گردشگری قلعه چایی شهرستان عجبشیر صورت گرفته است. تحقیق ازلحاظ هدف، کاربردی، ازلحاظ ماهیت، توصیفی و نیز از نوع علی و تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق را روستاییان ساکن 9 روستای این محور تشکیل داده است. با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده و بر اساس فرمول کوکران، تعداد نمونه 370 نفر به دست آمد. روایی صوری پرسشنامه توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. با استفاده از فرمول ویژه کرونباخ آلفا، پایایی پرسشنامه تحقیق 887/0 به دست آمد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آزمون آماری همبستگی اسپیرمن و آزمون رگرسیون چندمتغیر و تحلیل مسیر با استفاده از نرمافزار PLS استفاده شد. اولویتبندی روستاهای با استفاده از مدلهای پرومته، ویکور، ANP و کپلند استفاده شده است. نتایج ِیافتههای پژوهش در ارتباط با آگاهیهای زیستمحیطی نشان میدهد که تمامی متغیرهای حفاظت از تعادل اکولوژیکی روستا، حفاظت از پوشش گیاهی و جانوری، مقابله با خشکسالی، عدم آلودگی صوتی، حفاظت از منابع آبی و خاکی، استفاده از کشاورزی ارگانیک، کاهش استفاده از سوختهای فسیلی، دفن اصولی زبالهها، عدم استفاده از زبالههای تجدیدناپذیر، مدیریت بحران زیستی و احیا و بازسازی محیط آسیبدیده رابطه معنیداری وجود دارد. همچنین بر اساس نتایج مدلهای چند شاخصه روستای تپیک دره دارای بالاترین اولویت و روستای قوزلجه دارای کمترین اولویت از نظر دانش زیستمحیطی روستائیان بوده است. درنهایت، با توجه به نتیجه پژوهش پیشنهاد میشود که از کارکردهای گردشگری روستایی در حفاظت از محیط زیست محلی به کار گرفته شود.
ارزیابی میزان تاثیرپذیری جهش تولید از قابلیت های نوین صنایع دستی مناطق روستایی با نقش واسطه توسعه بازارهای هدف در استان لرستان
دوره 8، شماره 1، بهار 1400، صفحه 21-34
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.253157.1882
حجت وحدتی، مهرداد ناصرپور
چکیده هدف از پژوهش حاضر ارزیابی میزان تاثیرپذیری جهش تولید از قابلیت های نوین صنایع دستی مناطق روستایی با نقش واسطه توسعه بازارهای هدف در استان لرستان می باشد. تحقیق حاضر از روشهای تحقیق توصیفی، تحلیلی استفاده خواهد کرد. همچنین این پژوهش از نظر هدف، کاربردی-توسعهای است. جامعه آماری پژوهش مشتمل بر کلیه کارشناسان، متخصصان و پژوهشگران حوزه صنایع دستی در استان لرستان به تعداد 620 نفر می باشند که حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران به تعداد 237 به شیوه تصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش مشتمل بر پرسشنامه محقق ساخته قابلیت های نوین صنایع دستی مناطق روستایی، جهش تولید و توسعه بازارهای هدف با32 سوال می باشد. روایی پرسشنامه به شیوه صوری بوده که به تایید کارشناسان و اساتید رسیده و پایایی آن نیز بر اساس آلفای کرونباخ به میزان 82/0 مورد تایید واقع شده است. تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس تحلیل معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS صورت پذیرفته است. نتایج بیانگر آن است که جهش تولید از قابلیت های نوین صنایع دستی مناطق روستایی با نقش واسطه توسعه بازارهای هدف در استان لرستان تاثیر پذیرفته است و این امر به گونه ای بوده است که قابلیت های نوین صنایع دستی مناطق روستایی بر جهش تولید با ضریب تاثیر 0.16، قابلیت های نوین صنایع دستی مناطق روستایی بر توسعه بازارهای هدف با ضریب تاثیر 0.13، توسعه بازارهای هدف بر جهش تولید با ضریب تاثیر 0.36، اثرگذار بوده است.
شناسایی موانع توسعه شرکت های تعاونی روستایی شهرستان ارومیه
دوره 10، شماره 1، بهار 1402، صفحه 21-35
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.324707.1997
فاطمه کاظمیه، اسماء عیدی، صادق اسمعیلی
چکیده تشکیل و گسترش شرکت های تعاونی روستایی یکی از مهم ترین سیاست ها و راهبردهای توسعه ی بخش کشاورزی و جامعه ی روستایی ایران در نیم قرن اخیر به شمار می رود. لذا با توجه به نقشی که شرکت های تعاونی روستایی در این راستا می توانند داشته باشند تحقیق حاضر با هدف شناسایی موانع توسعه شرکت های تعاونی روستایی در شهرستان ارومیه انجام گرفت. این تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش شناسی تحلیلی- اکتشافی می باشد و رویکردی کیفی -کمی دارد. جامعه آماری مشتمل بر دو گروه بود. گروه اول صاحب نظران و متخصصان در امور تعاونی روستایی بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با 15 نفر انجام شد. گروه دوم مدیران و اعضای هیئت مدیره شرکتهای تعاونی روستایی شهرستان ارومیه در سال 1400 به تعداد 120 نفر بودند که با توجه به محدود بودن جامعه آماری از روش سرشماری برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. گردآوری داده ها و اطلاعات به صورت اسنادی و میدانی انجام یافت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی و به کمک نرم افزار spss22انجام شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که موانع توسعه شرکت های تعاونی روستایی شهرستان ارومیه در قالب هفت عامل فرهنگی- اجتماعی، ویژگی های ساختاری، اقتصادی، مدیریتی، سیاستی، سازمانی- حمایتی و خدماتی طبقهبندی شدند و عامل اول با نام فرهنگی- اجتماعی و با تبیین 11.41درصد از تغییرات واریانس به عنوان مهم ترین عامل معرفی شد که پایین بودن دانش حرفه ای اعضای تعاونی، اختلافات میزان اعضا و ارکان تعاونی، پایین بودن روحیه مسئولیت پذیری در بین اعضای تعاونی از جمله متغیرهای واقع شده در این عامل بودند. براساس نتایج به دست آمده، مشکلاتی که در هفت عامل خلاصه شده اند حدود 62 درصد تغییرات واریانس کل را تبیین می کردند. باتوجه به نتایج حاصل از پژوهش پیشنهاد می شود ارتقاء آگاهی اعضاء از طریق برگزاری کارگاه های توانمندسازی در رابطه با ماهیت و کارکرد تعاونی ها، برنامه ریزی اصولی و واقع بینانه براساس نیازهای تعاونی و رفع مشکلات مرتبط با نظام بانکی در اولویت برنامه های مرتبط با توسعه تعاونی های روستایی در شهرستان ارومیه قرار گیرد.
تحلیل اثرات صدور گواهی سلامت محصولات کشاورزی از دیدگاه کشاورزان
دوره 11، شماره 1، بهار 1403، صفحه 22-41
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.375798.2069
سمیه کردعلیوند، حسین شعبانعلی فمی، علی اسدی، علی اکبر براتی
چکیده روند فزآینده کمبود غذای سالم در بازار و تخریب محیط زیست دو چالش مهم در عصر حاضر به شمار میروند. صدور گواهی سلامت محصولات کشاورزی در صورت مدیریت صحیح میتواند نقش مهمی در حل چالشهای مطرح شده ایفاء نماید. نظر به اهمیت صدور گواهی سلامت محصولات کشاورزی، تحقیق حاضر به بررسی اثرات صدور گواهی سلامت محصولات کشاورزی از دیدگاه کشاورزان پرداخته است. جامعه آماری شامل کلیه تولیدکنندگانی در کشور بود که در سال 1400 دارای مجوز محصولات گواهیشده از سوی وزارت جهاد کشاورزی بودند که تعداد آنها 638 نفر بود. از این میان 204 تولیدکننده بهصورت تصادفی ساده بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده پرسشنامه محقق ساخته بود و برای تجزیه و تحلیل دادهها علاوهبر آمارههای توصیفی از ضریب تغییرات و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان داد که از میان اثرات صدور گواهی سلامت محصولات کشاورزی در حال حاضر اثرات اجتماعی (با ضریب مسیر 868/0) مهمترین اثر صدور گواهی هستند. پس از این اثرات به ترتیب اثرات مربوط به بهبود فرآیند تولید (845/0)، محیط زیست و پایداری (819/0)، فرآیندهای بازار و صادرات (799/0) و در نهایت اثرات مربوط به سلامت و ایمنی مواد غذایی (768/0) قرار دارند. از میان اثرات اجتماعی افزایش اعتماد مصرفکنندگان به کیفیت مواد غذایی (با بار عاملی 782/0) دارای اهمیت فراوان میباشد، لازم است تولیدکنندگان با افزایش کیفیت محصولات کشاورزی و تولید محصولات سالمتر براساس استانداردهای بینالمللی زمینه افزایش اعتماد مصرفکنندگان را فراهم نمایند. از طرفی راهاندازی کسبو کارهای کوچک در طول زنجیره تأمین محصولات سالم کشاورزی میتواند فرصتهای شغلی را برای روستاییان فراهم نماید و از این طریق به توسعه کشاورزی و روستایی کمک کند.
تحلیل اثرگذاری رهیافت روستای هوشمند بر پایداری سکونتگاههای پیراشهری با رویکرد آینده پژوهی (مطالعه موردی: روستاهای پیرامون کلانشهر تهران).
دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 24-54
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.403742.2111
علی اکبر عنابستانی، مرتضی ذوالفقاری، جمیله توکلی نیا
چکیده روستای هوشمند، روستایی است که از ارتباطات دیجیتالی، راهحلها و منابع برای توسعه و تحول خود در جهت دستیابی به اهداف توسعه پایدار استفاده میکند و با ویژگی انعطافپذیری، راههای متنوعی را برای بهبود آن پیشنهاد میدهد. روستای هوشمند در ارتباط با رشد هوشمند و توسعه هوشمند دربرگیرنده تغییر در شیوه اصلی زندگی روستائیان و به دنبال آن پایدار نمودن این نواحی است که بر این اساس توسعه روستای هوشمند، در بلندمدت پایداری توسعه در نواحی روستایی را به دنبال دارد. لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی و تحلیل پیشرانهای اثرگذاری رهیافت روستای هوشمند بر توسعه پایدار سکونتگاههای پیراشهری کلانشهر تهران در محدوده شهرستان اسلامشهر است. روش تحقیق به لحاظ هدف کاربردی و ازنظر روششناسی توصیفی-تحلیلی است بهنحویکه ابتدا با روش دلفی عوامل شناسایی و پس از اعتبار بخش آن، توسط 35 نفر از کارشناسان حوزه فناوری اطلاعات و برنامهریزی و توسعه روستایی در قالب پرسشنامه به روش تحلیل ساختاری میکمک در سال 1402 مورد ارزیابی قرارگرفته است. نتایج پژوهش نشان داد، از بین عوامل کلیدی 57 گانه رهیافت روستای هوشمند در پنج بخش اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، کالبدی- فیزیکی، زیستمحیطی و نهادی- مدیریتی اثرگذار بر پایداری سکونتگاههای پیراشهری، 17 عامل بهعنوان پیشران کلیدی معرفیشدهاند که از بین آنها، پنج عامل افزایش انتقال مهارت و ظرفیتسازی اقتصادی از طریق شکاف دیجیتالی (10+)، بهرهمندی کلاسهای آموزشی از امکانات الکترونیکی و اینترنت در جهت استفاده از آموزش مجازی و از راه دور(5+)، ایجاد بستر مناسب برای افزایش دسترسی واحدهای مسکونی به اینترنت ثابت در روستا(9+)، افزایش توجه به مدیریت مصرف بهینه سوخت و انرژی در روستاها (5+) و افزایش مشارکت روستاییان در تصمیمگیری، اجرا و نگهداری پروژهها از سوی مدیران محلی (8+) بهعنوان مهمترین پیشرانهای بحرانی در منطقه از سوی کارشناسان معرفیشدهاند. بنابراین نتایج پژوهش نشان میدهد افزایش انتقال مهارت و ظرفیتسازی اقتصادی از طریق شکاف دیجیتالی میتواند اثرات قابلتوجهی در زمینهی اثرگذاری رهیافت روستای هوشمند بر پایداری سکونتگاههای پیراشهری در افق برنامهریزی کوتاهمدت دهساله داشته باشد.
بررسی میزان توانمندیهای اقتصادی، اجتماعی، روان شناختی و خانوادگی زنان روستایی عضو صندوقهای اعتبارات خرد منطقه سیستان
دوره 6، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 135-144
https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.169642.1777
عباس نوروزی، همایون فرهادیان، مینا حسینیان
چکیده تحقیق حاضر با هدف بررسی میزان توانمندهای اقتصادی، اجتماعی، روان شناختی و خانوادگی زنان روستایی عضو صندوقهای اعتبارات خرد منطقه سیستان در سال 1396 انجام شد. ابزار اصلی تحقیق، پرسشنامهای محقق ساخته بود که روایی و اعتبار آن مورد تأیید قرار گرفت. جامعه آماری تحقیق، زنان روستایی عضو صندوقهای اعتبارات خرد بخش سیستان با تعداد 318 نفر بودند و بر اساس جدول مورگان،170 نفر از طریق نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. نتایج تحلیل دادهها نشان داد کمترین توانمندی افراد مورد مطالعه از بعد خانوادگی و بیشترین توانمندی ایشان از بعد روان شناختی می باشد. علاوه بر این، توانمندی اقتصادی، اجتماعی، روانشناختی، خانوادگی و توانمندی کل افراد مورد مطالعه که سرپرست خانوار بودند به صورت معنی داری بیشتر از همتایان غیر سرپرست خانوار خود بود. ضمن آن که بین توانمندی اقتصادی، روان شناختی و کل زنان مورد مطالعه و دفعات دریافت وام از صندوق همبستگی مثبت و معنی داری وجود داشت. همچنین، متغیرهای تعداد دفعات دریافت وام و میزان درآمد 2/31 درصد از تغییرات توانمندی کل افراد مورد مطالعه را تبیین کردند. تشویق زنان به دریافت وام جهت رونق کسب و کار از پیشنهادهای این تحقیق می باشد.
بررسی وضعیت دسترسی خانوارهای روستایی به غذا در دهستان شاوور
دوره 10، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 135-119
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.338514.2014
جاسم گلابی فر، علی اکبر براتی، خلیل کلانتری
چکیده دسترسی به غذا یکی از مهمترین اجزای امنیت غذایی است که نقش مهمی در تحقق امنیت غذایی هر جامعهای دارد. دسترسی به غذا دارای سه مؤلفه اصلی شامل دسترسی فیزیکی، اقتصادی و تداوم دسترسی است. مطالعه حاضر به بررسی وضعیت دسترسی خانوارهای روستایی به غذا در دهستان شاوور پرداخته است. جامعه آماری تحقیق را کلیه خانوارهای روستایی این دهستان تشکیل دادهاند (2624(N=. حجم نمونه مورد مطالعه 300 خانوار تعیین شد که بر اساس روش نمونهگیری طبقهای با انتساب متناسب گزینش شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته بود. برای سنجش سطح دسترسی به غذا در سطح جامعه مورد مطالعه، با الهام از روش تعیین شاخص فقر چند بعدی سازمان ملل، یک شاخص استاندارد طراحی شد که قادر بود وضعیت دسترسی خانوارهای روستایی به غذا را به صورت یک نمره استاندارد بین صفر تا یک ارزیابی نماید. این مسئله نوآوری روششناسی تحقیق حاضر بود. یافتههای حاصل از تحقیق نشان داد که تنها 23 درصد از خانوارهای روستایی دهستان شاوور از دسترسی مطلوب به غذا برخوردار هستند. در میان مؤلفههای دسترسی به غذا مؤلفه دسترسی اقتصادی و تداوم دسترسی از وضعیت نامطلوبتری برخوردار است. ناتوانی منابع و مراکز تأمین اقلام غذایی در سطح روستا، عدم خودتولیدی خانوارهای روستایی به دلیل غلبه فرهنگ مصرفی شهری و نوسانات شدید قیمت اقلام غذایی از مهمترین علل کاهش سطح دسترسی به غذا هستند. بر همین اساس پیشنهاد میگردد از طریق توسعه زیرساختهای اطلاعاتی، ارتباطی و حمل و نقل زمینه دسترسی بهتر و بیشتر جامعه روستایی به اقلام غذایی فراهم شده و همچنین با ترویج فرهنگ خود تولیدی و پسانداز خانوارهای روستایی زمینه بهبود تابآوری آنها در مقابل نوسانات قیمت بیش از پیش فراهم گردد.
تحلیل الگوهای مقیاس معادل خانوارهای شهری و روستایی استان خراسان رضوی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 141-156
https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.240699.1859
سید علی دریجانی، هنگامه هندی زاده، علیرضا کرباسی
چکیده مقیاس معادل شاخصی برای مقایسه رفاه میان خانوارها با تعداد اعضای متفاوت است. مقیاس معادل بیان میکند که با افزایش بعد یک خانوار چه میزان مخارج اضافی نیاز است تا آن خانوار به رفاهی برابر یک خانوار مرجع _خانوار با دو بچه_ دست یابد. از آنجا که خط فقر در سال 1397 در خراسان رضوی رو به رشد بوده است و همچنین خط فقر در نقاط مختلف ایران دارای تفاوت زیادی با یکدیگر است و ازاینرو سیاستهای حمایتی از فقرا نیز باید متناسب با شرایط هر منطقه در نظر گرفته شود بنابراین یک مطالعه که به بررسی فقر در این استان بپردازد ضروری می-باشد. دادههای مورد استفاده از درآمد-مخارج خانوار شهری و روستایی خراسان رضوی در سال 1397 میباشد. نتایج نشان داد ابتدا با انتخاب خانوار مرجع، تعداد کودکان و سالمندان در مقایسه با روش مخارج سرانه بر میزان فقر اثر بیشتری دارد. سپس از یک شبیهسازی برای بررسی تغییر میانگین هزینه خانوار با تغییر اندازه خانوار و انتقال کودکان و بزرگسالان به ردههای بالاتر استفاده شد. نتایج نشان داد با تغییر اندازه خانوار یعنی کاهش اندازه خانوار میانگین هزینهها افزایش مییابد. همچنین با انتقال کودکان به رده بزرگسالان میانگین هزینهها کاهش مییابد درحالی که با انتقال بزرگسالان به گروه سالمندان میانگین هزینه افزایش مییابد.
راهبردهای مطلوب افزایش مشارکت سهامداران در احیای قنوات (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان نیشابور)
دوره 8، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 151-169
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.276230.1921
مریم قاسمی، حوریه هوایی، زهرا مظفری
چکیده آب بهعنوان عنصر اساسی حیات و وجه مشترک چالشهای توسعه پایدار، سرمنشأ بحران چندوجهی نیمقرن آینده به شمار میرود. با توجه به اهمیت آب در توسعه کشاورزی و نیز کاهش منابع آبی طی سالهای اخیر، احیای منابع آبی پایدار ضروری است. ازآنجاکه عملکرد بهینه قنات مستلزم مشارکت سهامداران در حفظ و احیای آن است، پژوهش حاضر در تلاش است راهبردهای اجرایی مطلوب بهمنظور افزایش مشارکت سهامداران در زمینه احیاء قنوات را شناسایی و ارائه نماید. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و از دو ابزار SWOT-QSPM استفاده گردیده است. واحد تحلیل کشاورزان و خبرگان سهامدار قنوات آشنا به محیط داخلی و خارجی تحقیق در پنج روستای بخش مرکزی و زبرخان شهرستان نیشابور است که موفق به احیای قنات خود شده و به روش گلوله برفی شناسایی شدند. بر اساس مطالعات اکتشافی، 13 قوت و فرصت بهعنوان مزیت و 16 ضعف و تهدید بهعنوان محدودیت و تنگنا پیش روی مشارکت سهامداران در احیای قنوات شناسایی گردید و نظرات دو گروه کشاورزان سهامدار قنات و خبرگان سهامدار قنات در قالب پرسشنامه در مورد عوامل داخلی و خارجی، در طیف لیکرت سؤال گردید. نتایج نشان داد که در ماتریس SWOT با توجه به امتیاز سهامداران کشاورز 2.8=IFE و 2=EFE، و امتیاز خبرگان سهامدار 2.7=IFE و 1.89=EFE، بهمنظور افزایش مشارکت سهامداران در احیای قنات، راهبردهای حفظ و نگهداری (حداکثر-حداقل) بهینه شناخته شد. در ادامه به کمک ماتریس QSPM، مهمترین راهبرد «به رسمیت شناختن یاریگری در زمینه احیاء و نگهداری قنات از سوی دولت» است که امتیاز 59/5 را کسب نموده است. به نظر میرسد اگر بستر لازم برای مشارکت بهرهبرداران در احیاء قناتها فراهم شود و جایگاه حقیقی آنان، و فرهنگ یاریگری در بین آنها به رسمیت شناخته شود، احیا و حفظ و بهرهبرداری پایدار و بهینه از قنوات را با کمترین هزینه شاهد خواهیم بود.
تحلیل سطح پایداری محیطی سکونتگاههای روستایی در شهرستان خرمدره
دوره 3، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 155-173
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.38655
وحید ریاحی، فرهاد عزیزپور، آذر نوری
چکیده پایداری محیطی سکونتگاههای روستایی بر مبنای نگرشی سیستمی، میتواند با تحقق بخشی به توسعهای پایدار، در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی در نواحی روستایی معنا شود. دستیابی به چنین هدفی، نیازمند توجه به عناصر و عوامل اثرگذار در قالب مجموعهی شاخصهای پایداری است. پژوهش حاضر با هدف سنجش و تحلیل عوامل پایداری سکونتگاههای روستایی در سه بعد محیطی، اجتماعی و اقتصادی در چارچوب فرآیند تحلیل شبکه تصمیمگیری چند معیاره و تبیین پیوندهای بین عناصر و عوامل فعال و مؤثر در این زمینه است که در ناحیه روستایی شهرستان خرمدره از استان زنجان انجام شدهاست. از مجموع 1143 خانوار، 287 خانوار از چهار روستای رحمتآباد، الوند، باغ دره و سوکهریز (از 15 روستا) شهرستان خرمدره بهصورت نمونهگیری در دسترس، مورد بررسی قرارگرفته و در فرآیند انجام آن، پس از محاسبه وزنها، تفاوت در میزان پایداری ابعاد محیطی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی نواحی روستایی این شهرستان مشخص شده است. در این پژوهش، جمعآوری اطلاعات بهصورت کتابخانه و میدانی از طریق تهیه پرسشنامه و برای تحلیل از تکنیکهای T تک نمونهای، ویکور و تحلیل مسیر استفاده شدهاست. پژوهش انجامشده نشانداد که پایداری محیطی در ناحیه مورد مطالعه در سطح نیمه مطلوب قرار دارد. در بین ابعاد مختلف مؤثر بر پایداری محیطی، به ترتیب بعد کالبدی بیشترین تأثیر و سپس به ترتیب ابعاد اقتصادی، اجتماعی و محیطی بیشترتن تأثیر را داشتهاند. ضعف توجه نظام سیاستگذاری به ابعاد اجتماعی – فرهنگی و زیستمحیطی بهویژه در عمل و بهرهبرداری بدون برنامه و شتابان از منابع تولید مهمترین عوامل مؤثر بر این وضعیت در دو بعد مذکور است. کارگزاران نظام برنامهریزی در اسناد برنامهای بر پایداری اجتماعی – فرهنگی بهویژه زیستمحیطی تأکید دارند. البته، در این میان نبایستی به نقش روستاییان در بهرهبرداری شتابان از منابع (بدون آموزش لازم) بیتوجه بود.
مقایسه تطبیقی- تحلیلی کارایی تولید و عملکرد محصولات کشاورزی در نظامهای بهرهبرداری خردهمالکی و تعاونیتولید روستایی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 155-172
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.116326.1705
بهناز نجاتی، مفید شاطری، محمدرضا بخشی، علی اشرفی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی کارایی تولید محصولات زراعی دو نظام بهرهبرداری خردهمالکی و تعاونی تولید روستایی در تولید محصولات زراعی میباشد. جامعه آماری تحقیق بهرهبرداران بخش کشاورزی شهرستان خوسف واقع در استان خراسانجنوبی میباشد. این تحقیق از نظر ماهیت از نوع تحقیقات کمی و با توجه به هدف تحقیق، از نوع تحقیقات کاربردی و از لحاظ گردآوری دادهها، پژوهش پیمایشی میباشد. دادههای مورد نیاز با استفاده از ابزار پرسشنامه و بهرهگیری از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای و کاربرد انتساب متناسب از 207 بهرهبردار در نظام بهرهبرداری خردهمالکی و 38 بهرهبردار در نظام بهرهبرداری تعاونی تولید روستایی گردآوری و با استفاده از روش تحلیل پوششی دادهها مورد تجریه و تحلیل قرارگرفت. نتایج بیانگر برتری نسبی نظام بهرهبرداری تعاونی تولید نسبت به نظام بهرهبرداری خردهمالکی بر اساس معیارهای کارایی فنی و کارایی مقیاس میباشد. میانگین کارایی فنی و مقیاس در نظام بهرهبرداری تعاونی تولید به ترتیب برابر با 89/0 ، 94/0 و در نظام خردهمالکی به ترتیب برابر با 65/0 و 81/0 میباشد. همچنین نتایج آزمون ناپارامتری من–وایتنی نشان داد عملکرد و درآمد خالص محصولات زراعی در نظام بهرهبرداری تعاونی تولید روستایی بهطور معناداری بیش از نظام بهرهبرداری خردهمالکی میباشد.
بررسی تطبیقی نقش اعتبارات خرد در توسعه روستایی نواحی کوهستانی و دشتی (مورد مطالعه: دهستانهای کارده و میان ولایت شهرستان مشهد)
دوره 4، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 157-180
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.61710.1580
مهدی جوانشیری، خدیجه بوزرجمهری، ام البنین هراتی، حمیده محمودی
چکیده اعتبارات خرد با هدف ارائه خدمات مالی به گروههای کمدرآمد در کشورهای درحال توسعه در سه دهۀ اخیر مطرحشده است. این اعتبارات با اعطای وام به روستاییان بهویژه آنهایی که در امور تولیدی فعالیت دارند این امکان را میدهد که به سبب فراهم بودن نقدینگی بتوانند نیازهای مالیشان را برای انجام عملیات تولیدی و تهیه نهادههای کشاورزی تأمین نمایند. این تحقیق نیز با هدف بررسی نقش اعتبارات خرد در توسعه روستایی، با تأکید بر تأثیر عوامل جغرافیایی در جذب اعتبارات مذکور در دو ناحیه کوهستانی (کارده) و دشتی (میان ولایت) شهرستان مشهد، انجامگرفته است و بر اساس هدف، کاربردی- توسعهای و بهلحاظ روششناسی، از نوع توصیفی – تحلیلی است. با توجه به دو جامعه آماری مورد مطالعه، از کلّ خانوارهایی که در بین سالهای 1394-1390 حداقل یکبار وام دریافت کردهاند، با استفاده از فرمول کوکران تعداد 207 خانوار روستایی بهعنوان حجم نمونه برآورد گردید و سپس به نسبت خانوارها در هر ناحیه تقسیم شد. نمونهگیری این جامعه آماری با روش طبقهای و تصادفی صورت گرفته است. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از منابع اسنادی و عملیات پیمایشی (پرسشنامه) در بین خانوارهایی که اعتبارات دریافت کردهاند، جمعآوریشده است. و از آزمونهای آماری ویلکاکسون (برای تحلیل تفاوت دوره قبل و بعد)، فریدمن و کایدو، T تکنمونهای و همبستگی برای تحلیل دادهها بهره گرفته شد. نتایج نشانداد که میزان اثربخشی اعتبارات در بین ساکنین روستایی نواحی کوهستانی و دشتی تفاوت معنیداری وجود ندارد ولی ازنظر مشکلات و موانع دریافت وام و درجه رضایتمندی، تفاوت معنیداری بین این دو ناحیه وجود دارد و میزان رضایتمندی در ناحیه دشتی بیشتر است. همچنین نتایج آزمون نا پارامتری ویلکاکسون برای سنجش میزان تفاوت موجود در دو دوره زمانی قبل و بعد از استفاده از اعتبارات خرد روستایی در هر دو جامعه نمونه، نشان میدهد که پرداخت اعتبارات خرد منجر به ایجاد تغییرات قابلتوجهی در کلیه محورها شده است و این تغییرات از دیدگاه استفادهکنندگان کاملاً معنیدار است. نتایج آزمون T تکنمونهای نیز نشاندهنده اثرات مناسب اعتبارات بر توسعه اقتصادی مناطق روستایی موردمطالعه میباشد. نتایج حاصله از تحلیل نا پارامتری همبستگی (اسپیرمن) میان مؤلفههای موردبررسی نیز نشاندهنده وجود رابطه مستقیم بین مؤلفههای تأثیرگذار توسعه اقتصادی نقاط روستایی است. بهعبارتدیگر با افزایش مقادیر هر یک از مؤلفهها، سایر ابعاد نیز افزایش معنیداری را نشان میدهند
مدل سازی و طراحی نقشه سطوح توسعه ی کشاورزی پایدار مناطق روستایی استانهای همدان و کرمانشاه
دوره 9، شماره 2، بهار 1401، صفحه 163-180
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.319378.1991
مراد کیخسروی، سحر ده یوری، سیدمهدی میردامادی
چکیده مدلسازی سطوح توسعه کشاورزی، ابزاری کارآمد در ایجاد شناخت کافی از سرزمین و پراکنش فضایی توسعه آن است. از این رو هدف از انجام پژوهش حاضر، مدلسازی سطوح توسعه کشاورزی مناطق روستایی استانهای همدان و کرمانشاه در سال 1399-1400 بود. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ تجزیه و تحلیل دادهها تحقیقی کمی است که به شیوه پیمایشی صورت پذیرفته است. جامعه آماری پژوهش، مراکز دهستان استانهای همدان و کرمانشاه بود که با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای و به صورت انتساب متناسب 666 کشاورز از 89 مرکز دهستان مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامه بود که روایی و پایایی پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت. به منظور سنجش پایداری کشاورزی در مناطق روستایی از روش ترکیبی وایکور-آنتروپی بهره گرفته شد. در مدلسازی سطوح توسعه کشاورزی پایدار از نرمافزار Arc-GISver 10.5 استفاده شد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که روستاهای خرمرود از توابع شهرستان تویسرکان و روستای راهب از توابع شهرستان کبودر آهنگ استان همدان به ترتیب بالاترین و پائینترین ضریب پایداری را داشتهاند. در مجموع مناطق روستایی استانهای همدان و کرمانشاه از لحاظ توسعه کشاورزی پایدار در وضعیت مطلوبی قرار ندارند و اختلاف فاحشی میان این استانها مشاهده نمیگردد. همچنین با توجه به محاسبات انجام شده روستاهای مورد مطالعه در هفت سطح تقسیم شدند که در سطح کاملاً ناپایدار روستایی قرار ندارد و در سطوح ناپایدار 15 روستا، نسبتاً ناپایدار 28 روستا، در حال پایداری 33 روستا، نسبتاً پایدار 11 روستا، پایدار 2 روستا قرار میگیرد و در سطح کاملاً پایدار نیز روستایی قرار نگرفته است.
واکاوی موانع و مشکلات توسعه کارآفرینی روستایی در شرکتهای تعاونی و کشاورزی
دوره 11، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 174-191
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.397143.2099
رضا نوروزی اجیرلو، مسلم سلیمانپور، محمدکریم رئیسی، جواد اصغری راد
چکیده شرکتهای تعاونی و کشاورزی فعال در روستاها، ظرفیتی درجهت توانمندسازی روستائیان و توسعه اشتغال پایدار میباشند که مىتوانند در افزایش تولید، ارتقاى سطح درآمد و بهبود وضعیت اجتماعى مردم مؤثر باشند. پژوهش حاضر باهدف واکاوی موانع و مشکلات توسعه کارآفرینی روستایی در شرکتهای تعاونی و کشاورزی انجام گردید. تحقیق بهصورت کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. جامعه آماری تحقیق مدیران و کارشناسان کارآفرین شرکتهای تعاونی و کشاورزی در سال 1401 میباشند که با استفاده از نمونهگیری هدفمند 25 نفر تا حد رسیدن به اشباع داده انتخاب شدند. جهت گردآوری دادهها از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته و جهت آنالیز دادهها از روش تحلیل پدیدارشناسی اسمیت و همکاران استفاده گردید. بر اساس تجزیهوتحلیل دادهها، درمجموع 105 کد اولیه، 12 مؤلفه و 5 بعد اصلی، استخراج و طبقهبندی شدند. نتایج بیانگر آن بودند که موانع و مشکلات توسعه کارآفرینی روستایی در شرکتهای تعاونی و کشاورزی مشتمل بر 5 بعد فرهنگی، ساختار سازمانی، حمایتهای کارآفرینی، ساختار فنی و مدیریتی بود. این پژوهش تأیید میکند که عدم مهارتهای مدیریت تأثیر مثبتی بر شکست شرکتهای تعاونی و کشاورزی کارآفرینی دارد که اکثراً توسط مالکانی اداره میشوند که دانش کمی از مدیریت دارند که منجر به شکست کسبوکار میشود. همچنین نتایج نشان میدهد که عدم توسعه مناسب زیرساختها در کشور نیز عامل شکست شرکتهای تعاونی و کشاورزی است. پیشنهاد میگردد مدیران شرکتهای تعاونی و کشاورزی سطح دانش و مهارتهای مدیریت خود را با شرکت در کارگاهها و سمینارها افزایش دهند.
بررسی تقاضای غذا در ایران در بین خانوارهای روستایی
دوره 12، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 221-235
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.416397.2132
محدثه توکلی، علیرضا کرباسی
چکیده در کشورهای درحال توسعه، سیاستهای یکاندازه برای همه افراد جامعه، اغلب به آسیب رساندن به اقشار فقیر و آسیبپذیر منجر میشود. تقاضا برای گروههای غذایی مختلف در مناطق شهری و روستایی و گروههای درآمدی، متفاوت است و تغییر در قیمت مواد غذایی میتواند بر گروههای اجتماعی و جغرافیایی مختلف تأثیر متفاوتی بگذارد و همچنین پیامدهای متفاوتی برای فقر و ناامنی غذایی داشته باشد. از این رو هدف از این مطالعه بررسی ویژگیهای تقاضای غذا در ایران برای 14 گروه غذایی طی سالهای 1398 و 1399 با استفاده از سیستمهای تقاضای تقریبا ایده آل درجه دوم میباشد. به این منظور از دادههای خام مرکز آمار ایران استفاده شده است و دادههای مورد نیاز جهت فرایند تخمین با استفاده از کدنویسی دادههای خام مذکور در Excelاستخراج گردید و جهت بررسی هدف مطالعه از نرمافزار STATA بهره گرفته شد. نتایج مطالعه نشان داد کشش مخارج گروههای غذایی در سال 1399 نسبت به 1398 افزایش یافته و میانگین هزینه ماهانه تمام گروههای غذایی در سال 1399 نسبت به 1398 به میزان قابل توجهی افزایش داشته است که با توجه به عدم تغییر یا تغییر ناچیز در سهم بودجه این گروهها، میتوان این تغییر را ناشی از تورم دانست؛ که این نتایج، نشاندهنده کاهش رفاه خانوارها میباشد. اگرچه نان و غلات جزء موادغذایی اصلی خانوارهای روستایی محسوب میشوند، اما با درنظر گرفتن الگوی مصرفی خانوارهای روستایی باید تولید سایر موادغذایی و کنترل تورم جهت رفع مشکل امنیت غذایی افزایش یابد.
تحلیل تصمیم پذیرش نوآوری بکارگیری آبیاری مناسب در تاکستانهای شهرستان خرمدره
دوره 6، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 253-264
https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.197535.1814
سیده شیرین گلباز، اسماعیل کرمی دهکردی
چکیده مدیریت صحیح آب در تاکستانها باعث استفاده بهینه از منابع آب، خاک، کود و تولید محصولاتی با کمیت و کیفیت بالا میشود. لذا هدف این پژوهش بررسی تصمیم پذیرش نوآوری بکارگیری آبیاری مناسب در تاکستانهای انگور توسط انگورکاران شهرستان خرمدره میباشد، تا از طریق استفاده بهینه از آب ضمن صرفهجویی در مصرف آن محصولات بهتر و با کیفیتتری تولید شود. این پژوهش با استفاده از یک پیمایش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای ساختارمند با انگورکاران با کمک ابزار پرسشنامه گردآوری گردید. نمونهای متشکل از 260 نفر از جامعه 3942 نفری انگورکاران شهرستان خرمدره با استفاده از یک روش نمونهگیری چندمرحلهای انتخاب گردیدند. نتایج مقایسه فرایند تصمیم پذیرش (دانش، قصد ونیت (نگرش) و رفتار) بکارگیری آبیاری مناسب در بین سه گروه نشانداد که این اختلاف هم بین افراد گروه 1 (غیر تحت پوشش) با گروه 2 (افراد تحت پوشش طرح طوبی87-1380) و گروه 3 (تحت پوشش طرح توسعه باغ ها سالهای 90-1388) وجود دارد و هم بین افراد گروه 2 با گروه 3 وجود دارد. به طور کلی میانگین رتبهای دانش، قصد و نیت و رفتار انگورکاران گروه 3 نسبت به دو گروه 1 و 2 بیشتر شده است و میانگین گروه 2 نیز نسبت به گروه 1 بالاتر است. در نتیجه دانش، قصد و نیت و رفتار پذیرش آبیاری مناسب در بین گروه 3 بالاتر میباشد، پس طرح اصلاح و بهبود باغهای انگور موجب بالا بردن تصمیم پذیرش آبیاری مناسب توسط انگورکاران شهرستان خرمدره شده است.
مدلیابی معادله ساختاری پذیرش نهادههای زیستی توسط شالیکاران شهرستان ساری
دوره 7، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 253-266
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.259059.1891
مهدی چرمچیان لنگرودی
چکیده توسعه کاربرد نهادههای طبیعی و زیستی در راستای دستیابی به شالیکاری پایدار مهم و ضروری به نظر میرسد و شالیکاران را بایستی برای پذیرش شالیکاری پایدار و ارگانیک آماده نمود. ایجاد نگرش مثبت در شالیکاران نسبت به نهادههای زیستی برنجکاری و پذیرش آنها از اولویت و اهمیت زیادی برخوردار است. هدف از این مطالعه، مدلسازی معادله ساختاری پذیرش نهادههای زیستی توسط شالیکاران شهرستان ساری میباشد. جامعۀ آماری تحقیق کلیه شالیکاران شهرستان ساری (24502 نفر) بوده که 336 نفر از آنها بر اساس فرمول کوکران و با شیوه نمونهگیری تصادفی طبقهای به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. جمعآوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامۀ محققساخت بود. همچنین بر پایه مقدار میانگین واریانس استخراج شده (91/0< AVE > 692/0) و پایایی ترکیبی (993/0< CR > 969/0)، پرسشنامه دارای روایی همگرا و پایایی مناسبی بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS16 و Smart PLS2 بهره گرفته شد. نتایج به دست آمده از تحقیق نشان داد که ویژگیهای آموزشی (با ضریب مسیر 453/0)، ویژگیهای اطلاعاتی (با ضریب مسیر 355/0)، ویژگیهای اجتماعی (با ضریب مسیر 117/0) و نگرش نسبت به نهادههای زیستی (با ضریب مسیر 084/0) تأثیر مثبت معنیداری بر پذیرش نهادههای زیستی داشتند(p <0.01) و 99 درصد از واریانس پذیرش نهادههای زیستی توسط این متغیرها تبیین شد. پیشنهاد میشود با توجه به نگرش نامطلوب شالیکاران نسبت به نهادههای زیستی، به شالیکاران در خصوص نقش نهادههای زیستی در سلامتی محصول، آب، خاک و انسان اطلاعرسانی شود و بهتر است از شالیکاران آگاه در این خصوص برای آموزش سایر شالیکاران استفاده شود.
کاربرد برنامه ریزی چند هدفی در تعیین الگوی بهینه کشت در بخش مرکزی شهرستان تربت حیدریه
دوره 2، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 259-270
https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.15041
فاطمه رستگاری پور، مریم علوی، علیرضا کرباسی
چکیده با توجه به اهمیت مدیریت واحد های زراعی، اتخاذ سیاستهایی مبتنی بر الگوی کشت همراه با الویتبندی اهداف واحدهای کشاورزی اهمیت می یابد و انتخاب روشی که بتواند اهداف متعدد مدیران (هر چند که این اهداف با هم در تضاد باشند) را در یک مدل گنجانده و مدیر را به سمت اهداف بهینه هدایت نماید مهم و ضروری به نظر می رسد. لذا، در این مطالعه به تعیین الگوی بهینه کشت با کاربرد روش برنامهریزی خطی (تک هدفه) و برنامه ریزی چیبیشف (چند هدفه) پرداخته میشود اطلاعات مورد نیاز مطالعه از طریق تکمیل 188 پرسشنامه از کشاوررزان توابع تربت حیدریه با روش نمونه گیری خوشهای دو مرحلهای، طبقه بندی شده برای سال 1394به دست آمد. نتایج مطالعه نشانداد میزان سطح زیر کشت محصول گندم نسبت به سطح اولیه افزایش یافته است و محصول یونجه کاهش یافته است. محصول جو در مزارع کوچک و متوسط مقیاس بدون تغییر و در مزارع بزرگ نسبت به سطح اولیه افزایش یافته است و چغندرقند در مزارع کوچک مقیاس افزایش و در مزارع متوسط و بزرگ مقیاس بدون تغییر است یعنی از الگو حذف میشود. همچنین محصول پنبه در مزراع کوچک بدون تغییر و مزارع متوسط و بزرگ مقیاس نسبت به سطح اولیه کاهش یافته است
