تحلیل نقش آمایش عناصر فضایی در تابآوری اقتصاد روستایی مطالعه موردی: دهستان چشمهسرا (شهرستان شوط)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 231-251
https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.208900.1826
فرشاد رحمانی، علی اکبر تقیلو
چکیده اتخاذ استراتژیهای کارآمد پایدارسازی برای جنبههای مختلف تولید، توزیع و مصرف رسالت اصلی متولیان امور توسعه روستایی است. هدف این تحقیق مطالعه میزان تابآوری و انعطافپذیری روستاهای دهستان چشمهسرا ازنظر تولید، توزیع و مصرف در بخشهای مختلف اقتصادی و تبیین نقش سازمان فضایی عناصر در تابآوری آن است. روش تحقیق حاضر اکتشافی و از نوع توصیفی-تحلیلی است. روش جمعآوری اطلاعات بهصورت اسنادی و میدانی بوده است. روش نمونهگیری نیز بهصورت ساده تصادفی و حجم نمونه(320 نفر) با استفاده از روش آماری کوکران انجامشده است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از روشهای آماری در محیط SPSS و GIS انجام شد. نتایج رگرسیون فضایی حاکی از ارتباط بین تابآوری و عناصر سازمان فضایی دارد. ارتباط تابآوری با لکهها و شبکهها بالاست. روستاهایی که اراضی مناسبتری داشتند، تابآوری بالاتری را نیز تجربه کردند و تنها تعداد معدودی از روستاها چنین حالتی نداشتند و کمترین ارتباط نیز مربوط به سازمان فضایی جمعیت با تابآوری است. در مورد شبکهها وضعیت نوسان زیادی داشته است. بهطوریکه روستاهای علیکندی و ایلبلاغی که بالاترین وزن را در شبکههای ارتباطی داشتند دارای تابآوری پایینی میباشند. به همین دلیل ضریب محلی آن از 3/0 تا7/0 در نوسان بوده است. بهطورکلی نتایج نشان از ارتباط معنیدار بین عناصر سازمان فضایی و با تابآوری است. ضرایب محلی تخمین زدهشده برای آنها 85/0است که نشان از ارتباط بالای تمام روستاهاست. تقویت کیفیت شبکه های ارتباطی، ایجاد مشاغل کوچک روستایی و خانگی شامل، تولید عرقیات، خشکبار، خشک کردن میوه سبزی، تولید لبنیات که باعث نگهداشت جمعیت روستایی شود، می توان تاب آوری روستاها را افزایش دهد.
بررسی تغییرات الگوی مصرف مواد خوراکی خانوارهای روستایی خراسانرضوی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 239-252
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.242180.1862
ملیحه شیبانی، علیرضا کرباسی
چکیده با توجه به تنوع الگوی مصرف خانوارها و اهمیت چگونگی اختصاص درآمد محدود خانوار به کالاها و خدمات مختلف، بررسی رفتار مصرفی خانوارها با استفاده از برآورد کشش مخارج، جایگاه ویژهای در سیاستگذاریهای اقتصادی دارد. لذا در این مطالعه از دادههای خام مرکز آمار ایران در دو سال متوالی 1396 و 1397 جهت تجزیه و تحلیل رفتار مصرف موادغذایی خانوارهای روستایی خراسانرضوی به تفکیک در قالب نه گروه غذایی پرداخته شده است. این مطالعه نشان داد که در الگوی مصرف موادغذایی طی این دو سال تغییرات قابل توجهی مشاهده شده است. سهم بودجه غذا در سال 1397 نسبت به 1396 از 41 درصد به 53 درصد افزایش یافته است و همچنین کشش هزینه گروههای غذایی در سال1397 نسبت به 1396 افزایش یافته و بعضی از گروههای غذایی از حالت ضروری به لوکس تبدیل شدهاند که این نتیجه، نشاندهنده کاهش رفاه خانوارها میباشد. نتایج همچنین نشان میدهد که خانوادههای کمدرآمد نسبت به خانوادههای با درآمد بالاتر، از کشش هزینه غذایی بالاتر برخوردار هستند. تعادل مقیاس در هزینههای موادغذایی یافت میشود به این معنی که یک عضو اضافی خانواده باعث کاهش هزینههای اضافی میگردد. کاهش مصرف غلاتها و افزایش مصرف میوه و گوشت به معنای تجدید نظر در عرضه موادغذایی است. اگرچه غلات و نان جزء موادغذایی اصلی خانوارهای روستایی خراسانرضوی محسوب میشوند، اما با درنظر گرفتن الگوی مصرفی خانوارهای روستایی استان خراسانرضوی باید تولید سایر موادغذایی جهت رفع مشکلات امنیت غذایی افزایش یابد.
برآورد ارزش اقتصادی کاربرد رواناب های سطحی آلوده در بخش کشاورزی جنوب استان تهران
دوره 2، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 247-258
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.13606
محمدرضا ساسولی، سید ابوالقاسم برآبادی
چکیده لزوم بهرهگیری از منابع آبی غیرمتعارف مانند روانابهای سطحی و فاضلاب تولیدشده موضوعی است که امروزه بهعنوان یک ضرورت اجتنابناپذیر بهویژه در کشور ایران نمایان میباشد. این موضوع برای شهرهای ایران مخصوصاً استان تهران بهصورت خاص مطرح است. مطالعه حاضر بهبررسی ارزش اقتصادی کاربرد روانابهای سطحی آلوده در بخش کشاورزی جنوب استان تهران با استفاده از رهیافت تابع تولید در دو منطقه آلوده و منطقه پاک پرداختهاست. نتایج نشانمیدهد که میانگین عملکرد تولید گندم در میان کشاورزانی که از آب آلوده (فاضلاب) بهره میگیرند 376 کیلوگرم در هکتار بیشتر از کشاورزانی است که از آب پاک استفادهمیکنند. ارزش اقتصادی هر مترمکعب آب در نمونه کشاورزانی که از آب آلوده جهت آبیاری استفاده میکنند به میزان 110 ریال بیشتر از ارزش آن در نمونه کشاورزانی است که از آب کانالهای تمیز بهره میگیرند. بر اساس نتایج این مطالعه ارزش کل پساب تولیدی استان تهران در سال 1405 ه.ش برابر با 335480 میلیون ریال خواهد بود. اولویتبندی منافع آبیاری با فاضلاب از دیدگاه کشاورزان نشان میدهد که در دسترس بودن و قابل اطمینان بودن فاضلاب نسبت به سایر منابع آبی و کم هزینه بودن استفاده از آن بهعنوان مهمترین منفعت محسوب میگردد. افزایش عملکرد محصول و بهبود حاصلخیزی خاک در اثر آبیاری با فاضلاب در اولویتهای بعدی قرار گرفتهاست. این علل نشان میدهد که چرا کشاورزان با وجود منع قانونی کاربرد فاضلاب تصفیه نشده همچنان از این منبع آب آبیاری بهره میگیرند.
ارزیابی ریسکهای انتقال و توزیع گاز به مناطق روستایی (مورد مطالعه: استان هرمزگان) .
دوره 10، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 257-273
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.346224.2029
سیدمحمد فهیمی فرد، بهمن بازگیر
چکیده در این مطالعه به شناسایی، ارزیابی و اولویتبندی ریسکهای انتقال و توزیع گاز به مناطق روستایی و ارائه راهکارهای لازم جهت پوشش آنها پرداخته شد. برای این منظور جهت گردآوری دادههای مورد نیاز، پرسشنامه طراحی شده میان نمونه تعیین شده (به روش گلوله برفی) از خبرگان صنعت گاز کشور و بویژه استان هرمزگان توزیع شد و از میان آنها 17 پرسشنامه تکمیل و دریافت شد. همچنین، جهت تجزیهوتحلیل دادهها از تکنیک دلفی، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، تکنیک دیمتل (DEMATEL) و فرآیند تحلیل شبکهای (ANP) استفاده شد. نتایج نشان داد بطورکلی 31 ریسک در 5 معیار اصلی در انتقال و توزیع گاز به مناطق روستایی وجود دارد که به استثنای ریسکهای: تغییر در قوانین سرمایهگذاری داخلی، تغییر در مفاد قرارداد و تغییر در فناوری، که در محدوده زرد (احتیاط) میباشند، تمامی ریسکهای شناسایی شده در محدوده قرمز (خطر) هستند. همچنین، در میان معیارهای اصلی بهترتیب، ریسکهای: «مدیریتی/سازمانی»، «اقتصادی»، «سیاسی و قانونی»، «زیستمحیطی» و «فنی»، در اولویت میباشند. علاوه براین، در میان زیرمعیارها: «عدم کفایت نیروهای متخصص»، «کمبود نقدینگی»، «ناکارآمدی سیستم سلامت، امنیت و محیطزیست (HSE)»، «عدم جذب بودجه»، «عملکرد و تصمیمات نامناسب مدیران»، «نوسانات قیمتها»، «تحریمهای اقتصادی»، «زمانبندی نامناسب»، «حوادث فاجعهآمیز» و «نوسانات نرخ ارز»، بهترتیب در اولویت اول تا دهم هستند. در نهایت، راهکارهای پوشش ریسکهای انتقال و توزیع گاز به مناطق روستایی بر اساس اولویت آنها ارائه شد.
بررسی تشکل سنتی «واره» و تاثیر آن بر توانمندسازی زنان روستایی (مورد مطالعه: بخش مرکزی شهرستان رشتخوار)
دوره 8، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 267-284
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.276876.1923
خدیجه بوزرجمهری، خدیجه جوانی، حمید شایان، مریم قاسمی
چکیده «واره» سمن خود جوش دیرینهای است که به عنوان نمود مشارکت زنان روستایی، در توانمندسازی آنان از دیرباز نقش بسزایی داشته است. هدف تحقیق حاضر، بررسی وضعیت این سمن، نقاط قوت و ضعف و تاثیر آن بر توانمندسازی زنان روستاهای بخش مرکزی شهرستان رشتخوار است. اطلاعات مورد نیاز از طریق مصاحبۀ نیمهساختارمند با نمونهای برگزیده از سرگروهها و اعضای ثابت سمن (20n=) و برمبنای نظریۀ بنیانی، جمع آوری و تدوین شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد ایجاد و تداوم واره در روستاهای با معیشت غالب دامداری کوچک و سنتی نمود بیشتری دارد و به کارکرد های اجتماعی چون، برقراری عدالت و نظم و آثار اقتصادی چون؛ صرفهجویی در وقت، سودآوربودن، حس اقتدار و استقلال مالی در بین هم وارگان منجر شده است. در عین حال با چالشهایی نیز مواجه شده است، از جمله خشکسالیهای پی در پی و مشکلات تهیه علوفه، همچنین فناوری های مدرن نظیر نگهداری شیر در یخچال و توسعه ماشین الات حمل شیر به کارخانه که در کمرنگ شدن اهمیت وکارکرد این سمن موثر بوده است. ماندگاری «واره » و مشارکت واقعی زنان در آن بهصورت نظاممند می تواند به عنوان یک الگوی موفق در سمنهای نوبنیاد و رسمی به کار گرفته شود و نهادینه گردد
سنجش و تحلیل فضایی سطح توسعه یافتگی دهستان های استان همدان
دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 281-298
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.65892.1603
شاپور ظریفیان، سمیه لطیفی
چکیده پژوهش حاضر با هدف تعیین سطح توسعه یافتگی دهستانهای استان همدان با استفاده از تکنیکهای تصمیمگیری چند شاخصه انجام شده است. به منظور سنجش سطح توسعه دهستانها 53 شاخص در هشت گروه شاخصهای جمعیتی، زیربنایی، آموزشی، بهداشتی و درمانی، ارتباطی، خدماتی، اداری و سیاسی و اقتصادی و تولیدی تعریف و تنظیم گردید و وزن هر یک آنها با بهرهگیری از روشهای آنتروپی و AHP و تلفیق نتایج آنها تعیین شد. سپس سطح توسعه دهستانهای استان با استفاده از تکنیکهای TOPSIS، SAW و تاکسونومی عددی مشخص شد. برای رتبهبندی نهایی دهستانها نتایج حاصل از هر سه تکنیک با استفاده از روشهای میانگین رتبهها، بردا و کاپلند ادغام گردید و دهستانها براساس نتیجه نهایی رتبهبندی شدند. رتبهبندی نهایی دهستانهای استان همدان به لحاظ سطح توسعه یافتگی نشان داد، دهستانهای مهاجران شهرستان بهار، الوندکوه غربی شهرستان همدان و گرین شهرستان نهاوند در هر سه روش توسعه یافتهترین و دهستانهای گیان شهرستان نهاوند، کمازان سفلی شهرستان ملایر و گل تپه شهرستان کبودراهنگ توسعه نیافتهترین دهستانهای استان همدان میباشند. به لحاظ توسعه یافتگی بین دهستانهای استان نابرابری زیادی وجود دارد و توزیع خدمات و امکانات در سطح دهستانها براساس عدالت فضایی صورت نگرفته است. با توجه به نتایج بدست آمده توصیه میشود برنامهریزان و سیاستگذاران تلاش خود را معطوف به یافتن چرایی فاصلهها و شکافهای توسعهای دهستانهای استان نمایند و با ایجاد و تقویت مراکز خدماترسانی در سطح دهستانها و روستاهای مرکزی زمینه دستیابی به تعادل منطقهای در دهستانهای استان را فراهم آورند.
واکاوی رضایتمندی گردشگران روستایی مورد مطالعه: روستای ونایی بروجرد
دوره 9، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 281-291
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.296337.1964
غلامرضا تاج بخش
چکیده پژوهش حاضر در راستای توسعه گردشگری روستایی و با هدف واکاوی رضایتمندی گردشگران انجام گرفت. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق توصیفی- پیمایشی و از نوع همبستگی محسوب می گردد. جامعه آماری این پژوهش، گردشگران روستای در سال 1400 در روستای ونائی بروجرد می باشند. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. روش جمع آوری اطلاعات و داده ها، میدانی و ابزار آن پرسشنامه محقق ساخته است. اعتبار پرسشنامه از طریق اعتبار صوری و اعتبار سازه ها و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ تائید شد. آزمون همبستگی نشان می دهد که بین زیرساختهای فضایی، نیازهای ایمنی، نیازهای محبت و تعلق پذیری، نیازهای خودشکوفایی، تأمین نیازهای فیزیکی و رضایتمندی رابطه معناداری وجود دارد. با توجه به ضرایب رگرسیونی، زیرساختها، نیازهای فیزیکی و نیازهای خودشکوفایی با متغیر وابسته یعنی رضایتمندی رابطه مستقیم و مثبت دارند. نتایج پژوهش حاضر بطور کلی بیانگر آن است که رضایت گردشگران به واسطه ماهیت سفر و همچنین انگیزه های گردشگران در حد قابل قبولی می باشد.
تأثیر روند خشکشدن دریاچه ارومیه بر وضعیت اقتصادی مناطق روستایی اطراف از دیدگاه خانوارهای روستایی در دهستان بکشلوچای، شهرستان ارومیه
دوره 3، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 287-302
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.21138.1255
صالح حقی، سیداحمد خاتونآبادی، محمدصادق ابراهیمی
چکیده مخاطرات زیستمحیطی از جمله عواملی هستند که میتوانند ابعاد مختلف زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم را تحت تأثیر قرار دهند. هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی نگرش روستائیان پیرامون اثرات روند خشکشدن دریاچه ارومیه بر وضعیت اقتصادی مناطق روستایی دهستان بکشلوچایِ شهرستان ارومیه بود. این مطالعه از نوع کاربردی و روش پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی بوده که جامعه آماری آن را سرپرستان خانوارهای روستایی دهستان بکشلوچای (7466 نفر) تشکیل میدهند که حجم نمونه از طریق فرمول کوکران به تعداد 191 نفر برآورد گردیده و از طریق روش انتساب متناسب بین روستاهای دهستان تقسیم گردیده و در انتها با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده پاسخ دهندگان انتخاب گردیدند. ابزار تحقیق، پرسشنامهای بود که روایی آن بر اساس نظرات اساتید تأیید و برای تعیین میزان پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید که برای هر یک از شاخصهای اقتصادی بصورت مجزا محاسبه شد. تجزیه و تحلیل دادهها از طریق نرمافزار SPSS صورت گرفت. یافتهها نشان داد روستائیان بر این دیدگاه هستند که خشکشدن دریاچه منجر به کاهش مشاغل وابسته به حیات دریاچه و درآمد این مشاغل، کاهش تولیدات کشاورزی، کاهش میزان ورود گردشگر به منطقه و کاهش ارزش اقتصادی اراضی کشاورزیِ اطراف دریاچه در اثر انتقال گرد و غبار نمکی ِناشی از طوفانهای شدید شده است. همچنین از دیدگاه این افراد، با خشکشدن دریاچه در سالیان اخیر از آبدهی چاهها و قنوات کاسته شده، جمعیت آرتمیا (معروف به میگوی آب شور که تنها جاندار آبزی دریاچه ارومیه میباشد) کاهش یافته و تنوع کشت در منطقه نیز جای خود را به محدودیت کشت داده است
بررسی سازه های مؤثر بر مشارکت کشاورزان در مدیریت آبیاری (مورد مطالعه شهرستان خوی)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 289-309
https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.119243.1712
جمیله علیلو، محمد چیذری، شهلا چوبچیان
چکیده هدف این پژوهش بررسی سازههای مؤثر بر مشارکت کشاورزان در مدیریت آبیاری در شهرستان خوی بود. تحقیق حاضر از نوع علی- ارتباطی بود و به روش پیمایش انجام شد. جامعه آماری تحقیق تمامی کشاورزان شهرستان خوی در سال زراعی 95-1394 بودند (19088N=) که تعداد 379 نفر با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و روش نمونهگیری طبقهای با انتساب متناسب به عنوان نمونههای تحقیق انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامهای بود که روایی محتوایی آن توسط اساتید و متخصصین مربوطه تأیید شده و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ بین 72/0 تا 85/0 تعیین شد. دادههای بدست آمده با استفاده از نرمافزار SPSS19 تحلیل شدند. با توجه به نتایج، مشارکت کشاورزان در مدیریت آبیاری در سطح خوب ارزیابی شد. نتایج نشان داد بین متغیرهای مستقل نگرش کشاورزان نسبت به مشارکت در مدیریت آبیاری، آگاهی از پیامدهای مشارکت در مدیریت آبیاری، مناسب بودن عوامل فنی در شبکه آبیاری، میزان استفاده آنان از منابع اطلاعاتی، هنجارهای اجتماعی در زمینه مشارکت در مدیریت آب، دیدگاه کشاورزان نسبت به پرسنل ترویج کشاورزی، میزان اجتماعی بودن کشاورزان و دیدگاه کشاورزان نسبت به کارشناسان سازمان آب با متغیر وابسته مشارکت کشاورزان در مدیریت آبیاری رابطه مثبت و معنیداری در سطح یک درصد وجود داشت. همچنین نتایج حاصل از رگرسیون خطی به شیوه گام به گام نشان داد که متغیرهای مذکور 75 درصد از تغییرات متغیر وابسته مشارکت کشاورزان در مدیریت آبیاری را تبیین نمودند.
راهبردهای پابرجای توسعه فضایی سکونتگاههای روستایی پیراشهری مورد مطالعه: ناحیه شهریار
دوره 12، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 306-403
https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.543740.2249
سمیه عزیزی، فرهاد عزیزپور، وحید ریاحی، احمد خلیلی
چکیده معمولاً در برنامهریزی تمرکز صرف بر جنبههای اقتصادی، ضعف در توجه به برنامههای بلندمدت، تکیه بر برنامههای توسعه سطحی و ... باعث شده که تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی کلان جهانی و ملی که میتوانند به بازساخت فضاهای روستایی کمک کنند، نادیده گرفته شوند. عدم پیشبینی این تحولات و عدم اتخاذ اقدامات لازم برای کاهش تأثیرات منفی آنها، بر چالشهای موجود در روستاها افزوده است. این مسئله نیاز به یک رویکرد جامع و پایدار در برنامهریزی روستایی را بیشازپیش نمایان میکند. راهبرد پابرجا راهبردی است که با وجود موانع، غافلگیریها و خطاهای پیشبینی نشده، همچنان کارآمد است. هدف پژوهش حاضر تدوین راهبردهای پابرجای توسعه فضایی سکونتگاههای روستایی ناحیه شهریار با رویکرد آیندهنگاری است. این تحقیق تحلیلی-اکتشافی و با استفاده از روششناسی کیفی انجام شده است. به منظور شناسایی عوامل و نیروهای پیشران و عدم قطعیتها از مشاهده و مصاحبه نیمه ساختاریافته و بحثهای گروهی استفاده شد. دادهها با نرمافزارهای اطلس تی آی (برای کدگذاری)، میکمک (برای اولویتبندی و امتیازدهی عوامل پیشران و تحلیل اثرات متقابل این عوامل) و سناریوویزارد (برای طراحی سناریوها) تحلیل شدند. با توجه به یافتهها مبتنی بر پیشرانها، میتوان سه سناریو توسعه فضایی پایدار، شکننده و ناپایدار برای آینده سکونتگاههای روستایی ناحیه شهریار متصور شد. بر اساس سناریوهای ارائه شده، راهبردهای بهینهسازی بهرهبرداری از منابع طبیعی - بومشناختی متناسب با خدمات اکوسیستم فضای کلانشهری، بسترسازی پراکنش بهینه جمعیت در گستره فضایی، سامان بخشی به فضای کسب و کار در فضای کلانشهری، توسعه پیوندهای بخشی و بین بخشی در سطوح منطقهای، ملی و جهانی، سازماندهی نظام کاربری اراضی فضای کلانشهری، توسعه زیرساختهای سخت و نرم در فضای کلانشهری، اصلاح و توسعه سازمان فضایی غیرمتمرکز چندمرکزی در فضای کلانشهری، حکمروایی یکپارچه سرزمینی فضای کلانشهری و اصلاح و توسعه ساختارهای حقوقی - نهادی در فضای کلانشهری، پیشنهاد شده است که در شرایط مختلف امکان اجرایی شدن دارند.
تحلیل ساختاری پیوندهای روستایی – شهری مؤثر در امنیت غذایی نواحی روستایی به روش میک مک فازی زبانی (FLMICMAC) (موردمطالعه: سکونتگاههای پیراشهری دهدشت)
دوره 11، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 315-349
https://doi.org/10.22048/rdsj.2024.441246.2160
علی اکبر عنابستانی، سروش سنایی مقدم
چکیده چگونگی پیوند میان شهر و روستا بر جنبههای مختلف زندگی روستائیان اثرگذار است که یکی از این جنبهها، اثرگذاری این پیوندها بر روی امنیت غذایی است بهطوریکه قدیمیترین و اصلیترین پیوند روستایی- شهری پیوند درزمینه تأمین غذا بوده است. ازاینرو هدف پژوهش حاضر به دنبال تحلیل ساختاری عوامل کلیدی مؤثر بر پیوندهای روستایی- شهری در امنیت غذایی نواحی روستایی پیراشهری دهدشت میباشد. روش پژوهش بر اساس هدف از نوع کاربردی و بر اساس ماهیت، توصیفی – تحلیلی و علی - پیمایشی با رویکرد آیندهپژوهی است روش جمعآوری اطلاعات به روش اسنادی (کتابخانهای، مجلات علمی) و میدانی (پرسشنامه) بوده است جهت استخراج عوامل کلیدی پرسشنامه در چهار بعد شامل عوامل اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، اطلاعاتی و زیرساختی- نهادی مؤثر بر امنیت غذایی تهیه و در بین اعضای جامعه نمونه توزیع و تکمیل گردید جامعه نمونه این پژوهش را 25 نفر از کارشناسان و متخصصان تشکیل میدهد. جهت اعتبار و روایی پرسشنامه از نظرات اساتید دانشگاه و برای پایایی آن از روش آلفای کرونباخ استفادهشده است جهت تجزیهوتحلیل دادهها و تحلیل ساختاری تأثیرگذاری هر یک از شاخصهای مؤثر بر امنیت غذایی از نرمافزار (FL MICMAC) کمک گرفته شد. یافتههای پژوهش نشان داده است که در بین 76 عامل موردبررسی در چهار بعد 16 عامل کلیدی شامل پیوندهای اقتصادی (افزایش سرمایهگذاری دولتی و خصوصی، ارائه خدمات، تسهیلات و نهادههای، بهبود سرمایهگذاری در تولید ابزار و تنوعبخشی به منابع درآمدی خانوارهای روستایی)، در بعد پیوندهای اجتماعی -فرهنگی (استقبال مدیران روستایی از الگوی برنامهریزی، مشارکت ذینفعان بهویژه نخبگان، سرمایهگذاران، پذیرش تغییر از نگرش و احساس عدالت اجتماعی)، پیوندهای اطلاعاتی (اشتراکگذاری اطلاعات و ارتباطات بین خریداران و فروشندگان، اطلاعرسانی محصولات کشاورزی و جاذبههای گردشگری، شکلگیری یک محیط رقابتی محصولات غذایی و بهبود ارتباطات فناوری با الگوسازی و برند سازی) و پیوندهای زیرساختی نهادی (حمایت دولت جهت بهبود وضعیت زمینهای کشاورزی، تلاش برای بهبود وضعیت جادههای بین مراکز شهری و روستاها، راهاندازی صندوق اعتبارات روستایی و راهاندازی تعاونیهای چندمنظوره) بهعنوان پیشرانهای کلیدی شناسایی شدند؛ و انتظار میرود با پیشرانهای یادشده شهر دهدشت بتواند در جهت امنیت غذایی نواحی روستایی در قالب پیوندهای روستایی شهری گام بردارد.
مطالعه تطبیقی احساس امنیت اجتماعی جوامع روستایی دارای گردشگر و فاقد گردشگر، مطالعه موردی: دهستان سردابه، شهرستان اردبیل
دوره 6، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 365-380
https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.195496.1812
وکیل حیدری ساربان، شراره صائب
چکیده تغییر در همه ابعاد آن اعم از اقتصادی، اجتماعی، محیطی، سیاسی و تکنولوژیکی، مذهبی و هنری و غیره توأم با اضطراب و استرس بوده که احساس امنیت اجتماعی را تحت الشعاع قرار میدهد که در این راستا پدیده گردشگری همانند سایر رخدادهای اخیرا ظهور و بروز یافته همانند روباتها، هوش مصنوعی، کامپیوتر همهچیزدان، مهندسی ژنتیکی و خلق ابرانسان عاری از این قاعده نیست. لذا هدف این مقاله مطالعه تطبیقی احساس امنیت اجتماعی جوامع روستایی دارای گردشگر و فاقد گردشگر شهرستان اردبیل میباشد. این تحقیق از لحاظ هدف، توسعهای و از لحاظ ماهیت، توصیفی و پیمایشی و نیز از نوع علی- مقایسهای و تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه ساکنان روستایی دهستان «سردابه» میباشد. با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده و بر اساس فرمول کوکران، تعداد نمونه مناسب برای این تحقیق 385 نفر بدست آمد؛ از سویی، برای برابری در آزمون و نتیجه، 385 از ساکنان روستایی دهستان فاقد گردشگری «بالغلو» به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند. این تحقیق به روش پیمایشی با استفاده از پرسشنامه انجام گردیده است. روایی صوری پرسشنامه توسط پانل متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. مطالعه راهنما در منطقه مشابه جامعه آماری با تعداد30 پرسشنامه صورت گرفت و با دادههای کسب شده و استفاده از فرمول ویژه کرونباخ آلفا در نرم افزار SPSS، پایایی بخشهای مختلف پرسشنامه تحقیق 80/0 الی 83/0 بدست آمد. نتایج آزمون t در ارتباط با متغیر احساس امنیت اجتماعی دو گروه نشان میدهد جز امنیت نوامیس، امنیت فرهنگی و امنیت احساسی در تمام موارد ذکر شده احساس امنیت اجتماعی (از نظر شاخصهای امنیت جانی، امنیت اخلاقی، امنیت حقوقی، امنیت عاطفی، امنیت فکری و امنیت قضایی) دهستان فاقد گردشگر بیشتر از دهستان دارای گردشگر بوده است. در نهایت، با توجه به نتیجه پژوهش پیشنهادات کاربردی ارائه شده است.
تاثیر روشهای آموزشی نظام ترویج و آموزش کشاورزی بر رفتار زیست محیطی کشاورزان
دوره 7، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 381-396
https://doi.org/10.22048/rdsj.2020.242509.1864
یحیی صافی سیس، میلاد جودی دمیرچی، مژده ملکی
چکیده در حال حاضر، اگرچه بهرهوری و پایداری بسیاری از فناوریهای حفاظت از محیطزیست به طور گستردهای در مراکز تحقیقات کشاورزی به اثبات رسیده است، ولی هنوز شمار زیادی از کشاورزان اطلاع و دانش کافی را از این فناوریها ندارند و دلیل این امر، آن است که این گونه فناوریها مستلزم جایگزینی مهارتهای مدیریتی، دانش و نیروی انسانی محلی با نهادههای خارجی است. این پژوهش با هدف تحلیل تاثیر نظام ترویج و آموزش کشاورزی در قالب روشهای آموزشی- ترویجی بر رفتارهای زیستمحیطی کشاورزان انجام گرفت. پژوهش حاضر، از نوع پژوهشهای توصیفی و علّی- رابطهای است که با روش پیمایشی انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش، کشاورزان منطقه سیس واقع در شهرستان شبستر استان آذربایجان شرقی بودند (4487=N). برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد. حجم نمونه 350 کشاورز تعیین شد، که برای کاهش خطا و پوشش پرسشنامههای بیپاسخ، این تعداد به 360 نفر افزایش یافت و با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری دادههای پژوهش، پرسشنامه بود که روایی آن با استفاده از نظر استادان ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه تهران و پایایی متغیرها با استفاده از پیش آزمون و ضریب آلفای کرونباخ تایید شد. برای تحلیل دادهها از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. بر اساس دادههای میدانی، شواهد کافی برای تایید اثر معنیدار «روشهای گروهی» و «نگرش زیستمحیطی» بر «رفتار زیستمحیطی» وجود داشت. همچنین اثر معنیدار متغیرهای «ترویج انفرادی» و «دانش زیستمحیطی» بر «نگرش زیستمحیطی» تایید شد. بر اساس نتایج حاصله، تلفیق روشهای فردی، گروهی و انبوهی در برنامههای ترویجی، برای افزایش تاثیر روشهای آموزشی- ترویجی، میتواند صورت گیرد، تا امکان همافزایی منابع آموزشی و روشهای آموزشی در یک بستر هماهنگ و منسجم فراهم شود.
مطالعه پیامدهای اجتماعی و اقتصادی شهرکهای صنعتی بر نواحی روستایی مورد مطالعه: شهرکهای صنعتی شهرستان ارومیه
دوره 8، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 399-418
https://doi.org/10.22048/rdsj.2021.286636.1945
توحید علیزاده، محمد مظلوم خراسانی، علی اکبر مجدی
چکیده صنعتی شدن نقش عمدهای در توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع روستایی دارد. در فرایند توسعه صنعتی، استقرار پدیده شهرک صنعتی به عنوان یکی از راهبردهای توسعه روستایی شناخته میشود. مطالعه حاضر با هدف شناسایی و بررسی میزان اثر ابعاد اجتماعی و اقتصادی استقرار شهرک صنعتی فاز یک و دو، در نواحی روستایی شهرستان ارومیه صورت گرفته است. روش پژوهش، شبه آزمایشی است که با استفاده از طرح پسآزمون مورد سنجش قرارگرفتهاند. جامعه آماری شامل روستائیان نواحی همجوار و غیرهمجوار شهرکهای صنعتی است. حجم نمونه، تعداد 400 نفر از ساکنان روستاهای اطراف شهرک صنعتی به عنوان نمونه گروه آزمایش (از روستاهای الیاسآباد، قهرمانلوی سفلی و جارچیلو) و بعلاوه 400 نفر از افراد روستائی خارج از ناحیه شهرکهای صنعتی ( از روستاهای کشتیبان، تازهکند و میاوق) نمونه گروه شاهد انتخاب شدند.نتایج تحقیق نشان داد که دو منطقۀ مورد بررسی یعنی روستاهای مجاور شهرک صنعتی و روستاهای دور از شهرک صنعتی به لحاظ پیامدهای اقتصادی و اجتماعی با یکدیگر متفاوت هستند. در ابعاد پیامدهای اقتصادی، میانگین روستاهای مجاور (بهبود اقتصادی (30/6)، اشتغال زایی (13/5)، رضایت شغلی (7) بیشتر از روستاهای دور از شهرک (بهبود اقتصادی (25/8)، اشتغال زایی (10/8)، رضایت شغلی (5/9) بود. این تفاوت، با استفاده از مقادیر مربوط به آزمون تی دو نمونهای مستقل معنادار شده است. به طورکلی میانگین این متغیر در روستاهای مجاور شهرک (51/1) و در روستاهای دور از شهرک (42/6) ارزیابی گردید. نتایج، همچنین نشان میدهد که، همزمان با کاهش مهاجرت و افزایش کیفیت زندگی در روستاهای مجاور شهرک، افزایش آسیبهای اجتماعی در این روستاها مشاهده میشود.
شناسایی پیشرانهای تأثیرگذار بر گردشگری روستایی با رویکرد آیندهپژوهی (نمونه موردی: روستاهای شهرستان نیر)
دوره 10، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 412-427
https://doi.org/10.22048/rdsj.2023.334669.2009
بهرام ایمانی، امید حمید ننه کران
چکیده یکی از مهمترین بحثها در خصوص توسعه گردشگری، برنامهریزی برای آینده و در واقع آینده پژوهی است. بنابراین، این پژوهش قصد دارد مهمترین پیشرانهای مؤثر در گردشگری روستاهای نیر را شناسایی نموده و سپس با ارائه راهکارها و استراتژیها توسعه گردشگری این شهر را برای آینده تدوین نماید. این پژوهش در سال 1400 انجام شده و بر اساس هدف کاربردی و از نظر ماهیت تحلیلی و اکتشافی است. روش گردآوری اطلاعات، با توجه به ماهیت مطالعه تحقیق به دو صورت کتابخانهای و میدانی بوده است. دادههای کیفی با پرسشنامه باز و بررسی اسناد صورت گرفت. دادههای کمی به صورت عددی و از طریق وزندهی پرسشنامه دلفی تهیه شد. به شکلی که ابتدا شاخصها در ابعاد مختلف گردآوری و سپس در اختیار متخصصین و کارشناسان قرار داده شد. برای شناسایی متغیرهای پیشران و کلیدی از مدل تأثیرات متقابل در قالب نرمافزار میک مک استفاده شده است. در مرحله بعد پس از شناسایی عوامل کلیدی از 30 نفر از متخصصین درخواست گردید، در چارچوب ماتریس تأثیرات متقابل، بر اساس میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری به شاخصها امتیاز صفر تا سه اختصاص دهند. نتایج نشان داد شش متغیر در جایگاه مستقل، دو متغیر به عنوان ورودی، دو متغیر وابسته و دو متغیر نیز در جایگاه دوجهی قرار داشتند. همچنین عامل گردشگری برنامهریزی شده در روستاها که میزان اثرگذاری مستقیم آن 24 بدست آمد، به عنوان عامل ورودی با بالاترین قدرت تعیین کنندگی در جایگاه نخست، پیشرانهای کلیدی برای توسعه گردشگری روستاهای شهرستان نیر از دیدگاه هیات خبرگان است. همچنین حفظ محیط زیست، امکانات اقامتی و امکانات بهداشتی روستا با میزان اثرگذاری 17 در جایگاه دوم قرار داشتند. در این راستا پیشنهاد میگردد، با توجه به توانها و پتانسیلهای منطقه مورد نظر، برنامهای مدون جهت توسعه گردشگری روستایی تدوین گردد. به گونهای که توسعه صنعت گردشگری در نواحی روستایی مورد مطالعه به عنوان یک استراتژی جدید توسط جوامع محلی، عوامل سیاسی و برنامهریزان است که به عنوان عوامل مهم اصلاح مناطق روستایی به شمار میآیند و میتواند نقش عمدهای در توسعه این نواحی داشته باشد.
تحلیل نقش سرمایه اجتماعی در زیستپذیری روستاهای ادغام شده در شهر میاندوآب
دوره 3، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 415-441
https://doi.org/10.22048/rdsj.2017.29632.1379
حسن افراخته، حمید جلالیان، آرزو انوری، ایوب منوچهری
چکیده سکونتگاههای روستایی همواره در گذر زمان دچار تغییر و تحولات از ابعاد گوناگون هستند، این تحولات میتواند قابلیتهای زیستپذیری و کیفیت زندگی این سکونتگاهها را ارتقاء بخشد. در دهههای اخیر یکی از تحولاتی که روستاهای پیراشهری با آن روبرو بودهاند این است که با گسترش فیزیکی شهرها در شهر ادغام شدهاند. این ادغام باعث تحولات چشمگیری در ابعاد مختلف روستاها شده است و میتواند در ارتقاء یا تنزل زیستپذیری روستاها مؤثر واقع گردد. هدف اصلی این تحقیق تحلیل نقش سرمایه اجتماعی بر زیستپذیری روستاهای ادغام شده در شهر میاندوآب میباشد. گردآوری دادهها با مطالعات اسنادی و میدانی (پرسشنامه) انجام شده است. جامعه آماری پژوهش 6 روستای ادغام شده به شهر میاندوآّب میباشد، برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است، تعداد نمونه 377 مورد بوده است، نمونهگیری برای گردآوری اطلاعات به صورت تصادفی ساده بوده است. برای تحلیل دادهها از رگرسیون چند متغیره و رگرسیون وزنی جغرافیایی استفاده شد. نتایج نشان داد در شهر میاندوآب روستاهایی که فاصله نزدیکتری به شهر داشتهاند و نسبت به سایر مسیرهای ارتباطی شهر از موقعیت مناسبتری در ارتباط با سایر شهرهای منطقه برخوردارند، مهاجرپذیرتر بوده و ضریب سرمایه اجتماعی در آنها منفی بوده است. پایین بودن سرمایه اجتماعی در این روستاها باعث شده تا سطح زیستپذیری آنها نیز کاهش یابد.
سنجش پایداری کیفیت زندگی در سکونتگاههای روستایی (مورد مطالعه: دهستان حسنلو، آذربایجان غربی، ایران)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 427-452
https://doi.org/10.22048/rdsj.2018.67951.1609
شمسی صالح پور، حمید جلالیان
چکیده ارتقاء کیفیت زندگی یکی از مفاهیم محوری توسعه پایدار است که در تمام زمینههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیطی، کالبدی و نهادی ظاهر میشود. هدف اصلی این مقاله سنجش پایداری کیفیت زندگی در سکونتگاههای روستایی دهستان حسنلو از توابع شهرستان نقده است. پژوهش حاضر به روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق را دو گروه خانوارهای روستایی و مسئولان محلی تشکیل میدهد. برای تعیین حجم نمونه از مدل کوکران و برای نمونه گیری از نمونه گیری در دسترس و هدفمند استفاده شده است. گردآوری اطلاعات به صورت میدانی با استفاده از پرسشنامه صورت گرفته است. دادههای جمعآوری شده با بهرهگیری از نرمافزار SPSS و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، تی تک نمونهای، تحلیل واریانس یکطرفه، آزمون توکی و مدل تصمیمگیری چند شاخصه WASPAS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج کلی حاصل از مقایسه دیدگاههای مردم و مسئولین نشان داد که بهبود تمام شاخصهای مورد بررسی برای پایداری کیفیت زندگی در سکونتگاههای روستایی ضروری به نظر میرسد. ازاینرو، بین نظرات هر دو گروه مردم و مسئولین همسانی وجود دارد. نتایج کلی پژوهش نشان داد سطح کیفیت زندگی در محدوده موردمطالعه پایینتر از حد متوسط (با امتیاز 91/2) است. همچنین نتایج تحلیل WASPAS نشان داد که روستاهای حسنلو، بارانی کرد و شیخ احمد به لحاظ کیفیت زندگی با رتبه یک، دو و سه در قیاس با سایر سکونتگاهها، در سطح پایداری متوسط قرار دارند.
اثرات توسعه گردشگری در روستاهای بخش مرکزی شهرستان بویر احمد
دوره 5، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 427-440
https://doi.org/10.22048/rdsj.2019.134843.1739
مهدی نوری پور، الهام درخشان، زینب شریفی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات توسعه گردشگری در روستاهای بخش مرکزی شهرستان بویر احمد انجام شده است. جامعه آماری تحقیق شامل 1180 خانوار روستایی از دو گروه روستاهای غیرگردشگرپذیر و گردشگرپذیر بوده است که با توجه به جدول نمونهگیری کرجسی و مورگان 298 خانوار روستایی به عنوان نمونه تعیین شد. نمونهها با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای با انتساب متناسب انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن توسط متخصصان و پایایی آن با محاسبه آلفای کرونباخ تأیید شد. نتایج مقایسه وضعیت پنج سال پیش (قبل از رونق گردشگری) دو گروه روستاها نشان داد در مؤلفههای سرمایه اجتماعی، توجه به آداب و رسوم محلی، تمایل به زندگی در روستا، اشتغال و آگاهی زیست محیطی بین دو گروه روستاهای غیرگردشگرپذیر و گردشگرپذیر تفاوت معنیداری وجود دارد، بهطوریکه در روستاهای گردشگر پذیر این مؤلفهها از میانگین بالاتری برخوردار بوده است. همچنین نتایج مقایسه وضعیت فعلی دو گروه روستاها نشان داد تنها در مؤلفههای تخلفهای اجتماعی و آگاهی زیست محیطی بین دو گروه روستاهای غیرگردشگرپذیر و گردشگرپذیر تفاوت معنیداری وجود دارد، بهطوریکه رونق گردشگری، از لحاظ اجتماعی اثر منفی داشته و منجر به افزایش تخلف اجتماعی شده است و از لحاظ زیست محیطی تأثیر مثبت داشته و منجر به افزایش آگاهی زیست محیطی خانوارهای روستایی شده است. افزون بر آن، گردشگری از لحاظ اقتصادی و زیرساختی هیچگونه اثر قابل ملاحظهای در منطقه نداشته است.
تحلیل اثرات طرحهای کوچک محلی مهار و انتقال آب بر اقتصاد روستایی (مطالعه موردی: شهرستان نیشابور)
دوره 9، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 431-446
https://doi.org/10.22048/rdsj.2022.290447.1951
حمید شایان، مریم قاسمی، حوریه هوایی
چکیده امروزه آب یکی از بزرگترین چالشهای قرن حاضر است و منشأ بسیاری از تحولات جهان محسوب می شود. از آنجاییکه پراکنش منابع آب و نزولات عموما متناسب نمیباشد، ذخیرهسازی و انتقال در مقیاس خرد و نیز بین حوضهای آب در قالب طرحهای آبی برای جمعآوری، انتقال برای توسعه موزون فعالیتهای انسانی لازم است. لذا استفاده بهینه و درست از منابع آبی و جلوگیری از هدررفت آنها از اهمیت زیادی برخوردار است. پژوهش حاضر به دنبال شناسایی مهمترین تأثیرات طرحهای کوچکمقیاس محلی مهار و انتقال آب بر توسعه اقتصاد روستایی در قلمرو شهرستان نیشابور و شناسایی مشکلات پیش روی آنها میباشد. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است. تعداد نمونه ها 165 سهم بر آب استخر یا بند میباشد که با استقاده از فرمول N0 با توجه به تعداد سهامداران آب تعیین شد. با توجه به نتایج بهدستآمده، ایجاد طرحهای کوچکمقیاس و محلی مهار و انتقال آب باعث افزایش سطح توان اقتصاد روستایی خصوصا در بخش کشاورزی شده است. چرا که راندمان و مساحت اراضی زراعی و باغی بعد از ایجاد طرحهای کوچکمقیاس و محلی مهار و انتقال آب به طور معناداری افزایش یافته اند. همچنین مشکلاتی نظیر اختلاف بر سر تقسیم آب، تخریب بهوسیله افراد غریبه و کمبود سرمایه، ضعف همکاری مالکین و تأمین بودجه، عدم ایمنسازی، ساماندهی آبهای سطحی و مشکلات مالی نیز در این زمینه وجود دارد.
شناسایی و سنجش میزان اهمیت شاخصهای آمیخته بازاریابی ( 8p) در اقامتگاههای بومگردی مورد مطالعه: روستاهای منطقه هورامان
دوره 11، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 477-497
https://doi.org/10.22048/rdsj.2025.385921.2086
سعید سجادی، مهدی پورطاهری، عبدالرضا رکن الدین افتخاری
چکیده آمیخته بازاریابی، یکی از مقولههای مهم در بازاریابی گردشگری است و در فرآیند برنامهریزی و توسعه اقامتگاههای بومگردی نقش بسزایی را ایفا میکند. در همین راستا هدف پژوهش حاضر، شناسایی مولفههای آمیخته بازاریابی در اقامتگاههای بومگردی و سنجش میزان اهمیت آنها در منطقهی هورامان است. منطقه هورامان در دو استان کردستان و کرمانشاه واقع شده است و به سه بخش هورامان تخت، هورامان لهون و هورامان ژاوهرود تقسیم میشود و تعداد 25 روستا در این منطقه، 45 اقامتگاه بومگردی را دارا هستند. روش جمعآوری اطلاعات اسنادی و میدانی بوده و در این پژوهش برای استخراج شاخصهای بازاریابی و بیان ادبیات پژوهش از روش اسنادی و از روش میدانی برای جمعآوری دادههای مورد نیاز برای بررسی شاخصها استفاده گردیده است. جامعه آماری پژوهش شامل اعضای هیئتعلمی دانشگاههای کشور و دانشجویان و فارغالتحصیلان دکتری با رساله مرتبط (15 نمونه)، کارشناسان گردشگری اداره کل میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی استانهای کردستان و کرمانشاه (15 نمونه) و مدیران اقامتگاههای بومگردی منطقه هورامان (28 نمونه) است که در مجموع تعداد 58 پرسشنامه توسط آنها در سال 1401 تکمیل گردید. برای پردازش و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تحلیل واریانس یکطرفه، آزمون تعقیبی توکی) در نرمافزار Spss استفاده شده است. همچنین نتایج پژوهش با آزمون تعقیبی توکی بیان میکند که از میان عناصر آمیخته بازاریابی اقامتگاههای بومگردی منطقهی هورامان تفاوت معناداری وجود داشته و در این راستا شاخصهای محصول با 20 سنجه، قیمت با 14 سنجه، مکان با 17 سنجه و مردم با 16 از اهمیت بیشتری در منطقه هورامان برخوردار هستند. برای تحقق اهداف با بهرهگیری از نتایج پژوهش در کنار جاذبهها و منابع گردشگری اقامتگاههای بومگردی با هدف جذب بیشتر گردشکران پیشنهاد میشود ضمن بهروزرسانی خدمات بومگردی با بهرهگیری از ترکیب فناوریهای جدید و دانش بومی اقدام به تولید آثار فرهنگی، هنری و خدماتی بومگردیها شود و از طریق صداوسیما و شبکههای اجتماعی معرفی گردد.
تحلیل موانع تنوعبخشی به فعالیتهای اقتصادی در نواحی روستایی استان کندز- افغانستان
دوره 12، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 561-581
https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.469115.2186
محمد آصف شایق، خلیل کلانتری، حجت ورمزیاری، علی اسدی، رحمت الله عاطفی
چکیده تنوعبخشی به فعالیتهای اقتصادی در مناطق روستایی به عنوان کلیدی برای تقویت تابآوری و توسعه پایدار این جوامع تلقی میشود. این رویکرد نهتنها به کاهش وابستگی به یک یا چند منبع درآمد خاص میانجامد، بلکه با گسترش دامنه فعالیتهای اقتصادی، فرصتهای شغلی متنوعی را برای ساکنان روستاها فراهم میآورد. در همین راستا، مطالعه پیمایشی حاضر، در سال 1400 و با هدف شناسایی و تحلیل عمدهترین موانع تنوعبخشی به فعالیتهای اقتصادی روستایی انجام شد. جامعه آماری این تحقیق، تمامی سرپرستان خانوارهای روستایی استان کندز بود. در این پژوهش حجم نمونه، با استفاده از نرمافزار G*Power، 188 نفر تعیین و نمونهگیری، به روش خوشهای انجام شد. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه و روش تکمیل آن، مصاحبة حضوری بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که بهترتیب موانع شکاف شهری-روستایی و ریسکپذیری پایین روستائیان با تبیین واریانس (24.52 درصد)، ضعف آموزشی (15.75)، عدم تدارک فناوری و کالاهای عمومی (12.5) و موانع مهارتی و تخصصی (7.85)، توانستند 6/60 درصد واریانس موانع تنوعبخشی به فعالیتهای اقتصادی روستایی در روستاهای استان کندز را تبیین نمایند. مطالعه حاضر در مقایسه با تحقیقات قبلی توانست موانع عینیتری را در خصوص تنوعبخشی به فعالیتهای اقتصادی روستایی ارائه دهد. شایان ذکر است که تحقیقات قبلی، موانع مذکور را در ابعاد کلی اجتماعی، زیرساختی، مدیریتی، محیطی و اقتصادی جمعبندی کردهاند. از جمله موانع اساسی که به صورت عینی شناسایی شده است، ریسکپذیری پایین روستائیان است که مانع ورود ایشان به مشاغل نوین روستایی میشود. لذا مسئولان امر، باید ادراک ریسک روستائیان را از طریق حمایت از ارائه خدمات توسعه کسبوکار مورد نیاز کسبوکارهای نوین و نیز حمایت مالی یا سرمایهگذاری در دوره گذار کاهش دهند. مطالعه حاضر، فراوری محصولات کشاورزی، خیاطی و قالیبافی را بهعنوان مهمترین فرصتهای شغلی جدید شناسایی کرد که باید در تدوین راهبردهای تنوعبخشی شغلی روستایی مد نظر قرار گیرند.
تحلیل تاثیر حکمروایی محلی بر زیست پذیری سکونتگاههای روستایی (مورد مطالعه: بخش ماهور میلاتی، شهرستان ممسنی)
دوره 13، شماره 1، بهار 1405
https://doi.org/10.22048/rdsj.2026.549189.2250
مجتبی قدیریمعصوم، محمدرضا رضوانی، حسین حسین پور
چکیده حکمروایی محلی بهعنوان چارچوبی کلیدی در مدیریت و توسعه محلی، نقش اساسی در ارتقای کیفیت زندگی و زیستپذیری جوامع انسانی دارد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیر حکمروایی محلی بر زیستپذیری سکونتگاههای روستایی بخش ماهور میلاتی شهرستان ممسنی در سال ۱۴۰۴ انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر روش پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل جمعیت ساکن در ۳۲ روستای منتخب بخش ماهور میلاتی بود. نمونهگیری بهصورت چندمرحلهای انجام شد؛ بهگونهای که ابتدا روستاها براساس معیارهای جمعیتی، جغرافیایی و پراکنش فضایی انتخاب شدند، سپس سهم هر روستا متناسب با جمعیت آن تعیین و پاسخگویان در هر روستا بهصورت تصادفی انتخاب شدند. براساس فرمول کوکران، حجم نمونه اولیه ۳۴۱ نفر محاسبه شد که بهمنظور افزایش دقت و تأمین حداقل نمونه در روستاهای کمجمعیت، به ۳۸۷ نفر افزایش یافت. دادهها با استفاده از پرسشنامه محققساخته گردآوری شد. روایی پرسشنامه با نظر خبرگان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ برای حکمروایی (۰/۹۱۶) و زیستپذیری (۰/۸۹۶) تأیید شد. برای تحلیل دادهها از آزمونهای t تکنمونهای، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده گردید. نتایج نشان داد میانگین شاخصهای حکمروایی (۲/۸۰) و زیستپذیری (۲/۵۴) پایینتر از سطح مطلوب (۳) بوده و وضعیت هر دو متغیر نامطلوب است. همچنین، نتایج همبستگی پیرسون بیانگر وجود همبستگی متوسط میان حکمروایی و زیستپذیری بود. تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد که بهترتیب ابعاد قانونمحوری با ضریب بتای ۰/۳۲۰، پاسخگویی با ضریب ۰/۲۹۰، مسئولیتپذیری با ضریب ۰/۲۷۵ و کارایی با ضریب ۰/۲۶۰ بیشترین تأثیر را بر زیستپذیری دارند. بر این اساس، تقویت مشارکت، توافق جمعی، عدالت و شفافیت میتواند با ارتقای سرمایه اجتماعی و بهبود فرایندهای مدیریتی، زمینه افزایش زیستپذیری سکونتگاههای روستایی را فراهم سازد.
اولویتبندی روستاهای دارای جاذبه گردشگری در استان آذربایجان-شرقی با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی
دوره 3، شماره 1، بهار 1395، صفحه 3-3
https://doi.org/10.22048/rdsj.2016.13607
فاطمه کاظمیه، حسن صدیقی، محمد چیذری
چکیده مقوله اقتصاد روستایی غیر زراعی اکنون بهشدت مورد توجه کشورهای توسعه یافته برای استفاده از تمامی ظرفیتهای اقتصادی نواحی روستایی قرارگرفته است. در این راستا گردشگری روستایی که جزئی از صنعت گردشگری بهحساب میآید میتواند با شناسایی پتانسیلها و برنامهریزی اصولی و مناسب، نقش مؤثری در توسعه مناطق روستایی و در نتیجه توسعه ملی و تنوع بخشی به اقتصاد ملی برعهده داشته باشد. در این مطالعه ضمن شناسایی پتانسیلهای گردشگری روستایی، ارزیابی و سطحبندی روستاهای دارای جاذبه گردشگری مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به متفاوت بودن جاذبهها در مناطق روستایی کشور و همچنین بهمنظور اجتناب از کلینگری و بهمنظور دستیابی به نتایج دقیق و کاربردی، روستاهای دارای جاذبه گردشگری استان آذربایجانشرقی بهعنوان منطقه مورد مطالعه انتخاب گردید. در این مطالعه از تحلیل سلسله مراتبی چند معیاره برای اولویتبندی نواحی روستایی از بعد گردشگری روستایی استفاده شدهاست. این تکنیک بر اساس مقایسه زوجی بنا نهاده شده و امکان بررسی گزینههای مختلف را به مدیران و برنامهریزان میدهد. جامعه آماری تحقیق، متخصصانی بودند که در زمینه گردشگری روستایی دانش و تجربه کافی داشتند. نتایج نشان داد که روستاهای مورد مطالعه از لحاظ اولویت توسعه در سه سطح قرار دارند که این سطوح میتوانند مبنایی برای برنامهریزی و تصمیمگیری مدیران بخش گردشگری استان آذربایجانشرقی باشند.
آیا حمایتگرایی دولت شاخص های فقر را در روستا کاهش داده است؟ مطالعه موردی استان مازندران
دوره 1، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 13-24
https://doi.org/10.22048/rdsj.2015.9666
سید مجتبی مجاوریان، نوشین رئیسی
چکیده فقر مانعی مهم در عدم توسعه اقتصادی جهان سوم محسوب می شود. هدف از این مطالعه اندازه گیری فقر در روستاهای استان مازندران در شش مقطع زمانی است که یک مقطع آن پس از اجرای برنامه هدفمندی یارانه ها است. پس از محاسبه خط فقر در منطقه مورد مطالعه، برای اندازهگیری فقر، شاخص های درصد فقر، شدت فقر و شاخص سن محاسبه گردید. داده های تحقیق از اطلاعات آماری هزینه درآمد خانوار روستایی این استان طی سالهای 1390-1380 استخراج شده است. نتایج نشان میدهد در سال 88، حدود 10 درصد جامعه زیر خط فقر قرار داشتند. در سال 90 (بعد از هدفمندی یارانهها) انرژی مورد نیاز دهک اول درآمدی تامین نشده است. در جامعهی روستایی بواسطه تامین غذایی مورد نیاز از طریق تولید خانوار، دریافت یارانهی نقدی نسبت به یارانهی کالایی منفعت بیشتری داشته است. در این راستا با توجه به نتایج بدست آمده و مشاهدهی کاهش اندازهی شاخصهای فقر بعد از هدفمندی یارانهها، پیشبینی میگردد اجرای فاز دوم هدفمندی یارانهها نتایج مفیدی را حداقل در بخش روستایی داشته باشد.
بررسی تأثیر صادرات بر اشتغال در زیربخشهای کشاورزی ایران
دوره 1، شماره 1، بهار 1393، صفحه 15-28
https://doi.org/10.22048/rdsj.2014.5996
فرحناز شهریاران، صدیقه نبیئیان، حسین مهرابی بشر آبادی
چکیده بخش کشاورزی از مهمترین بخشهای اقتصاد کشور است که به دلیل عوامل تولید بسیار، ازجمله نیروی کار همواره مورد توجه اقتصاددانان بوده است. ازاینرو توجه به توان اشتغالزایی این بخش در بین سیاستگذاران از اهمیت ویژهای برخوردار است. لذا در این مطالعه با استفاده از رهیافت دادههای تابلویی، تأثیر متغیر صادرات بر تقاضای نیروی کار در زیربخشهای کشاورزی ایران شامل زراعت و باغبانی، دامپروری، شیلات و جنگلداری، در دوره 1389-1371 مورد بررسی قرارگرفته است. نتایج حاصله نشان میدهد رشد صادرات بر افزایش اشتغال زیربخشها، بهجز دامپروری، تأثیرات مثبت و معنیداری داشته است و ضریب آن در زیربخشهای زراعت و باغبانی، دامپروری، شیلات و جنگلداری به ترتیب برابر با 04/0، 001/0، 03/0 و 04/0 است. همچنین میزان اثرات ثابت که حاکی از توان اشتغالزایی زیربخشهاست برای زیربخش زراعت و باغبانی برابر با 72/2، دامپروری 4/2، شیلات 39/2- و برای زیربخش جنگلداری برابر 73/2- است. با توجه به این نتایج، انتظار میرود که حمایت و نظارت دولت و سرمایهگذاریهای دولتی و خصوصی در جهت افزایش توان صادراتی این بخش امری مهم و تأثیرگذار در اشتغالزایی بخش کشاورزی و زیربخشهای آن باشد.
